English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
atrocious با شرارت بی پایان
Other Matches
eol پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
terminated پایان دادن پایان یافتن
terminate پایان دادن پایان یافتن
terminates پایان دادن پایان یافتن
wickedness شرارت
illness شرارت
depravity شرارت
iniquities شرارت
iniquity شرارت
illnesses شرارت
vitiosity شرارت
felonies شرارت
felony شرارت
nefariousness شرارت
viciousness شرارت
evilness شرارت
badness شرارت
devitry شرارت
irreligion شرارت
devilment [British E] شرارت
heinousness شرارت
mischief شرارت
impiousness شرارت
flagitiousness شرارت
foulness پلیدی شرارت
monstrosity شرارت بسیار
naughtiness شرارت نافرمانی
monstrosities شرارت بسیار
malevolence شرارت بدسگالی
ill- از روی بدخواهی و شرارت
ills از روی بدخواهی و شرارت
villainy شرارت تبه کاری
enormities شرارت زیاد ستمگری
enormity شرارت زیاد ستمگری
monstrously با شرارت یا بیرحمی زیاد
ill از روی بدخواهی و شرارت
malfeasance شرارت کار خلاف قانون
hili اعتقادبه مادیات-اعتقادباینکه مادیات مایهء شرارت است
he is a monster of cruelly او دیو شرارت است است
ending پایان
endings پایان
initiator terminator پایان ده
fruition پایان
finish line خط پایان
finish پایان
end line خط پایان
illmitable بی پایان
illimitable بی پایان
interminate بی پایان
never ending بی پایان
finallist پایان رس
never-ending بی پایان
unending بی پایان
inconclusive بی پایان
unfinished بی پایان
hexapod شش پایان
incessant پی در پی بی پایان
finishes پایان
end all پایان
ended پایان
bourne پایان
ends پایان
to sit out تا پایان
abysm بی پایان
abysses بی پایان
unbound بی پایان
end پایان
point پایان
close پایان
closer پایان
closest پایان
decapoda ده پایان
windup پایان
termination پایان
abyss بی پایان
period پایان
sempiternity بی پایان
limit پایان
perpetuity بی پایان
eternity بی پایان
eternality بی پایان
immortality بی پایان
infinite time بی پایان
forever بی پایان
closes پایان
foreverness بی پایان
conclusions پایان
conclusion پایان
periods پایان
eternities بی پایان
finality پایان
eternity بی پایان
issue [outcome] پایان
aeon بی پایان
finis پایان
out <adv.> پایان
endless بی پایان
cessation پایان
jikan پایان وقت
Finifugal <adj.> تنفر از پایان
interminableness پایان ناپذیری
normal termination پایان عادی
to turn out به پایان رسیدن
myriapoda هزار پایان
ominscience دانش بی پایان
last a دم اخر پایان
to get oven به پایان رساندن
to go through with به پایان رساندن
get through به پایان رساندن
godspeed پایان انجام
harvest home پایان درو
sustainable energy انرژی بی پایان
get over به پایان رساندن
inexhaustibility پایان نا پذیری
get done with به پایان رساندن
omniscience دانش بی پایان
on side پایان بازی
to see through به پایان رساندن
turn out <idiom> نتیجه ،پایان
Over and out! پایان اعلان !
time out <idiom> پایان وقت
run out (of something) <idiom> به پایان رساندن
wind up پایان یافتن
wind up پایان دادن
Over and out! پایان خبر !
year-end پایان سال
year-end سال پایان
do away with <idiom> به پایان رساندن
to see out به پایان رساندن
to come to a end به پایان رسیدن
teleology پایان شناسی
placing judge داور خط پایان
rhizopod ریشه پایان
sign off پایان دادن به
subjunction افزایش در پایان
surcease پایان استراحت
teleologist پایان شناس
It's over. به پایان رسید.
terminable پایان یافتنی
termination date تاریخ پایان
terminuse ad quem نقطه پایان
to bring to an end به پایان رساندن
follow through <idiom> به پایان رساندن
gastropod شکم پایان
tapes نوار خط پایان
conclusions پایان یک چیز
come off پایان مسابقه
tape نوار خط پایان
past پایان یافته
over- پایان یافتن
over پایان یافتن
eternal بی پایان دائمی
buzzers زنگ پایان
buzzer زنگ پایان
sequel نتیجه پایان
conclusion پایان یک چیز
sequels نتیجه پایان
taped نوار خط پایان
abend پایان غیرعادی
irredeemable پایان ناپذیر
ends پایان یک دور
dissertation پایان نامه
ended پایان یک دور
end پایان یک دور
termination پایان دهی
termination پایان یابی
end mark علامت بی پایان
end of block پایان یک بلوک
finish پایان مسابقه
terminating پایان دار
fineless بی پایان کردن
terminating پایان بخش
eoj پایان کارob
theses پایان نامه
unceasing پایان ناپذیر
finitude پایان پذیری
thesis پایان نامه
dissertations پایان نامه
interminable پایان ناپذیر
finishes پایان مسابقه
endless بدون پایان
eof پایان فایل
endless loop حلقه بی پایان
endnote پایان مدرک
eob پایان یک بلوک
to sing out با اوازبه پایان رساندن
interminably بطور پایان ناپذیر
make short work of something <idiom> [به سرعت به پایان رساندن]
i am through with my work کارم به پایان رسید
chutes دالان پایان دوصحرانوردی
chute دالان پایان دوصحرانوردی
terminating symbol نماد پایان بخش
dash off <idiom> سریعا به پایان رساندن
come to nothing <idiom> باشکست به پایان رسیدن
continuous بدون پایان یابدون قط عی
on end <idiom> بنظر به پایان رسیده
year-end وابسته به پایان سال
terminals واقع در نوک پایان
zazen پایان استراحت نشسته
raw deal <idiom> آخر خط ،پایان هستی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com