Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 277 (45 milliseconds)
English
Persian
buff
با چرم پرداخت کردن
buffs
با چرم پرداخت کردن
Search result with all words
file
ساییدن پرداخت کردن
filed
ساییدن پرداخت کردن
give
دادن پرداخت کردن
gives
دادن پرداخت کردن
giving
دادن پرداخت کردن
launch
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching
به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
subscribe
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribed
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribes
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
subscribing
تعهد یا تعهد پرداخت کردن در پرداخت مبلغی شرکت کردن موافقت کردن با
advance
ترقی کردن پیش پرداخت
advances
ترقی کردن پیش پرداخت
advancing
ترقی کردن پیش پرداخت
polish
پرداخت کردن
polishes
پرداخت کردن
default
عدم پرداخت قصور کردن
defaulted
عدم پرداخت قصور کردن
defaulting
عدم پرداخت قصور کردن
defaults
عدم پرداخت قصور کردن
spot
کشف کردن اماده پرداخت
spots
کشف کردن اماده پرداخت
pay
پرداخت کردن
paying
پرداخت کردن
pays
پرداخت کردن
furbish
پرداخت کردن
furbished
پرداخت کردن
furbishes
پرداخت کردن
furbishing
پرداخت کردن
licence
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licences
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
licenses
اجازه از یک تولید کننده به دیگری برای کپی کردن محصولات بدون پرداخت مبلغی
buffer
پرداخت کردن
curries
پرداخت کردن چرم
curry
پرداخت کردن چرم
dabbing
پرداخت کردن سنگ
smoothing
صاف کردن پرداخت
spend
پرداخت کردن خرج کردن
spends
پرداخت کردن خرج کردن
disburse
پرداخت کردن
disbursed
پرداخت کردن
disburses
پرداخت کردن
disbursing
پرداخت کردن
burnish
پرداخت کردن
burnishes
پرداخت کردن
reimburse
باز پرداخت کردن
reimbursed
باز پرداخت کردن
reimburses
باز پرداخت کردن
reimbursing
باز پرداخت کردن
tumble
پرداخت کردن
tumbled
پرداخت کردن
tumbles
پرداخت کردن
scour
پرداخت کردن
scoured
پرداخت کردن
scours
پرداخت کردن
buff stick
بدان پیچیده است و برای پرداخت کردن بکار میبرند
compounding a felony
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
die burnish
پرداخت کردن حدیدهای
pay at sight
نقدا" پرداخت کردن
pay in advance
پیش پرداخت کردن
pay off
پرداخت کردن
pay off
تسویه کردن پرداخت
payment in advance
پیش پرداخت کردن
planish
پرداخت کردن
recoupment
قسطی پرداخت کردن یا بازپرداخت قسطی
ro rub up
خمیر کردن پرداخت کردن
smooth the paint
رنگ کردن و پرداخت کردن
to finish off
پرداخت کردن
to polish off
با شتاب پرداخت کردن
to suspend payment
پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
To demand prompt payment.
تقاضای پرداخت فوری کردن
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
final shaving
پرداخت
[کوتاه کردن نهایی پرزها]
Other Matches
progress payment
پرداخت مبالغ قرارداد طبق پیشرفت کار پرداخت مرحلهای
matte
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
matt
فلز یامس پرداخت نشده وناخالص تکمیل یا پرداخت مات وبی جلا
interim financing
پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت پرداخت بینابین
usance
مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
sets of bill
نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
droppage
کسری پرداخت کسر پرداخت
fate
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
fates
پرداخت یا عدم پرداخت چک سرنوشت چک
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
ransoms
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
due bill
در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
ransom
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
carnet
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
claim for indemnification
ادعای تضمین خسارت مطالبه پرداخت خسارت مطالبه پرداخت غرامت
ability to pay principle of taxation
اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
dividend warrant
چک پرداخت سود سهام اجازه پرداخت سود سهام
payment
پرداخت
finishing
پرداخت
remitment
پرداخت
discharging
پرداخت
refund
پس پرداخت
refunds
پس پرداخت
refunded
پس پرداخت
glaze
پرداخت
glazes
پرداخت
refunding
پس پرداخت
glosser
پرداخت گر
trim
پرداخت
pays
پرداخت
renderings
پرداخت
discharge
پرداخت
bleaching
پرداخت
settlements
پرداخت
paying
پرداخت
pay
پرداخت
finishing touches
پرداخت
rendering
پرداخت
discharges
پرداخت
disbursement
پرداخت
furbisher
پرداخت گر
outlay
پرداخت
settlement
پرداخت
expenditure
پرداخت
defrayal
پرداخت
finishes
پرداخت
pt
پرداخت
burnisher
پرداخت گر
lustreer
پرداخت
polishes
پرداخت
polish
پرداخت
finish
پرداخت
refinishing
پرداخت
making good
پرداخت
payments
پرداخت
payment by installments
پرداخت قسطی
payment stopped
توقف پرداخت
payment in full
پرداخت تمام
payment in due cource
پرداخت به موقع
lustre
صیقل پرداخت
finance
پرداخت هزینه
unpolished
پرداخت نشده
payment in kind
پرداخت جنسی
payment in kind
پرداخت غیرنقدی
satin
جلا پرداخت
payment in full
پرداخت کامل
finances
پرداخت هزینه
financed
پرداخت هزینه
financing
پرداخت هزینه
terms of payment
شرایط پرداخت
subscriptions
تعهد پرداخت
paymasters
مامور پرداخت
subscription
تعهد پرداخت
paymaster
مامور پرداخت
planishing tool
ابزار پرداخت
period of grace
مهلت پرداخت
imprest
پیش پرداخت
payment terms
شرایط پرداخت
payor
پرداخت کننده
installment payment
پرداخت قسطی
indemnification
پرداخت غرامت
payable
قابل پرداخت
dishonoured
خودداری از پرداخت
finish
پرداخت کار
pay
وابسته به پرداخت
prest
پیش پرداخت
money back
تضمین پرداخت
monthly payment
پرداخت ماهانه
non payment
عدم پرداخت
prepayment
پیش پرداخت
on account payment
پیش پرداخت
dishonours
خودداری از پرداخت
lump sum payment
پرداخت یکجا
dishonour
خودداری از پرداخت
dishonouring
خودداری از پرداخت
dishonors
خودداری از پرداخت
dishonoring
خودداری از پرداخت
punctual payment
پرداخت در سر وعده
dishonored
خودداری از پرداخت
prompt payment
پرداخت فوری
progress payments
پرداخت تدریجی
lump sum payment
پرداخت نقدی
overpayment
پرداخت اضافی
part payment
پرداخت اقساطی
pays
وابسته به پرداخت
deposit
پیش پرداخت
repayments
پرداخت مجدد
repayment
پرداخت مجدد
payment by instalments
پرداخت به اقساط
payment in advance
پیش پرداخت
interim financing
پرداخت موقت
finishes
پرداخت کار
paying
وابسته به پرداخت
pre payment
پیش پرداخت
pre paid
پیش پرداخت
liquidation
پرداخت بدهی
payable at sight
پرداخت دیداری
the d. of a debt
پرداخت بدهی
payable on demand
پرداخت عندالمطالبه
payer
پرداخت کننده
non-payment
عدم پرداخت
advance
پیش پرداخت
a bradent
وسیله پرداخت
payroll
سیاهه پرداخت
earnest money
پیش پرداخت
remittances
پرداخت تادیه
remittance
پرداخت تادیه
disburse
پرداخت خرج
deferred payment
پرداخت اتی
reimbursements
پرداخت جبرانی
reimbursements
باز پرداخت
payees
پرداخت شونده
advance
پیش پرداخت
finisher
پرداخت کننده
final payment
پرداخت نهایی
shear
پرداخت فرش
bilk
گذاشتن از پرداخت
finishing
پرداخت کاری
bonus
پرداخت اضافی
bonuses
پرداخت اضافی
reimbursement
باز پرداخت
reimbursement
پرداخت جبرانی
back freigt
پرداخت کرایه
disbursed
پرداخت خرج
smoothing plane
رنده پرداخت
disburses
پرداخت خرج
burnishing
پرداخت کاری
disbursing
پرداخت خرج
advance payment
پیش پرداخت
demand for payment
تقاضای پرداخت
advice note
دستورپیش پرداخت
outstanding
پرداخت نشده
deferred payment
پرداخت معوق
average payment
پرداخت متوسط
d. note
درخواست پرداخت
date of maturity
موعد پرداخت
date of payment
موعد پرداخت
liability
دیون پرداخت
liabilities
دیون پرداخت
settlement terms
شرایط پرداخت
annual payment
پرداخت سالیانه
outstandingly
پرداخت نشده
casual payment
پیش پرداخت
settlement
تسویه پرداخت
instalments
پرداخت قسطی
instalment
پرداخت قسطی
down payment
پیش پرداخت
settlement
تصفیه پرداخت
unpaid
پرداخت نشده
cash dispensers
پرداخت مینماید
money orders
دستور پرداخت
remittable
قابل پرداخت
installments
پرداخت قسطی
remittal
گذشت پرداخت
remitter
پرداخت کننده
down payments
پیش پرداخت
by payment
از طریق پرداخت
money order
دستور پرداخت
cash dispenser
پرداخت مینماید
reimbursable
قابل پرداخت
advancing
پیش پرداخت
settlements
تسویه پرداخت
settlements
تصفیه پرداخت
deposits
پیش پرداخت
advances
پیش پرداخت
payee
پرداخت شونده
paid
پرداخت شده
spot cash
پرداخت نقدی
renditions
پرداخت تحویل
diamond polishing
پرداخت الماسی
rendition
پرداخت تحویل
never-never
پرداخت قسطی
payable in advance
قابل پیش پرداخت
deferred payment
پرداخت مدت دار
outstanding accounts
حسابهای پرداخت نشده
deposit slip
اعلامیه پرداخت سپرده
deferred dobit
تعویق در پرداخت هزینه
payable immediately
قابل پرداخت فوری
deferred dobit
پیش پرداخت هزینه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com