Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English
Persian
wire entanglement
با سیم خاردار محصور کردن حصار سیم خاردار
Other Matches
entanglements
محصور با شبکه سیم خاردار
entanglement
محصور با شبکه سیم خاردار
garrison
محصور کردن حصار کشیدن
garrisons
محصور کردن حصار کشیدن
barbellate
خاردار
acanthous
خاردار
acanthaceous
خاردار
echinoid
خاردار
aristate
خاردار
thornier
خاردار
horrent
خاردار
hispid
خاردار
acanaceous
خاردار
pappous
خاردار
barbate
خاردار
barbed
خاردار
thorniest
خاردار
thorny
خاردار
setiferous
خاردار
setaceous
خاردار
aculeolate
خاردار
aciculate
خاردار
thistly
خاردار
setose
خاردار
lappaceous
خاردار
brambly
خاردار
acanthaid
خاردار
pappose
خاردار
aculeate
خاردار
spinose
خاردار
spinescent
خاردار
burry
خاردار
riveting
اشبیل خاردار
sea bass
ماهی خاردار
rivets
اشبیل خاردار
picked
خاردار برگزیده
herisson
تیر خاردار
crawfish
خرچنگ خاردار
langouste
خرچنگ خاردار
thorn apple
تاتوره خاردار
barbedwire
سیم خاردار
thornbush
بوته خاردار
percoid
ماهی خاردار
sea crayfish
خرچنگ خاردار
cotter pin
اشبیل خاردار
barbed wire
سیم خاردار
rivet
اشبیل خاردار
sea crawfish
خرچنگ خاردار
riveted
اشبیل خاردار
spinule
چرخ خاردار
band
شبکه سیم خاردار
porcupinish
تیغ دار خاردار
weever
یکجور ماهی خاردار
bands
شبکه سیم خاردار
moonflower
توت خاردار هندی
wire entanglement
مانع سیم خاردار
wire entanglement
سیم خاردار کشیدن
panfish
نوعی ماهی خاردار
double apron fence
سیم خاردار دو دامنه
porcupiny
تیغ دار خاردار
prickly pears
یکجور انجیر هندی خاردار
launce
سگ ماهی باریک اندام خاردار
prickly pear
یکجور انجیر هندی خاردار
thornback
ماهی پهن چهارگوش خاردار
prickliness
حالت چیز خاردار زنندگی
percoid
وابسته به تیره ماهی خاردار
bass bug
حشره برای گرفتن ماهی خاردار
gurnard
نوعی ماهی دارای بالههای خاردار
concertinas
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaed
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
concertinaing
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
gaff
قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری
concertina
سیم خاردار استوانهای شکل تا شونده
banderilla
نیزه خاردار برای فروبردن به گردن گاو
spider wire entanglement
نردههای زیگزاگی غیر منظم سیم خاردار
leister
نیزه خاردار مخصوص صیدماهی قزل الا
wire roll
نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
screw picket
میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
knife rest
نوعی مانع یا سدجادهای است که با سیم خاردار و یک چهارچوب فلزی یا چوبی تهیه می کنند و قابل حمل میباشد
spur gear
دنده مهمیزی دنده خاردار
crayfishes
خرچنگ اب شیرین- خرچنگ خاردار
crayfish
خرچنگ اب شیرین- خرچنگ خاردار
ensphere
محصور کردن
wall
محصور کردن
embay
محصور کردن
walls
محصور کردن
mure
محصور کردن
enwind
محصور کردن
impark
محصور کردن
to limit something
چیزی را محصور کردن
to restrict something
چیزی را محصور کردن
to confine something to something
چیزی را محصور کردن
locked up
در محلی محصور کردن
lock up
در محلی محصور کردن
ensheathe
درغلاف محصور کردن
caged storage
انبار کردن به طریقه محصور
impark
در پارک یا جنگل محصور کردن
embank
با خاک یا سنگ محصور کردن
binds
محصور کردن بهم پیوستن
bind
محصور کردن بهم پیوستن
immure
در چهار دیوار نگاهداشتن محصور کردن
circumvallate
باسنگریابارو محصور شده سنگربندی کردن
walls
حصار دار کردن
wall
حصار دار کردن
entangle
باسیم خاردارمحصور کردن محصور کردن
compass
جهت کردن محصور کردن
pent up
محصور
restricted
محصور
pent
محصور
fenced
محصور
walled
محصور
closed
محصور
landlocked
محصور درخشکی
cooped up
محصور و محبوس
landlocked
محصور در خشکی
closest
جای محصور
snowbound
محصور در برف
closes
جای محصور
closer
جای محصور
courtyard
محوطه محصور
close
جای محصور
populated
مسکون محصور
parks
شکارگاه محصور مرتع
parked
شکارگاه محصور مرتع
seagirt
محصور بوسیله دریا
park
شکارگاه محصور مرتع
pale
ناحیه محصور قلمروحدود
paler
ناحیه محصور قلمروحدود
hoosegow
محبس محل محصور
inbound
محصور در حدود معینی
palest
ناحیه محصور قلمروحدود
binds
حصار
hedged
حصار
hawed
حصار
bind
حصار
hedges
حصار
barriers
حصار
haw
حصار
enceinte
حصار
fences
حصار
crush barrier
حصار
barrier
حصار
folded
حصار
wall
حصار
entanglement
حصار
fence
حصار
hawing
حصار
haws
حصار
entanglements
حصار
hedge
حصار
fenceless
بی حصار
enclosure
حصار
enclosures
حصار
kraals
حصار
kraal
حصار
within
در حصار
barracoon
حصار
folds
حصار
fold
حصار
walls
حصار
degagement
[حریم محصور بین راهرو و دهلیز]
scaling ladder
نردبان برای بالارفتن از جاهای محصور
churchyards
حصار کلیسا
hags
مه سفید حصار
churchyard
حصار کلیسا
hag
مه سفید حصار
backstop
حصار سیمی
masons
حصار کشیدن
brick up
حصار کشیدن
mason
حصار کشیدن
stockade
حصار بندی
hedges
پرچین حصار
ring wall or ring fence
حصار گرد
a breach in the fence
سوراخی در حصار
siege
محاصره حصار
hedge
پرچین حصار
fort
حصار قلعه
hedged
پرچین حصار
Cat
حصار مرتفع
stockades
حصار بندی
sieges
محاصره حصار
cramp
محدودکننده حصار
inclose
چهاردیواری حصار
fencing
محجر حصار
cramps
محدودکننده حصار
drylot
محوطه محصور ومحدودی برای زراعت وغیره
redoubt
موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
closures
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
closure
رای کفایت مذاکرات عمل محصور شدن
paler
حصار دفاعی دفاع
inclosure
چهار دیواری حصار
pale
حصار دفاعی دفاع
paddock
در حصار قراردادن غوک
extramural
خارج از حصار شهر
palest
حصار دفاعی دفاع
batten fence
حصار با میله چوبی
crash barrier
حصار کنار جاده
enclosure
چینه کشی حصار
backstop
حصار انتهای زمین
enclosures
چینه کشی حصار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com