English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (40 milliseconds)
English Persian
review بازدید انتقاد کردن
reviewed بازدید انتقاد کردن
reviewing بازدید انتقاد کردن
reviews بازدید انتقاد کردن
Other Matches
physical inspection بازدید سطحی از بدنه جنگ افزار یا وسیله بازدید بدنی بازدید تاسیسات
inspection arms سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
criticises انتقاد کردن
criticizes انتقاد کردن
review انتقاد کردن
tear down <idiom> انتقاد کردن
reviewing انتقاد کردن
reviewed انتقاد کردن
put down <idiom> انتقاد کردن
criticizing انتقاد کردن
criticize انتقاد کردن
criticised انتقاد کردن
criticising انتقاد کردن
reviews انتقاد کردن
criticized انتقاد کردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
flogs انتقاد سخت کردن
flogged انتقاد سخت کردن
pull to pieces سخت انتقاد کردن
flog انتقاد سخت کردن
fustigate کوبیدن انتقاد کردن
visiting correspondent نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
run down <idiom> انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
reconnoiter بازدید کردن
examined بازدید کردن
examining بازدید کردن
reconnoitering بازدید کردن
examine بازدید کردن
reconnoitered بازدید کردن
reconnoiters بازدید کردن
examines بازدید کردن
reconnoitred بازدید کردن
reconnoitring بازدید کردن
reconnoitres بازدید کردن
reconnoitre بازدید کردن
survey بازدید کردن
surveys بازدید کردن
to return a visit بازدید کردن
revisited بازدید کردن
revisiting بازدید کردن
revisits بازدید کردن
see over بازدید کردن
revisit بازدید کردن
surveyed بازدید کردن
overhaul سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauls سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauling سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
overhauled سراسر بازدید کردن پیاده سوار کردن و بازدیدموتور
surveyed بررسی کردن بازدید
to revisit an issue مسئله ای را بازدید کردن
survey بررسی کردن بازدید
to rehash something وضعیتی را بازدید کردن
to revisit the situation وضعیتی را بازدید کردن
surveys بررسی کردن بازدید
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
to revisit something بازدید کردن چیزی [مجازی]
refer مراجعه کردن بازدید مجدد
referred مراجعه کردن بازدید مجدد
refers مراجعه کردن بازدید مجدد
step in بازدید مختصر وکوتاهی کردن
visit and search بازدید و تجسس کردن ناو
gam گرد امدن بازدید کردن
to revisit a subject of research سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
to revisit a criminal case [judicial proceedings] یک پرونده جنایی [رسیدگی قضائی] را بازدید کردن
criticizes انتقاد کردن نکوهش کردن
criticises انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing انتقاد کردن نکوهش کردن
criticize انتقاد کردن نکوهش کردن
rig the ship فرمان ناو را برای بازدیداماده کنید اماده کردن ناوبرای بازدید
reviewal انتقاد
fustigation انتقاد
critics انتقاد
criticism انتقاد
critiques انتقاد
critique انتقاد
critique فن انتقاد
censure انتقاد
censured انتقاد
censures انتقاد
censuring انتقاد
criticisms انتقاد
critiques فن انتقاد
animadversion انتقاد
critic انتقاد
criticalness انتقاد
gaff انتقاد نفرین
self criticism انتقاد از خود
dish out <idiom> انتقاد کوبنده
book review انتقاد از کتاب
criticizable انتقاد پذیر
criticizable قابل انتقاد
critically از روی انتقاد
slashing criticism انتقاد سخت
raillery سرزنش انتقاد
censurable انتقاد امیز
critics انتقاد کننده
diatribe انتقاد تلخ
critic انتقاد کننده
hatchet jobs انتقاد غرضآمیز
hypercriticism افراط در انتقاد
hypercritical مفرط در انتقاد
hatchet job انتقاد غرضآمیز
verbalism انتقاد لفظی
diatribes انتقاد تلخ
criticized مورد انتقاد قراردادن
criticize مورد انتقاد قراردادن
criticizing مورد انتقاد قراردادن
self critical انتقاد کننده از خود
criticising مورد انتقاد قراردادن
hypercritic انتقاد سخت وموشکافی
criticizes مورد انتقاد قراردادن
sacred cow شخص مصون از انتقاد
sacred cows شخص مصون از انتقاد
criticised مورد انتقاد قراردادن
draw fire <idiom> مورد انتقاد قرارگرفتن
hypercritically از روی انتقاد و مفرط
renouncer سرزنش و انتقاد کننده
criticises مورد انتقاد قراردادن
examining بازدید
review بازدید
inspection بازدید
examines بازدید
reviewal بازدید
reviews بازدید
reviewed بازدید
reviewing بازدید
visit بازدید
examine بازدید
visited بازدید
examined بازدید
visits بازدید
control بازدید
controls بازدید
controlling بازدید
revisions بازدید
revision بازدید
surveying بازدید
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
critiques جلسه انتقاد بعد ازعملیات
to be under fire سخت مورد انتقاد قراردادن
critique جلسه انتقاد بعد ازعملیات
to be vulnerable [exposed] to criticism خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to incur a criticism مورد انتقاد واقع شدن
inspection بازرسی بازدید کردن بازرسی کردن
boarding call دعوت به بازدید
location survey بازدید در محل
personnel monitoring بازدید پرسنلی
man hole چاهک بازدید
boarding visit بازدید پس دادن
barrier inspection بازدید ازموانع
boarding call بازدید رسمی
visitors بازدید کننده
inspection gallery دالان بازدید
home visit بازدید خانواده
visited بازدید دیدار
visit بازدید دیدار
visits بازدید دیدار
inspection بازدید معاینه
visitor بازدید کننده
spot checks بازدید در محل
inspection shaft میله بازدید
spot check بازدید در محل
certificate of survey گواهی بازدید
inspection well چاه بازدید
destination inspection بازدید در مقصد
pick to pieces سخت مورد انتقاد قرار دادن
before flight inspection بازدید قبل از پرواز
visit of courtesy بازدید رسمی نظامی
barrier inspection بازدید کنار جاده
man hole دهانه بازدید ادم رو
afterflight inspection بازدید بعد از پرواز
monitors بازدید کار دستگاه
monitored بازدید کار دستگاه
monitor بازدید کار دستگاه
visitors from abroad بازدید کنندگان خارجی
perambulation دور زنی بازدید
reconnaissance بازدید مقدماتی اکتشاف
annual general inspection بازدید عمومی سالیانه
official visit بازدید رسمی فرمانده
check out equipment وسایل بازدید محل
drop by <idiom> بازدید از کسی با جایی
lower criticism انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
man hole دریچه بازدید سوراخ ادم رو
inspection gallery دالان بازرسی گالری بازدید
If you criticize him, it's like a red rag to a bull. اگر از او [مرد] انتقاد بکنی زود بهش بر می خورد.
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
check off list برگ بازدید قسمتهای یک ناویا هواپیما
acerbic <adj.> انتقاد هوشندانه و در عین حال نسبتا ظالمانه از کسی یا چیزی
muster roll دفتر بازدید افسران وسربازان در یک یکان نظامی
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com