English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English Persian
foul بازی بیقاعده
fouled بازی بیقاعده
fouler بازی بیقاعده
foulest بازی بیقاعده
fouls بازی بیقاعده
Other Matches
rough and tumble بیقاعده
atypically بیقاعده
irregular بیقاعده
ataxic بیقاعده
atypical بیقاعده
extra regular بیقاعده
promiscuous بیقاعده
heteroclite بیقاعده
heteroclite اسم بیقاعده
step cline شیب بیقاعده یامنقطع
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
baroque وابسته به سبک معماری در قرن هیجدهم سبک بیقاعده وناموزون موسیقی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
plays بازی
dibasic دو بازی
playing بازی
sportiveŠetc بازی کن
solitaires تک بازی
played بازی
slackness بازی
grey hound سگ بازی
hopscotch بازی لی لی
gaming بازی
partie بازی
openness بازی
watermanship اب بازی
plain dealing بازی
falconine بازی
patulousness بازی
solitaire تک بازی
game بازی
actions بازی
action بازی
basics بازی
home بازی
basic بازی
homes بازی
clearance بازی
play بازی
fun بازی
headhunting خشونت در بازی
middle game وسط بازی
malversation دغل بازی
lusory بازی کن خنده کن
let us play بازی کنیم
legerdemain حقه بازی
headwork با سر بازی کردن
fence شمشیر بازی
off hand game بازی غیررسمی
misplay بازی اشتباه
mountebankery زبان بازی
rope dancing بند بازی
off hand game بازی جنبی
jugglery شعبده بازی
rope dancing ریسمان بازی
ropery طناب بازی
badminton بازی بدمینتون
surf riding موج بازی
mountebankery چاچول بازی
taw مهره بازی
swordsmanship شمشیر بازی
miscast بد بازی کردن
hocus pocus حقه بازی
ingenuousness راست بازی
hocus pocus ورودحقه بازی
indirection دغل بازی
toys اسباب بازی
toy بازی کردن
plaything اسباب بازی
playthings اسباب بازی
toy اسباب بازی
inning یک دوره بازی
job stick دسته بازی
sheep's eyes نظر بازی
fences شمشیر بازی
stoppage of the game توقف بازی
knuckle bone قاب بازی
shell game گردو بازی
stock jobbing سفته بازی
stock jobbery سفته بازی
sodomyh بچه بازی
toys بازی کردن
hopscotch بازی اکرودوکر
pyrotechnic display اتش بازی
quiot لیس بازی
priestcraft کشیش بازی
radial play بازی عرضی
popery پاپ بازی
radial play بازی شعاعی
playing time مدت بازی
playing the man بازی روانی
playing the man بازی با حریف
red tapery قرطاس بازی
paraphrasing بازی با الفاظ
quackery حقه بازی
pyrotechny فن اتش بازی
rinks یخ بازی کردن
puppetry عروسک بازی
rinks میدان یخ بازی
rink یخ بازی کردن
rink میدان یخ بازی
football بازی فوتبال
puppetry خیمه شب بازی
footballs بازی فوتبال
puppet show خیمه شب بازی
pugilism بوکس بازی
playing the board بازی فی نفسه
playing the board بازی بر صفحه
twiddling بازی کردن
pederasty or pae بچه بازی
pederasty بچه بازی
passive play بازی غیرفعال
papistry پاپ بازی
footballer فوتبال بازی کن
footballers فوتبال بازی کن
rooker یکجورکفش یخ بازی
open heartedness راست بازی
power game بازی قدرتی
pederosis بچه بازی
twiddles بازی کردن
playing court زمین بازی
paraphrases بازی با الفاظ
paraphrased بازی با الفاظ
paraphrase بازی با الفاظ
playact رل بازی کردن
play therapy بازی درمانی
play away به بازی گذراندن
twiddle بازی کردن
twiddled بازی کردن
pedophilia بچه بازی
on side پایان بازی
skating اسکیت بازی
hustled بازی هشیارانه
acrobacy بند بازی
cunningly به حیله بازی
skate بازی تهاجمی
crampet game بازی شطرنج
skated بازی تهاجمی
skates بازی تهاجمی
video game بازی دیدنی
video games بازی دیدنی
sharp practice حقه بازی
conjury شعبده بازی
computer game بازی کامپیوتری
cock fighting خروس بازی
closed game بازی بسته
dangerous play بازی خطرناک
dib قاپ بازی
hustles بازی هشیارانه
hustling بازی هشیارانه
cage بازی بسکتبال
cages بازی بسکتبال
rugby بازی رگبی
double dealing حقه بازی
factionalism فرقه بازی
dibs بازی نرد
dib تیله بازی
power games بازی قدرتی
stanza بخشی از بازی
stanzas بخشی از بازی
skiing اسکی بازی
chuck farthing بازی شیریاخط
sand lot بازی غیررسمی
bosh حقه بازی
bonefire اتش بازی
billiard بازی بیلیارد
basket ball یکجورتوپ بازی
basification بازی شدن
basicity قدرت بازی
basic salt نمک بازی
basic dye رنگینه بازی
basketball بازی بسکتبال
achate مهرهء بازی
agiotage سفته بازی
actuble بازی کردن
active sodomy بچه بازی
box score حساب بازی
winners برنده بازی
hawking قوش بازی
choose up game بازی غیررسمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com