English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
becloud با ابر پوشاندن تاریک کردن
Other Matches
obtenebrate تاریک کردن
overshadows تاریک کردن
overshadowed تاریک کردن
overshadowing تاریک کردن
darkens تاریک کردن
overshadow تاریک کردن
darkening تاریک کردن
gloom تاریک کردن
darken تاریک کردن
dimmest تاریک تیره کردن
obfuscate مبهم و تاریک کردن
dimmer تاریک تیره کردن
dim تاریک تیره کردن
dimmed تاریک تیره کردن
dims تاریک تیره کردن
darken ship تاریک کردن ناو
obfuscation مبهم و تاریک کردن
dark تیره کردن تاریک کردن
darkest تیره کردن تاریک کردن
darker تیره کردن تاریک کردن
obscure تیره کردن تاریک کردن
obscured تیره کردن تاریک کردن
obscurest تیره کردن تاریک کردن
obscuring تیره کردن تاریک کردن
obscurer تیره کردن تاریک کردن
obscures تیره کردن تاریک کردن
camouflages استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaging استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
fan پوشاندن پوشش کردن
immerse زیر اب کردن پوشاندن
camouflages مخفی کردن پوشاندن
coats پوشاندن روکش کردن
sheathe غلافدار کردن پوشاندن
immersed زیر اب کردن پوشاندن
fanned پوشاندن پوشش کردن
coat پوشاندن روکش کردن
immersing زیر اب کردن پوشاندن
sheath غلافدار کردن پوشاندن
fanning پوشاندن پوشش کردن
coated پوشاندن روکش کردن
immerses زیر اب کردن پوشاندن
sheaths غلافدار کردن پوشاندن
fans پوشاندن پوشش کردن
sheathes غلافدار کردن پوشاندن
coatings پوشاندن روکش کردن
camouflage مخفی کردن پوشاندن
sheathed غلافدار کردن پوشاندن
camouflaging مخفی کردن پوشاندن
concealment پنهان کردن پوشاندن
suffuse پوشاندن اشباع کردن
suffused پوشاندن اشباع کردن
suffuses پوشاندن اشباع کردن
suffusing پوشاندن اشباع کردن
camouflaged مخفی کردن پوشاندن
able لباس پوشاندن قوی کردن
paper یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papered یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
ablest لباس پوشاندن قوی کردن
papering یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
abler لباس پوشاندن قوی کردن
crowns تاج گذاری کردن پوشاندن
crown تاج گذاری کردن پوشاندن
carbonize باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
papers یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
liquors با روغن پوشاندن چرب کردن
liquor با روغن پوشاندن چرب کردن
tinplate با قلع پوشاندن حلبی کردن
mat بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
souse بطور کامل پوشاندن حمله کردن
inundating زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundates زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundated زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundate زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
mats بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
armor plate زره دار کردن پوشاندن بازره
overwatch مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
ambiguous تاریک
darkest تاریک
dark تاریک
murk تاریک
nubilous تاریک
dusky تاریک
dims تاریک
nighted تاریک
pitch dark تاریک
darker تاریک
dim تاریک
lackluster تاریک
dimmed تاریک
subfuscous تاریک
stygian تاریک
caliginous تاریک
gloomier تاریک
aphotic تاریک
gloomiest تاریک
gloomy تاریک
bedim با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
dimmed : کم نور تاریک
dusk تاریک وروشن
darkens تاریک شدن
sombre تاریک غم انگیز
dim : کم نور تاریک
tenebrous تاریک کننده
tenebrific تاریک کننده
tenebrific تاریک وتیره
darkrooms تاریک خانه
darkroom تاریک خانه
blind تاریک ناپیدا
electrode dark current جریان تاریک
dark current جریان تاریک
blinds تاریک ناپیدا
twilit تاریک وروشن
benighted شب زده تاریک
twilight تاریک روشن
dims : کم نور تاریک
dusk تاریک نمودن
darkening تاریک شدن
darken تاریک شدن
to grow dark تاریک شدن
cimmerian فلمانی تاریک
twilight تاریک و روشن
black holes زندان تاریک
black hole زندان تاریک
blinded تاریک ناپیدا
umbra نقطه تاریک
camera obscura تاریک خانه
alley way کوچه تاریک
darkener تاریک کننده
cat eyed تاریک بین
somber تاریک غم انگیز
darkle تیره تاریک
duskily تاریک وار
dark lines خطوط تاریک
obscurantism تاریک اندیشی
duskish اندکی تاریک
oubliette حبس تاریک
darkish نسبتا تاریک
It is getting dark . هوادارد تاریک می شود
aston dark space فضای تاریک استن
crookes dark space فضای تاریک هیتورف
hittorf dark space فضای تاریک کاتد
dark trace tube لامپ تصویر تاریک
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
hittorf dark space فضای تاریک هیتورف
sombrely بطور تاریک یا افسرده
nautical twilight تاریک و روشن دریایی
gloaming غروب تاریک و روشن
pitchy قیرگون سیاه و تاریک
crookes dark space فضای تاریک کاتد
aphotic zone لایه تاریک اقیانوس
aphotic zone طبقه تاریک اقیانوس
aphotic stratum لایه تاریک اقیانوس
murkilly بطور تاریک یا تیره
the narrow house خانه تنگ و تاریک
dark trace screen صفحه تصویر تاریک
In the dark corner of the room . در گوشه تاریک اطاق
anode dark space فضای تاریک اند
astronomical twilight تاریک وروشن نجومی
dark line spectrum طیف خطوط تاریک
faraday dark space فضای تاریک فارادی
cathode dark space فضای تاریک کاتد
aphotic stratum طبقه تاریک اقیانوس
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
tenebrous تاریک وتیره تاریکی اور
Twilight . In the dusk of the evening . گرگ ومیش ( تاریک وروشن )
dusk تیرگی هواهوای تاریک روشن یا گرگ ومیش
Try to be home before dark. سعی کن قبل از تاریک شدن بیایی منزل
inks مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
ink مایع تاریک برای علامت گذاری و یا نوشتن
enshrouding پوشاندن
covers پوشاندن
enshrouded پوشاندن
enshrouds پوشاندن
overruns پوشاندن
sod پوشاندن
obscurer پوشاندن
roofs پوشاندن
obscuring پوشاندن
enveloping پوشاندن
batten down پوشاندن
belay پوشاندن
bestrew پوشاندن
dress پوشاندن
obscured پوشاندن
envelops پوشاندن
roof پوشاندن
cover پوشاندن
dresses پوشاندن
encase پوشاندن
blankets پوشاندن
to d. with snow پوشاندن
encased پوشاندن
obscures پوشاندن
sods پوشاندن
to cover in پوشاندن
overrun پوشاندن
coverings پوشاندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com