English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
to fall down the river باجریان رودخانه حرکت کردن
Other Matches
live lining ماهیگیری در رودخانه که نخ و قلاب با جریان اب حرکت می کنند
afflux خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
faradism معالجه باجریان برق
faradization معالجه باجریان برق
up the river سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
affluent رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
aerodynamic shape شکل یک جسم در رابطه باجریان هوا در اطراف ان
liman خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
to clean arives رودخانه ایی را لاروبی کردن
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
raster سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
sail باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailings باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braided ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbering چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbered چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braid ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braids ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
rever رودخانه
rivers رودخانه
river clay گل رودخانه
glacier رودخانه یخ
river gravel شن رودخانه
river line خط رودخانه
river رودخانه
glaciers رودخانه یخ
move on ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
headwater بالادست رودخانه
strand لایه رودخانه
stethe ساحل رودخانه
riparian ساحل رودخانه زی
conferva علف رودخانه
along the river درامتداد رودخانه
head stream سرچشمه رودخانه
river trip مسافرت رودخانه ای
strands لایه رودخانه
river trip گردش رودخانه ای
the karoon river رودخانه کارون
the river karoon رودخانه کارون
streams رودخانه ابراهه
levee کناره رودخانه
riverward بطرف رودخانه
riverbed بستر رودخانه
lethe اب رودخانه بزرخ
alpheus رب النوع رودخانه
river profile نیمرخ رودخانه
by water از راه رودخانه
river banks ساحل رودخانه
river mouth دهانه رودخانه
an open river رودخانه باز
fork of ... river شاخه رودخانه ...
euphrates رودخانه فرات
river line خط ساحل رودخانه
water system رودخانه و شعبات ان
stream رودخانه ابراهه
streamed رودخانه ابراهه
riverine سواحل رودخانه
river beds بستر رودخانه
upstream بالای رودخانه
potamology مبحث رودخانه ها
bight پیچ رودخانه
river bank ساحل رودخانه
ostiary دهانه رودخانه
river bed بستر رودخانه
bottom ice یخ کف دریاچه یا رودخانه
low water فروکش اب رودخانه
loiters معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiter معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
moves حرکت کردن
skew کج حرکت کردن
sailings حرکت کردن
move حرکت کردن
whir حرکت کردن
get under way حرکت کردن
inch حرکت کردن
waggle حرکت کردن
waggling حرکت کردن
waggled حرکت کردن
to bear oneself حرکت کردن
skews کج حرکت کردن
departure حرکت کردن
sail حرکت کردن
waggles حرکت کردن
departures حرکت کردن
moved حرکت کردن
to weigh anchor حرکت کردن
sailed حرکت کردن
have way on حرکت کردن
skewing کج حرکت کردن
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
styx رودخانه عالم اسفل
bank effect اثر کناره رودخانه
sluggish stream رودخانه با جریان کند
excavation in river bed خاکبرداری در بستر رودخانه
spanned پل زدن روی رودخانه
spanning پل زدن روی رودخانه
spans پل زدن روی رودخانه
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
ferryboat قایق عبور از رودخانه
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
interamnian واقع در میان دو رودخانه
chutes شیب تند رودخانه
ferryboats قایق عبور از رودخانه
chute شیب تند رودخانه
span پل زدن روی رودخانه
fluviatic پیداشده رودخانه رودخانهای
head water بالای رودخانه بالارود
levee دیواره ساحلی رودخانه
fluvial زیست کننده در رودخانه
niagara رودخانه و ابشار نیاگارا
head water قسمت بالادست رودخانه
riverain ساکن ساحل رودخانه
white water ابشارهای کوتاه رودخانه
keelboatman کرجی بان رودخانه
river bed level تراز بستر رودخانه
river basin ابگیر یا حوضه رودخانه
forced crossing عبور اجباری از رودخانه
basin حوزه رودخانه ابگیر
riparian وابسته بکنار رودخانه
upstream مخالف جریان رودخانه
keelboat قایق پهن رودخانه
basins حوزه رودخانه ابگیر
eyot جزیره کوچک در رودخانه
upstream بالادست جریان رودخانه
deliberate crossing عبور با فرصت از رودخانه
naiad حوری موجددریاچه رودخانه
bayou شاخه فرعی رودخانه
basin area حوزه ابریز رودخانه
near bank ساحل نزدیک رودخانه
hasty crossing عبور تعجیلی از رودخانه
skeet باسرعت حرکت کردن
laziest باکندی حرکت کردن
streaked بسرعت حرکت کردن
trances باچالاکی حرکت کردن
spank با سرعت حرکت کردن
lugs سنگین حرکت کردن
streak بسرعت حرکت کردن
lazy باکندی حرکت کردن
whirry بعجله حرکت کردن
spanks با سرعت حرکت کردن
spanked با سرعت حرکت کردن
trance باچالاکی حرکت کردن
ranges سیر و حرکت کردن
to tail to the tide باجزرومد حرکت کردن
lazier باکندی حرکت کردن
streaking بسرعت حرکت کردن
ranged سیر و حرکت کردن
trail بدنبال حرکت کردن
spiralled بطورمارپیچ حرکت کردن
sneaks دزدکی حرکت ه کردن
crawfish به پشت حرکت کردن
pule باصدا حرکت کردن
sneaked دزدکی حرکت ه کردن
to bolt ناگهانی حرکت کردن
streaks بسرعت حرکت کردن
jink بسرعت حرکت کردن
trails بدنبال حرکت کردن
trailing بدنبال حرکت کردن
trailed بدنبال حرکت کردن
sneak دزدکی حرکت ه کردن
larrup سنگین حرکت کردن
range سیر و حرکت کردن
lugging سنگین حرکت کردن
crabs به پهلو حرکت کردن
to move on واداربه حرکت کردن
infile به ستون دو حرکت کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com