Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
back checker
بازگشته برای دفاع
Other Matches
retd
بازگشته
returnees
بازگشته
returnee
بازگشته
in self defence
برای دفاع
cheats
موضعگیری برای دفاع
cheat
موضعگیری برای دفاع
cheated
موضعگیری برای دفاع
to stand in the gap
برای دفاع اماده بودن
in defence of somebody
[something]
برای دفاع از کسی
[چیزی]
on guard
اماده برای دفاع باشید
dan
درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
box defence
تشکیل یک مربع برای دفاع ازدروازه
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
american civilian internee information
قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
convoy
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoys
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
zone ride
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence.
در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
third base
موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
nsfnet
یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
defense system aquisition
سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
defense
دفاع وزارت دفاع
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
answering
دفاع
block
دفاع
answered
دفاع
defence
دفاع
defends
دفاع
defended
دفاع
blocked
دفاع
defenses
دفاع
answers
دفاع
defending
دفاع
pleading
دفاع
advocation
دفاع
uncovered
بی دفاع
blocks
دفاع
answer
دفاع
parrying
دفاع
apologias
دفاع
apologia
دفاع
fencing
دفاع
czech defence
دفاع چک
defend
دفاع
parry
دفاع
advocacy
دفاع
munition
دفاع
vindication
دفاع
tae
دفاع با پا
defense
دفاع
parried
دفاع
one man block
تک دفاع
parries
دفاع
vindicative
دفاع کننده
penetrate
نفوذ در دفاع
penetrated
نفوذ در دفاع
penetrates
نفوذ در دفاع
morote uke
دفاع با دست
defends
دفاع کردن از
classical variation
دفاع ارتدوکس
self defence
دفاع مشروع
defending
دفاع کردن از
defends
دفاع کردن
morote uke
دفاع دوتایی
janisch defence
دفاع شلیمان
daylight
نفوذ در دفاع
sham plea
دفاع پوچ
semi circular parry
دفاع نیمدایره
self protection
دفاع از نفس
defending
دفاع کردن
composite defense
دفاع مرکب
defended
دفاع کردن
dogs
دفاع بسته
defended
دفاع کردن از
war department
وزارت دفاع
dogging
دفاع بسته
defend
دفاع کردن
defend
دفاع کردن از
ward off
دفاع کردن
sham plea
دفاع ناموجه
dog
دفاع بسته
juji uke
دفاع ضربدری
defense in depth
دفاع در عمق
damiano's defence
دفاع دامیانو
d. armour
اسلحه دفاع
robatsch defence
دفاع روباتش
opens
خط بازبی دفاع
opened
بی دفاع واریز نش
opened
خط بازبی دفاع
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
open
بی دفاع واریز نش
open
خط بازبی دفاع
assert
دفاع کردن از
national defence
دفاع ملی
national defense
دفاع ملی
defense in place
دفاع در محل
kwon
دفاع با دست
advocating
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
advocated
دفاع کردن
advocate
دفاع کردن
defensive board
دفاع سبد
right of self defence
حق دفاع مشروع
right of self preservation
حق دفاع از خود
opens
بی دفاع واریز نش
nagashi uke
دفاع پرسی
asserted
دفاع کردن از
coverage
دفاع پوششی
untenable
غیرقابل دفاع
catenaccio
دفاع بتونی
say a good word for
دفاع کردن
scandinavian defence
دفاع اسکاندیناویایی
zone defence
دفاع منطقهای
yogoslav defence
دفاع پیرک
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
secretary of defence
وزیر دفاع
secretary of state for defence
وزیر دفاع
stand
دفاع مداوم
russian defence
دفاع روسی
asserting
دفاع کردن از
asserts
دفاع کردن از
deliberate defense
دفاع بافرصت
replication
رونوشت دفاع
department of defense
وزارت دفاع
kake uke
دفاع قلابی
legitimate defence
دفاع مشروع
deraign
دفاع کردن
plead
دفاع کردن
pleaded
دفاع کردن
pleads
دفاع کردن
secretary of defense
وزیر دفاع
achi komi
دفاع فشاری
summetrical defence
دفاع متقارن
buckler
دفاع کردن
to make a d.
دفاع کردن
zone
دفاع منطقهای
meran defence
دفاع مران
backfield
دفاع نفوذی
defensive
منطقه دفاع
age ake
دفاع بالارونده
position defense
دفاع موضعی
indefensible
غیرقابل دفاع
position defense
دفاع یا پدافندثابت
fencible
قابل دفاع
plea of accused
دفاع متهم
special plea
دفاع خاص
fullback
دفاع پوششی
polish defence
دفاع لهستانی
fend
دفاع کردن
closed variation
دفاع تاراش
the right of self-defence
حق دفاع از خود
internal defense
دفاع داخلی
three man block
دفاع سه نفره
hasty defense
دفاع تعجیلی
offensive block
دفاع تهاجمی
active defense
دفاع عامل
pirc defence
دفاع پیرک
defensible
دفاع کردنی
defensible
دفاع پذیر
defensible
قابل دفاع
makki
دفاع کردن
philidor's defence
دفاع فیلیدور
pillsbury defence
دفاع پیلزبری
to stick up for
دفاع کردن از
extended defense
دفاع گسترده
two man block
دفاع دونفره
perceptual defense
دفاع ادراکی
self-defence
دفاع از خود
zones
دفاع منطقهای
answered
دفاع کردن
openings
شکافتن دفاع
opening
شکافتن دفاع
uchi uke
دفاع از داخل
defendants
دفاع کننده
double guard
دفاع با دو دست
defendant
دفاع کننده
dory defence
دفاع دوری
benoni defence
دفاع بنونی
implead
دفاع کردن
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
answer
دفاع کردن
two knights' defence
دفاع دو اسب
dutch attack
دفاع برد
ego defence
دفاع خود
simple parry
دفاع ساده
ball hawking
دفاع خوب
alekhine's defence
دفاع الخین
mikazuki uke ushiro geri
دفاع هلالی
tenability
دفاع پذیری
answers
دفاع کردن
parry of debate
دفاع درمنافره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com