English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
denitrifying bacteria باکتری کاهنده نیترات
Other Matches
step down transformer ترانسفورماتور کاهنده کاهنده ولتاژ
nitrate نیترات
nitrates نیترات
niter نیترات سدیم
nitre نیترات سدیم
potassium nitrate نیترات پتاسیم
cubic or soda nitre نیترات دو سود
saltpeter نیترات پتاسیم
silver nitrate نیترات نقره
peroxy acetyl nitrate پروکسی استیل نیترات
nitrate نیترات سدیم یا پتاسیم
denitrify فاقد نیترات کردن
nitrate به نیترات تبدیل کردن
nitrates نیترات سدیم یا پتاسیم
nitrates به نیترات تبدیل کردن
denitrify بدون نیترات کردن
infernal stone مداد نیترات دارژان
lunar caustic نیترات نقره بفرمول 3NO Ag
salt peter نیترات پتاسیم شوره برگ تنباکو
micro or ganism باکتری
microphyte باکتری
antibacteria ضد باکتری
bacteria باکتری
bactericide باکتری کش
phage باکتری خوار
bacteria باکتری ترکیزه
bacteriology باکتری شناسی
bacteriological باکتری شناسی
diplococcus باکتری اوره
aerobic bacteria باکتری هوازی
anaerobic bacteria باکتری بیهوازی
bacterial وابسته به باکتری
bacteriolysis انهدام باکتری
bacteriophagy باکتری خواری
hexachlorophene ماده متبلور باکتری کش
spirochaeta هر نوع باکتری مارپیچ
spirochaete هر نوع باکتری مارپیچ
bacterization تحت تاثیر باکتری
spirochete هر نوع باکتری مارپیچ
chemosynthesis سنتز باکتری شیمیایی
bactericidal نابود کنندهء باکتری
bacterize تحت تاثیر باکتری قراردادن
ablative کاهنده
decreasing کاهنده
reducer کاهنده
reducing atmosphere جو کاهنده
reductant کاهنده
extenuatory کاهنده
depressor کاهنده
regressive کاهنده
derogatory to کاهنده از
decrescent کاهنده
extenuative کاهنده
dumper کاهنده
diplococcal ایجاد شده بوسیله باکتری اوره
diplococcic ایجاد شده بوسیله باکتری اوره
reducing elbow زانوی کاهنده
reducing tee piece سه راه کاهنده
regressive taxation مالیات کاهنده
step down transformer مبدل کاهنده
softener کاهنده سختی اب
flagging کاهنده ضعیف
reducing agent عامل کاهنده
lift dumper کاهنده برا
anaphrodisiac کاهنده شهوت
disinflationary کاهنده تورم
dimming rheostat رئوستای کاهنده
dimming relay رله کاهنده
decreasing order ترتیب کاهنده
damper tube لامپ کاهنده
current limiting reactor پیچک کاهنده
negative feedback پسخورد کاهنده
dump valve شیر کاهنده
reducing adaptor رابط کاهنده
deceleration شتاب کاهنده
reduction gear چرخ دنده کاهنده
derogative کاهنده شئونات یابها
damper winding سیم پیچ کاهنده
regressive tax system نظام مالیاتی کاهنده
ablatitious کاهنده قوه جاذبه
antidiuretic hormone هورمون کاهنده ادرار
adh هورمون کاهنده ادرار
depreciatory کاهنده کسر کننده
reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
subtractive کاهنده دارای علامت تفریق
speed reduction gear جعبه دنده کاهنده سرعت
roller drive مکانیزم چرخ دنده کاهنده یاافزاینده
bacteriolysis مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
bacteriologic مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
regressive taxes مالیاتهای کاهنده مالیاتهای نزولی
regressive income tax مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com