Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
market overt
بازار اشکار
Other Matches
walras law
براساس این قانون در تعادل عمومی بازارها با دخالت بازار پول چنانچه تعدادی بازار کالا درحالت تعادل قرارداشته باشنددر این صورت بازار بعدی که میتواند بازار پول باشد نیز درحالت تعادل قرار خواهدداشت
disruptive pattern
اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
dumping
فروش کالا در بازار خارج به قیمتی ارزانتر از بازار داخل
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
fairer
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairs
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fair
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
fairest
بازار مکاره هفته بازار عادلانه
market failure
شکست بازار نارسائی بازار
manifested
اشکار اشکار ساختن
manifests
اشکار اشکار ساختن
manifesting
اشکار اشکار ساختن
manifest
اشکار اشکار ساختن
market value
در بازار قیمت بازار
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
market economy
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
market economies
اقتصاد مبتنی بر بازار اقتصاد بازار
crying
اشکار
plainer
اشکار
evident
اشکار
plain
اشکار
overt
اشکار
explicit
اشکار
opens
اشکار
open-and-shut
اشکار
open and shut
اشکار
semblable
اشکار
plainest
اشکار
uncovered
اشکار
obvious
اشکار
open
اشکار
conspicuous
اشکار
opened
اشکار
outed
اشکار
out-
اشکار
plains
اشکار
out
اشکار
flagrant
اشکار
patented
اشکار
inevidence
اشکار
clearest
:اشکار
clears
:اشکار
patent
اشکار
clearer
:اشکار
clear
:اشکار
patents
اشکار
patenting
اشکار
inapparent
نا اشکار
burning disgrace
اشکار
apparent
اشکار
frequency demodulation
اشکار ساختن
lay open
اشکار کردن
conspicuous defect
عیب اشکار
opened
ازاد اشکار
decryption
اشکار سازی
decrypt
اشکار ساختن
undisguised
اشکار بی تلبیس
kithe
اشکار ساختن
evident to any one
نزدهمه اشکار
explicit behavior
رفتار اشکار
let out
اشکار ساختن
overt behavior
رفتار اشکار
patently
بطور اشکار
notoriously
بطور اشکار
explicit cost
هزینه اشکار
axioms
حقیقت اشکار
revealed preference
رجحان اشکار
known
اشکار ساختن
self explanatory
واضح اشکار
opens
ازاد اشکار
flagrantly
باوقاحت اشکار
unfold
اشکار کردن
displays
اشکار کردن
unfolded
اشکار کردن
displaying
اشکار کردن
unfolds
اشکار کردن
displayed
اشکار کردن
self-explanatory
واضح اشکار
manifester
اشکار کننده
manifestative
اشکار سازنده
axiom
حقیقت اشکار
detection
اشکار سازی
manifestation
اشکار سازی
open
ازاد اشکار
it will manifest it self
اشکار خواهد شد
amende honorable
عذرخواهی اشکار
manifestations
اشکار سازی
unfolding
اشکار کردن
manifest need
نیاز اشکار
display
اشکار کردن
revealed preference
ترجیح اشکار
revealer
اشکار کننده
to lay open
اشکار ساختن
barest
ساده اشکار
bares
ساده اشکار
bared
ساده اشکار
bare
ساده اشکار
visible
مرئی اشکار
reveals
اشکار کردن
revealed
اشکار کردن
detects
اشکار کردن
barer
ساده اشکار
avowals
افهار اشکار
reveal
اشکار کردن
detect
اشکار کردن
detected
اشکار کردن
detecting
اشکار کردن
to make known
اشکار ساختن
baring
ساده اشکار
avowal
افهار اشکار
glaring
اشکار مشهور
public
عامه اشکار
explicit
اشکار صاف
visible balance
تراز اشکار
self evident
خود اشکار
self explaining
واضح اشکار
roundly
بی پرده اشکار
signal
اشکار مشخص
signaled
اشکار مشخص
transpicuous
فرا اشکار
signalled
اشکار مشخص
transpicuous
روشن اشکار
to reveal itself
اشکار شدن
revelation
اشکار سازی افشاء
manifests
صورت بار اشکار
to make public
اشکار یا علنی کردن
obviously
بطور اشکار یا معلوم
manifesting
صورت بار اشکار
the secret will open to me
ان راز بمن اشکار
revelations
اشکار سازی افشاء
it is obvious that
اشکار یا بدیهی است که
open to the public
اشکار در نزد همه
palpable
قابل لمس اشکار
apparent electromotive force
نیروی برقرانی اشکار
self revelation
خود اشکار سازی
manifest
صورت بار اشکار
palpably
بطور محسوس یا اشکار
overt homosexuality
همجنس خواهی اشکار
plain text
متن واضح و اشکار
manifested
صورت بار اشکار
manifest anxiety scale
مقیاس اضطراب اشکار
untold
بی حساب اشکار نشده
manifest dream content
محتوای اشکار رویا
unfold
فاش کردن اشکار شدن
peeping
جوانه زدن اشکار شدن
quarries
اشکار کردن معدن سنگ
quarrying
اشکار کردن معدن سنگ
taylor manifest anxiety scale
مقیاس اضطراب اشکار تیلور
oscillations
تفکیک امواج اشکار سازی
oscillation
تفکیک امواج اشکار سازی
peeped
جوانه زدن اشکار شدن
peeps
جوانه زدن اشکار شدن
peep
جوانه زدن اشکار شدن
to breathe one's simplicity
بسادگی کسی اشکار شدن
quarry
اشکار کردن معدن سنگ
unfolded
فاش کردن اشکار شدن
unfolds
فاش کردن اشکار شدن
unfolding
فاش کردن اشکار شدن
to speak one's mind
اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
cold fault
نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
bazaar
بازار
market place
بازار
cloth-hall
بازار
agora
بازار
market places
بازار
mart
بازار
markets
بازار
the mareet was weak
بازار
marketed
بازار
shopping center
بازار
market
بازار
bazaars
بازار
trone
بازار
foreign market
بازار خارج
perfect market
بازار کامل
sales area
بازار فروش
spot market
بازار نقدی
labor market
بازار کار
oil market
بازار نفت
financial market
بازار مالی
narrow market
بازار محدود
mart
بازار مالی
dead market
بازار کم فروش
dead market
بازار کساد
market system
نظام بازار
imperfect market
بازار ناقص
falling market
بازار رو به زوال
gold market
بازار طلا
sharing the market
تقسیم بازار
seller's market
بازار فروشنده
foreign exchange market
بازار ارز
exchange market
بازار اسعار
historical cost
قیمت بازار
home market
بازار داخلی
download
بازار کارافتاده
fair market
هفته بازار
domestic market
بازار داخلی
loan market
بازار وام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com