English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
look down با نگاه از رو بردن
Other Matches
gloated نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
keek باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
look at me بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
glances نگاه نگاه مختصر
glanced نگاه نگاه مختصر
glance نگاه نگاه مختصر
to push out پیش بردن جلو بردن
imbibes تحلیل بردن فرو بردن
imbibing تحلیل بردن فرو بردن
imbibe تحلیل بردن فرو بردن
imbibed تحلیل بردن فرو بردن
masochism لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
glimpsed نگاه کم
glimpse نگاه کم
glimpsing نگاه کم
leer نگاه چپ
glimpses نگاه کم
by sight از نگاه
ganders : نگاه
regard نگاه
regards نگاه
i say نگاه کن
gloatingly با نگاه
regarded نگاه
look here نگاه کن
observantion نگاه
gander : نگاه
looks نگاه
slanted نگاه کج
leered نگاه کج
look نگاه
view نگاه
leered نگاه چپ
leers نگاه چپ
leering نگاه چپ
leering نگاه کج
leers نگاه کج
slants نگاه کج
looked نگاه
leer نگاه کج
slant نگاه کج
Peeping Toms نگاه دزد
leered نگاه کج کردن
peek نگاه دزدانه
i say نگاه کنید
at a glance بیک نگاه
leered نگاه دزدکی
leer نگاه کج کردن
Peeping Tom نگاه دزد
come-on نگاه دعوتآمیز
come-ons نگاه دعوتآمیز
gape seed نگاه خیره
gloatingly با نگاه خیره
leer نگاه دزدکی
gapeseed نگاه خیره
squinted چپ نگاه کردن
leers نگاه دزدکی
retrospectively با نگاه بگذشته
dirty look <idiom> چپ چپ نگاه کردن
leers نگاه کج کردن
an am or ous glance یک نگاه عاشقانه
tenable نگاه داشتنی
gazing نگاه خیره
gaze نگاه خیره
gazes نگاه خیره
refrains نگاه داشتن
peeked نگاه دزدانه
squint چپ نگاه کردن
leering نگاه دزدکی
leering نگاه کج کردن
at first sight بیک نگاه
To look askance. To give a dirty look. چپ چپ نگاه کردن
peeks نگاه دزدانه
peeking نگاه دزدانه
an upward glance نگاه سربالا
an intent look یک نگاه مشتاقانه
gazed نگاه خیره
shim نظر یک نگاه
tackles نگاه داشتن
tackled نگاه داشتن
tackle نگاه داشتن
keep نگاه داشتن
to hang up نگاه داشتن
retain نگاه داشتن
retained نگاه داشتن
squinny کج کج نگاه کردن
retaining نگاه داشتن
to keep any one waiting نگاه داشتن
tackling نگاه داشتن
refraining نگاه داشتن
refrained نگاه داشتن
to catch a glimpse of نگاه مختصرکردن
oblongs نگاه ممتد
oblong نگاه ممتد
sheep's eyes نگاه عاشقانه
sheep's eye نگاه دزدکی
sheep's eye نگاه عاشقانه
to dwell on نگاه کردن
retrospection نگاه به قهقرا
pryingly با نگاه دقیق
preservatize نگاه داشتن
to give support to نگاه داشتن
refrain نگاه داشتن
to keep in نگاه داشتن
retains نگاه داشتن
oeillade نگاه عاشقانه
looker نگاه کننده
to put to a pause نگاه داشتن
to set eyes on نگاه کردن
leontief table نگاه کنید به :
holds نگاه داشتن
hold نگاه داشتن
keek نگاه دزدانه
eying نگاه کردن
eyes نگاه کردن
eyeing نگاه کردن
eye نگاه کردن
parthian glance اخرین نگاه
stares رک نگاه کردن
stared رک نگاه کردن
to lay fast نگاه داشتن
stayed نگاه داشتن
stay نگاه داشتن
sees نگاه کردن
see نگاه کردن
to lock out نگاه داشتن
to look daggers چپ چپ نگاه کردن
peeper نگاه کننده
to look on with نگاه کردن
keeps نگاه داشتن
stare رک نگاه کردن
vide infara را نگاه کنید
glimpsing نگاه انی
glimpsing نگاه سریع
stops نگاه داشتن
stopping نگاه داشتن
stopped نگاه داشتن
stop نگاه داشتن
steely look نگاه با اراده
retrospective view [on] نگاه به گذشته
glimpses نگاه سریع
glimpses نگاه انی
glimpsed نگاه سریع
voyeur نگاه کننده
regard نگاه کردن
regarded نگاه کردن
regards نگاه کردن
glaringly با نگاه خیره
retrospect نگاه به گذشته
voyeurs نگاه کننده
glimpse نگاه انی
glimpse نگاه سریع
glimpsed نگاه انی
upholders نگاه دارنده
to watch نگاه کردن
to stop [doing something] نگاه داشتن
holder نگاه دارنده
squints چپ نگاه کردن
upholder نگاه دارنده
kept نگاه داشته
holders نگاه دارنده
stares خیره نگاه کردن
to behave oneself ادب نگاه داشتن
to make eyes at عاشقانه نگاه کردن
squinny زیرچشمی نگاه کردن
glow نگاه سوزان کردن
stared خیره نگاه کردن
voyeurism اطفاء شهوت با نگاه
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
peered با دقت نگاه کردن
wifely دارای نگاه زنانه
to look forward نگاه کردن انتظارداشتن
glowed نگاه سوزان کردن
skews منحرف کج نگاه کردن
skewing منحرف کج نگاه کردن
peeping نگاه دزدکی طلوع
look about بهر سو نگاه کردن
peeps نگاه زیر چشمی
look up نگاه کردن مراجعهای
to run through نگاه اجمالی کردن در
peeps نگاه دزدکی طلوع
supra ببالا نگاه کنید
freeze ثابت نگاه داشتن
peeping نگاه زیر چشمی
to pick up oneself خودرا نگاه داشتن
skew منحرف کج نگاه کردن
glows نگاه سوزان کردن
starer دارای نگاه خیره
peep نگاه زیر چشمی
peep نگاه دزدکی طلوع
peeped نگاه زیر چشمی
parthian glance نگاه هنگام جدایی
peeped نگاه دزدکی طلوع
freezes ثابت نگاه داشتن
to look down با نگاه مطیع کردن
to look behind پشت سر را نگاه کردن
to keep at bay معطل نگاه داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com