English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (29 milliseconds)
English Persian
hold up با اسلحه سرقت کردن
hold-up با اسلحه سرقت کردن
hold-ups با اسلحه سرقت کردن
Other Matches
steals به سرقت بردن یا سرقت کردن
steal به سرقت بردن یا سرقت کردن
inspection arms سلاح برای بازدید حاضر بازدید اسلحه اسلحه رابازدید کنید
affricate سرقت کردن
lifts سرقت کردن
purlion سرقت کردن
commit theft سرقت کردن
lifting سرقت کردن
lift سرقت کردن
lifted سرقت کردن
housebreak سرقت کردن
bandit دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
preyer دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
brigand دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
raider دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
robber دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
heister [American E] دزدی که با زور و خشونت [با اسلحه یا تهدید اسلحه] دزدی میکند
snaffle دزدیدن سرقت کردن
burglarizing سرقت مسلحانه کردن
attempting to steal شروع کردن به سرقت
kidnaps ادم سرقت کردن
kidnapped ادم سرقت کردن
kidnap ادم سرقت کردن
burglarize سرقت مسلحانه کردن
burglarized سرقت مسلحانه کردن
burglarizes سرقت مسلحانه کردن
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
to sight gun نشان کردن اسلحه
ranging تنظیم کردن اسلحه
to decommission weapons اسلحه ها را غیردایر کردن
to pack a weapon [colloquial] اسلحه ای با خود حمل کردن
to be packing [heat] [colloquial] اسلحه ای با خود حمل کردن
to carry a weapon اسلحه ای با خود حمل کردن
to call to arms اعلام دست به اسلحه کردن
cant اسلحه را درهدفگیری کمی کج کردن
boresight میزان کردن لوله و مگسک اسلحه در هدفگیری
nobbling سرقت کردن سواستفاده کردن
nobbled سرقت کردن سواستفاده کردن
nobble سرقت کردن سواستفاده کردن
nobbles سرقت کردن سواستفاده کردن
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
thievery سرقت
stealing سرقت
thefts سرقت
dishonest removal of property سرقت
robberies سرقت
larceny سرقت
tpnd سرقت
theft, pilferage, non delivery سرقت
theft سرقت
housebreaking سرقت
affrication سرقت
robbery سرقت
attempted theft سرقت ناتمام
contructive larcency سرقت اعتباری
grand larceny سرقت کبیره
open theft سرقت مشهود
prowl تکاپو سرقت
prowled تکاپو سرقت
prowling تکاپو سرقت
heists دزدی سرقت
heist دزدی سرقت
grand larceny سرقت عظیم
aggravated theft سرقت مشدد
lifting سرقت ترقی
lift سرقت ترقی
banditry سرقت مسلح
stealer مرتکب سرقت
attempted theft شروع به سرقت
prowls تکاپو سرقت
kidnapping سرقت و دزدیدن
lifted سرقت ترقی
lifts سرقت ترقی
duff سرقت گوسفند
kleptomaniac عاشق سرقت
kleptomaniacs عاشق سرقت
kleptomania جنون سرقت
sacrilege سرقت اشیاء مقدسه
stick up سرقت مسلحانه سربرافراشتن
grand larceny سرقت اموال پرقیمت
plagiarism سرقت تالیفات یا اختراعات
sacrilege سرقت ازاماکن مقدسه
pirate copy نسخه سرقت شده
pirate disc نسخه سرقت شده
stick-up سرقت مسلحانه سربرافراشتن
stick-ups سرقت مسلحانه سربرافراشتن
pirated edition نسخه سرقت شده
expilation سرقت مقرون به ازار
software piracy سرقت نرم افزاری
robbery سرقت مقرون به ازار یاتهدید
robberies سرقت مقرون به ازار یاتهدید
weapons اسلحه
unarmed بی اسلحه
weapon اسلحه
armless بی اسلحه
bare handed بی اسلحه
joyride سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
joyrides سرقت اتومبیل برای خوشگذرانی و تفریح
armoury اسلحه خانه
shooting iron اسلحه گرم
armouries اسلحه خانه
side arm اسلحه کمری
misfired گیرکردن اسلحه
pieces اسلحه گرم
side arms اسلحه کمری
repeating firearm اسلحه خودکار
armouries اسلحه قوزخانه
thumbing شستی اسلحه
Ten firearms . ده قبضه اسلحه
weapons اسلحه حربه
piece اسلحه گرم
antiaircraft اسلحه ضد هوایی
single shot اسلحه تک تیر
thumbs شستی اسلحه
misfires گیرکردن اسلحه
weapon اسلحه حربه
thumb شستی اسلحه
firearm اسلحه گرم
armoury اسلحه قوزخانه
misfire گیرکردن اسلحه
light armed سبک اسلحه
Elaborate اسلحه بزرگ
arm اسلحه گرم
weaponary مربوط به اسلحه
armory اسلحه خانه
armourer اسلحه ساز
ordnance اسلحه ومهمات
heavy armed سنگین اسلحه
firearms اسلحه گرم
stoppage گیر در اسلحه
stoppages گیر در اسلحه
cold steel اسلحه سرد
maximum range بردنهایی اسلحه
d. armour اسلحه دفاع
triggers ماشه اسلحه
thumbed شستی اسلحه
trigger ماشه اسلحه
fire arms اسلحه ی گرم
weaponry اسلحه سازی
holsters جلد اسلحه
arm of precision اسلحه دقیق
holster جلد اسلحه
safety lock ضامن اسلحه
armorer اسلحه ساز
triggered ماشه اسلحه
salami technique سرقت مقادیر کوچکی ازدارایی بسیار زیاد
popper اسلحه صدا دار
poppers اسلحه صدا دار
velite سرباز سبک اسلحه
light infantry پیاده سبک اسلحه
cleaning rod سمبه نظافت اسلحه
stock دسته ابزار و اسلحه
armory کارخانهء اسلحه سازی
muzzling دهانه لوله اسلحه
muzzles دهانه لوله اسلحه
muzzled دهانه لوله اسلحه
chambers خزانه فشنگ در اسلحه
magazines مخزن خشاب اسلحه
magazine مخزن خشاب اسلحه
to decommission weapons اسلحه ها را از کار انداختن
muzzle دهانه لوله اسلحه
armorer نگهبان اسلحه زراد
biathlon اسکی صحرانوردی با اسلحه
armor bearer حامل اسلحه زرهدار
ordnance مربوط به اسلحه و مهمات
lift fire زیادکردن برد اسلحه
missiles اسلحه پرتاب کردنی
To lay down ones arms . اسلحه رابزمین گذاشتن
chamber خزانه فشنگ در اسلحه
disassemble بازکردن اسلحه یا موتور
missile اسلحه پرتاب کردنی
gunrunner قاچاقچی اسلحه و مهمات
The motor vehicle is covered by theft insurance. این خودرو برابر سرقت بیمه شده است.
bore قطر داخلی لوله اسلحه
arm اسلحه دستهء صندلی یا مبل
firing pin سوزن گلنگدن اسلحه اتشی
shooting position حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
bores قطر داخلی لوله اسلحه
gunfighter کسیکه با اسلحه گرم میجنگد
free کمی محدودیت نوع اسلحه
gun running واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
gun-running واردکردن اسلحه درکشوری بطورقاچاق
caliber قطر داخلی لوله اسلحه
freed کمی محدودیت نوع اسلحه
light horse سوار نظام سبک اسلحه
clangs صدای بهم خوردن اسلحه
clanging صدای بهم خوردن اسلحه
clang صدای بهم خوردن اسلحه
freeing کمی محدودیت نوع اسلحه
To drow ( pull ) a gun on some one . بروی کسی اسلحه کشیدن
frees کمی محدودیت نوع اسلحه
clanged صدای بهم خوردن اسلحه
waifs اموالی که سارق حین فراربیرون از محل سرقت به جامی گذارد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com