English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
to look forward expectantly to the future با انتظار به آینده نگاه کردن
Other Matches
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness. نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
We don't know what the world will be like in 20 years, to say nothing of in 100 years. ما نمی دانیم دنیا در ۲۰ سال آینده چه جور تغییر می کند چه برسد به ۱۰۰ سال آینده.
attends انتظار کشیدن انتظار داشتن
attend انتظار کشیدن انتظار داشتن
attending انتظار کشیدن انتظار داشتن
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
To save ( provide ) for a rainy day . To prepare for an emergency . فکرروز مبادا را کردن ( آینده نگه بودن )
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
hold forth پیشنهاد کردن انتظار داشتن
envisages انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaging انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisaged انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
envisage انتظار داشتن درذهن مجسم کردن
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to copy در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to crib در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
to plagiarize در امتحان [با نگاه کردن روی همسایه] تقلب کردن
regarded نگاه کردن
leered نگاه کج کردن
regard نگاه کردن
regards نگاه کردن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
stare رک نگاه کردن
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
sees نگاه کردن
to set eyes on نگاه کردن
see نگاه کردن
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
to dwell on نگاه کردن
eying نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
squinted چپ نگاه کردن
eye نگاه کردن
leering نگاه کج کردن
squinny کج کج نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
to look on with نگاه کردن
eyes نگاه کردن
leer نگاه کج کردن
squint چپ نگاه کردن
to watch نگاه کردن
squints چپ نگاه کردن
stares رک نگاه کردن
ogled نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogling نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
peered با دقت نگاه کردن
glows نگاه سوزان کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
look about بهر سو نگاه کردن
to look at each other به یکدیگر نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
peering با دقت نگاه کردن
gapes باشگفتی نگاه کردن
glowed نگاه سوزان کردن
glare خیره نگاه کردن
glared خیره نگاه کردن
glares خیره نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
gloated خیره نگاه کردن
look up نگاه کردن مراجعهای
peer با دقت نگاه کردن
pry فضولانه نگاه کردن
gazing بادقت نگاه کردن
gazing خیره نگاه کردن
gawked احمقانه نگاه کردن
gawking بی خیال نگاه کردن
gawking احمقانه نگاه کردن
gawks بی خیال نگاه کردن
gawks احمقانه نگاه کردن
gape باشگفتی نگاه کردن
gape خیره نگاه کردن
gloat خیره نگاه کردن
gaped باشگفتی نگاه کردن
gaping خیره نگاه کردن
gaped خیره نگاه کردن
to stael a look دزدانه نگاه کردن
gaping باشگفتی نگاه کردن
pried بادقت نگاه کردن
gloating خیره نگاه کردن
pry بادقت نگاه کردن
gawk بی خیال نگاه کردن
gazes بادقت نگاه کردن
gawk احمقانه نگاه کردن
gazes خیره نگاه کردن
gazed بادقت نگاه کردن
gazed خیره نگاه کردن
pries فضولانه نگاه کردن
gloats خیره نگاه کردن
pries بادقت نگاه کردن
gawked بی خیال نگاه کردن
gaze بادقت نگاه کردن
gaze خیره نگاه کردن
pried فضولانه نگاه کردن
gapes خیره نگاه کردن
stare خیره نگاه کردن
skews منحرف کج نگاه کردن
goggling چپ نگاه کردن گشتن
goggled چپ نگاه کردن گشتن
goggle چپ نگاه کردن گشتن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
thumb one's nose <idiom> با تنفر نگاه کردن
stared خیره نگاه کردن
glowered خیره نگاه کردن
to run through نگاه اجمالی کردن در
glower خیره نگاه کردن
glim نگاه اجمالی کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
peeked زیرچشمی نگاه کردن
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
to look down با نگاه مطیع کردن
peeking زیرچشمی نگاه کردن
peeks زیرچشمی نگاه کردن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
stares خیره نگاه کردن
peek زیرچشمی نگاه کردن
to look a bout بهر سو نگاه کردن
look نگاه کردن نگریستن
glowers خیره نگاه کردن
looked نگاه کردن نگریستن
skew منحرف کج نگاه کردن
gorgonize خیره نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
to look at somebody askance به کسی چپ چپ نگاه کردن
glowering خیره نگاه کردن
to have a look at something بچیزی نگاه کردن
looks نگاه کردن نگریستن
peeped از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
glowers اخم کردن نگاه خیره
gaze چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
retains ابقاء کردن نگاه داشتن
gawps مات و احمقانه نگاه کردن
gawped مات و احمقانه نگاه کردن
gazed چشم دوختن زل زل نگاه کردن
celebrating نگاه داشتن تقدیس کردن
gawping مات و احمقانه نگاه کردن
to d. into a book نگاه مختصر بکتابی کردن
gazes چشم دوختن زل زل نگاه کردن
to look one up and down بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
celebrate نگاه داشتن تقدیس کردن
gawp مات و احمقانه نگاه کردن
give someone a black look با خشم به کسی نگاه کردن
gazing چشم دوختن زل زل نگاه کردن
celebrates نگاه داشتن تقدیس کردن
languished باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languishes باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snoops نگاه تجسس امیز کردن
to drink in with ones eyes بچشم خریداری نگاه کردن
retained ابقاء کردن نگاه داشتن
keep tabs on <idiom> نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
snooping نگاه تجسس امیز کردن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
retaining ابقاء کردن نگاه داشتن
glowered اخم کردن نگاه خیره
retain ابقاء کردن نگاه داشتن
glower اخم کردن نگاه خیره
languishing باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
oeillade با کرشمه نگاه کردن غمزه
teleview به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
languish باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
snoop نگاه تجسس امیز کردن
glowering اخم کردن نگاه خیره
snooped نگاه تجسس امیز کردن
stared از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stares از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stare از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
glances نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
to watch the clock [با بیحوصلگی] دائما به ساعت نگاه کردن
to look at نگاه کردن به [نگریستن به] [به نظر آمدن]
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
glanced نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
pretty to look at [to watch] زیبا [خوشگل] برای نگاه کردن
glance نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
peeps باچشم نیم باز نگاه کردن
To look fondly at someone . با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
filed در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
file در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to make eyes at به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
peeping باچشم نیم باز نگاه کردن
peeped باچشم نیم باز نگاه کردن
peep باچشم نیم باز نگاه کردن
to paint a rosy picture of something امیدوارانه به چیزی [موضوعی] نگاه کردن
memorialize برسم یادگار نگاه داشتن یاداوری کردن
window shop به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
to look at somebody with contempt به کسی با اهانت [تحقیر آمیز] نگاه کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com