Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English
Persian
buck
بالا پریدن وقوز کردن
bucks
بالا پریدن وقوز کردن
Other Matches
hod
بالا وپایین پریدن
hods
بالا وپایین پریدن
jounce
بشدت بالا و پایین پریدن
fly
پرواز کردن پریدن
to d. a leap
جرات پریدن کردن
bounces
پریدن گزاف گویی کردن
tumble
جست وخیز کردن پریدن
bounce
پریدن گزاف گویی کردن
To go for each other.
بیکدیگر پریدن ( نزاع کردن )
bounced
پریدن گزاف گویی کردن
tumbles
جست وخیز کردن پریدن
tumbled
جست وخیز کردن پریدن
to snap one's nose or head off
بکسی پریدن واوقات تلخی کردن
bail out
به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
to brachiate
از شاخه به شاخه پریدن
[بازوپیمایی کردن]
springs
پریدن
skips
پریدن
jumps
پریدن
popping
پریدن
jump
پریدن
spring
پریدن
jumped
پریدن
start up
از جا پریدن
to start up
از جا پریدن
skip
پریدن
to take off
پریدن
skipped
پریدن
to take ones flight
پریدن
uptilt
بطرف بالا کج کردن
to tilt up
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to hinge up
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to fold up
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to turn up
[collar]
به بالا کج کردن
[مهندسی]
to fly away
پریدن ورفتن
popped
پراندن پریدن
pops
پراندن پریدن
shying
ازجا پریدن
pole vault
بانیزه پریدن
shyer
ازجا پریدن
shy
ازجا پریدن
shies
ازجا پریدن
to skip rope
از طناب پریدن
shyest
ازجا پریدن
shied
ازجا پریدن
splash line
خط پریدن به اب در غواصی
snap a person's nose off
بکسی پریدن
pole vaults
بانیزه پریدن
skitter
پریدن وسرخوردن
hips
جستن پریدن
snap a person's head off
بکسی پریدن
To jump . To be startled.
ازجا پریدن
stows
پریدن انباشتن
stow
پریدن انباشتن
glides
سبک پریدن
glided
سبک پریدن
glide
سبک پریدن
kickover
زدن و پریدن
hip
جستن پریدن
bail out
پریدن از هواپیما
pop
پراندن پریدن
stowing
پریدن انباشتن
stowed
پریدن انباشتن
upthrust
بطرف بالا پرتاب کردن
souffle
پف کردن یا بالا امدن غذا
souffles
پف کردن یا بالا امدن غذا
soufflTs
پف کردن یا بالا امدن غذا
elate
بالا بردن محفوظ کردن
spouting
پریدن فواره زدن
vault
جست زدن پریدن
bucks
ازروی خرک پریدن
spouted
پریدن فواره زدن
spout
پریدن فواره زدن
vaults
جست زدن پریدن
fly
گریختن پریدن پرواز
hurdles
از روی مانع پریدن
takeoffs
ازجا پریدن وبلندشدن
To jump across the stream.
ازروی نهر آب پریدن
takeoff
ازجا پریدن وبلندشدن
hurdle
از روی مانع پریدن
spouts
پریدن فواره زدن
bail out
پریدن و شیرجه رفتن در اب
buck
ازروی خرک پریدن
spinwriter
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
fluctuated
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
overestimated
غلو کردن دست بالا گرفتن
fluctuate
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
to reject something with a shrug
[of the shoulders]
با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
overestimates
غلو کردن دست بالا گرفتن
overestimating
غلو کردن دست بالا گرفتن
high ball
شوت کردن بالا توپ
[فوتبال]
overestimate
غلو کردن دست بالا گرفتن
springs
حالت ارتجاعی فنر پریدن
hurdle
از روی پرچین یاچارچوب پریدن
hurdles
از روی پرچین یاچارچوب پریدن
spring
حالت ارتجاعی فنر پریدن
seesaw
بالا وپایین رفتن الله کلنگ کردن
vertically
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
front underlock
خیمه کامل و پریدن به پشت حریف
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
jumped
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
jump
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
to jump up at somebody
به کسی پریدن
[مانند سگ دوستانه یا خوشحال]
jumps
پریدن با چتر پرش اسب از مانع
To jump down somebodys throat.
ناگهان وسط حرف کسی پریدن
inflating
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflate
پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
to sit up and beg
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to beg
[of a dog holding up front paws]
التماس کردن
[سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
to jackknife
با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن
[ژیمناستیک]
rushing
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rushed
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
rush
برسر چیزی پریدن کاری را با عجله و اشتیاق انجام دادن
screening
پریدن جلو دید تیم حریف درهنگام سرو زدن
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
steer wrestling
پریدن از اسب به گردن گاو وفرود امدن او به زمین باپیچاندن گردنش
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
setl
زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
increase
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased
صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
to jump on somebody
به کسی پریدن
[زود ایراد گرفتن از کاری که کرده شده یا چیزی که گفته شده]
skydive
پریدن از هواپیما با چتر ومانور پیش از بازشدن چتر
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
compiling
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiled
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
backbone
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
backbones
مسیر ارتباطی با سرعت و فرفیت بالا که به زیر شبکههای کوچکتر وصل است و معمولاگ برای وصل کردن سرور ها به شبکه استفاده میشود
nip
جفت جفت زدن پریدن
nipped
جفت جفت زدن پریدن
nips
جفت جفت زدن پریدن
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
antilift device
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
high burst ranging
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
up there
ان بالا
aloft
بالا
top
بالا
in old age
[in great age]
در سن بالا
overtone
بالا تن
above
در بالا
balconies
لژ بالا
balcony
لژ بالا
aweigh
بالا
up stairs
بالا
atop
بالا
on high
در بالا
outreach
بالا
headwater
بالا اب
upper
بالا
lever bridge
پل بالا رو
highs
بالا
highest
بالا
high
بالا
upping
رو به بالا
at a great age
در سن بالا یی
galleries
لژ بالا
up
رو به بالا
superincumbent
از بالا
overhead
سر بالا
overhead
بالا
ascendancy
بالا
over
بالا
up
بالا
uppermost
از بالا
ascendency
بالا
upped
بالا
overtones
بالا تن
upside
بالا
over-
بالا
upper limit
حد بالا
upped
رو به بالا
upping
بالا
gallery
لژ بالا
heave
بالا کشیدن
highlights
نور بالا
embezzles
بالا کشیدن
lifting
بالا دادن
lifting
جر ثقیل بالا بر
high frequency alternator
ژنراتورفرکانس بالا
lifted
بالا بردن
on stilts
بالا ایستاده بل
rally
بالا بردن قی مت
rallies
بالا بردن قی مت
mountant
بالا رونده
upper class
طبقه بالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com