English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 288 (21 milliseconds)
English Persian
to roll up the enemy line بخط دشمن کردن
Search result with all words
meet تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
meets تصادم کردن با دشمن درخور بودن درخور
hit اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
quail نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
quails نوعی موشک فریبنده که برای کور کردن رادارها و یاسیستم پدافند هوایی دشمن ازهواپیما پرتاب میشود
threat دشمن تهدید کردن
threats دشمن تهدید کردن
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
early warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
early-warning اعلام خطر اعلام خطر کردن از نزدیک شدن دشمن سیستم اعلام خطر
plot تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plots تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
plotted تعیین کردن محل هدف یا دشمن روی نقشه رسم کردن مسیر حرکت روی نقشه
enemies دشمن کردن
enemy دشمن کردن
distract گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
distracts گیج کردن حواس دشمن را پرت کردن
snipe از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniped از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
snipes از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
sniping از کمین گاه بسوی دشمن تیراندازی کردن
neutralised خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralised بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralises خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralises بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralising خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralising بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralize خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralize بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizes خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizes بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
neutralizing خنثی کردن اتش یا عمل دشمن
neutralizing بی اثر کردن خنثی کردن از بین بردن نفرات و وسایل دشمن
betray تسلیم دشمن کردن
betrayed تسلیم دشمن کردن
betraying تسلیم دشمن کردن
betrays تسلیم دشمن کردن
antagonised دشمن کردن
antagonises دشمن کردن
antagonising دشمن کردن
antagonize دشمن کردن
antagonized دشمن کردن
antagonizes دشمن کردن
antagonizing دشمن کردن
harass ایذا کردن دشمن
harass ناراحت کردن دشمن
harasses ایذا کردن دشمن
harasses ناراحت کردن دشمن
mopping up پاک کردن منطقه ازوجود بقایای دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
squawking در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
breach سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breached سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
reject عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejected عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejecting عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
rejects عقب زدن دشمن دور کردن دشمن
infiltrate در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrated در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrating در خطوط دشمن نفوذ کردن
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
barrier forces نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
betrayment تسلیم به دشمن کردن
confusion agent عامل گیج کردن دشمن
crossing the t قطع کردن راه ستون دشمن
direct pressure تعاقب کردن مستقیم دشمن
encirclement احاطه دشمن احاطه کردن
exfiltration خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
follow up رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
gain ground خاک دشمن راتصرف کردن تجاوز و تعدی کردن
letter of marque پروانه دستگیر کردن کشتی بازرگانی دشمن و غارت کردن اتباع ایشان
meaconing گرفتن و رله علایم رادیویی برای گیج کردن سیستم ناوبری دشمن
mine watching عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
out flank دور زدن جناح دشمن احاطه کردن جناح دشمن احاطه جناحی کردن
radio direction finding پیدا کردن جهت بی سیم دشمن
search and clear جستجو و پاک کردن دشمن
shock action غافلگیری حمله ناگهانی غافلگیر کردن دشمن
to pierce the enemy's line دشمن رخنه کردن
to sweep the seas همه جای دریاراعبورکردن دریاهارا ازوجود دشمن پاک کردن
to triumph over the enemy برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
Other Matches
gall حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
galls حملات مکرر توام با تیراندازی به دشمن بستوه اوردن دشمن
radio deception گول زدن دشمن با بی سیم فریب رادیویی دشمن
radio countermeasures اقدامات ضد فرستندههای دشمن پیشگیریهای ضد پخش رادیویی دشمن
enemy alien طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
close up نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close-up نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
close with اخذتماس با دشمن درگیر شدن با دشمن
close-ups نزدیک شدن به دشمن تقرب به دشمن
penetration نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
roll back به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
breaching رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
shadower یکان مامور تعاقب دشمن یکان اخذ تماس با دشمن
close in security برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
counter force نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
evasions اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
evasion اجتناب از اسارت به دست دشمن اجتناب از دشمن گریز
identification friendly or foe سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
disorganised به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganising به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganises به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
hostile track تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
disorganizes به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganize به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
disorganizing به هم زدن سازمان دشمن به هم زدن نظم دشمن
approach march راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
end on سینه به سینه شدن با دشمن روبرو شدن با دشمن یاچیزی
repels پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelling پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repel پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
repelled پس زدن دشمن عقب زدن دشمن
bogeys تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogey تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
abhorrer دشمن
enemies دشمن
foeman دشمن
enemy دشمن
at d. دشمن
foe دشمن
xenophobe دشمن
foes دشمن
adversary دشمن
adversaries دشمن
adversarial دشمن
hostile دشمن
enemy state دولت دشمن
arch enemy دشمن بزرگ
wanes جنگ دشمن
waned جنگ دشمن
antichrst دشمن مسیح
wane جنگ دشمن
alien enemy دشمن خارجی
enemy forces نیروهای دشمن
engagements درگیری با دشمن
engagement درگیری با دشمن
the enemy نیروی دشمن
archenemy دشمن بزرگ
evades گریز از دشمن
contained احاطه دشمن
waning جنگ دشمن
the enemy کشتی دشمن
enemy state حکومت دشمن
contains احاطه دشمن
evaded گریز از دشمن
xenophobe دشمن بیگانه
contain احاطه دشمن
antagonist رقیب دشمن
antagonists رقیب دشمن
nemesis دشمن بزرگ
unfriendly دشمن ناشناس
evade گریز از دشمن
evading گریز از دشمن
man hater دشمن ادم
front سمت دشمن
hateable دشمن داشتنی
potential enemy دشمن اصلی
hostile artillery توپخانه دشمن
hostile battery اتشبار دشمن
potential enemy دشمن حتمی
merged دشمن فاهر شد
fronting سمت دشمن
feudist متحد دشمن
suspect battery اتشبار مشکوک دشمن
To the envy of our enemies . به کوری چشم دشمن
close in نزدیک شدن به دشمن
trophy of war غنیمت جنگی از دشمن
enemy in liken of friend دشمن در لباس دوست
close with نزدیک شدن به دشمن
flank crossing عبوراز جناح دشمن
He gave the inemy no respite . به دشمن مهلت نداد
line of approach راه تقرب به دشمن
One enemy is one too many. یک دشمن هم زیاد است
repulsed پس زدن دشمن وازدن
harassing به هم زدن کارایی دشمن
repulses پس زدن دشمن وازدن
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
repulse پس زدن دشمن وازدن
repulsing پس زدن دشمن وازدن
break through نفوذکردن در مواضع دشمن
break off قطع تماس با دشمن
hunting شکار دشمن یا زیردریایی
anti air ضد برتری هوایی دشمن
electromagnetic intrusion نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
evasion and scape گریز و فراراز دست دشمن
limited objective هدف نزدیک به جبهه دشمن
flank crossing دور زدن جناح دشمن
antisocial مخل اجتماع دشمن جامعه
combat jump پرش با چتر درمنطقه دشمن
threat study بررسی توسعه تهدید دشمن
scrambled درگیر شدن باهواپیمای دشمن
scramble درگیر شدن باهواپیمای دشمن
denial measures تدابیر ممانعت ازنفوذ دشمن
evader گمشده جنگی در منطقه دشمن
To break down the enemys resistance. مقاومت دشمن رادرهم شکستن
strikes حمله ضربه زدن به دشمن
strike حمله ضربه زدن به دشمن
hostile متعلق به دشمن خصومت امیز
diversionary attack تک منحرف کننده توجه دشمن
scrambles درگیر شدن باهواپیمای دشمن
strategic reconnaissance بررسی مقدماتی وضع دشمن
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces . درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
captured material وسایل گرفته شده از دشمن
catalytic ترغیب کننده دشمن به درگیری
identification zone منطقه تشخیص هواپیماهای دشمن
siege mentality دشمن پنداری همه جانبه
One enemy is too many, a hundred friend are too few. <proverb> یک دشمن زیاد است صد دوست کم .
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
scrambling درگیر شدن باهواپیمای دشمن
confirmed location محل تایید شده دشمن
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
counter fire اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
threat study بررسی امکانات رزمی دشمن
counter surveillance عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
sniping ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
liberated مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن
envelopment دور زدن یکی از جناحین دشمن
blockade runner شخصی یا ناوی که ازمحاصره دشمن میگذرد
penetration aids وسایل تولید رخنه در صفوف دشمن
snipe ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
no enemy is insignificant دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
sniped ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
countermeasures اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
sweep تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
communication deception گول زدن دشمن در ارتباط و مخابرات
sniperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
attrition sweeping مین روبی ضد عملیات فرسایشی دشمن
snooperscope دوربین مخصوص هدف گیری دشمن
barrier combat air patrol گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
seadata اطلاعات مربوط به ردگیری زیردریایی دشمن
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
snipes ازکمینگاه تیر به اردوی دشمن زدن
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
rehabilitation training center مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
transponder sierra دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل پیشرفته
approach line خط نزدیک شدن به ساحل خط تقرب به دشمن خط مسیرفرود
transponder tango دستگاه تشخیص دشمن وخودی مدل اولیه
Enemy troops poured into the city. سربا زان دشمن ریختند داخل شهر
Our heavy guns pounded ( away at ) the enemy positions . توپخانه سنگین ما مواضع دشمن رادرهم کوبید
contacts ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contacting ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
merged باهواپیمای دشمن برخورد کرددر رهگیری هوایی
contacted ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
splashed در پدافند هوایی یعنی هواپیمای دشمن زده شد
survivability قابلیت مقاومت در مقابل دشمن توان زندگی
The planes pin- pointed the enemy targets . هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
mix up, caution موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
stay behind باقی گذاشته شده نیروی باقیمانده در منطقه دشمن
interception رهگیری هوایی جلوگیری از ورودهواپیماهای دشمن استراق سمع
interrogator responder دستگاه تماس یا مکالمه سیستم شناسایی دشمن وخودی
intruder operation تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
We cloced in on the enemy . حلقه محاصره خودمان را روی دشمن تنگ تر کردیم
parrot وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
parroting وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
internees فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
parrots وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
internee فراری ازخطوط دشمن افراد وارد شده به منطقه
overlap tell رله اطلاعات مربوط به هدف یا دشمن به ایستگاههای مجاور
parroted وسایل مخابراتی شناسایی دشمن وخودی در پدافند هوایی
mural crown ناجی که به نخستین بالارونده ازدیوار شهر دشمن داده میشد
many اعلام تعداد 8 یا بیشترهواپیمای دشمن دیده میشود در رهگیری هوایی
plotting رسم مسیر ناوبری هواپیمایا کشتی محل هدف یا دشمن
catches ذخایر به دست امده ازدشمن تصرف وسایل و سلاح دشمن
radio fix تعیین محل فرستنده دشمن یاخودی بااستفاده از دو یا چندایستگاه به گوش
evasion and scape تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
punched در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
american civilian internee information قسمت اطلاعات مربوط به غیرنظامیان بازگشته ازسرزمین دشمن به امریکا
punch در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
punches در رهگیری هوایی یعنی به زودی با هواپیمای دشمن روبرو خواهید شد
target array نمودار گرافیک نیروها و تاسیسات و وضعیت دشمن در منطقه هدف
collision course interception تقاطع مسیر رهگیری باهواپیمای دشمن مسیربرخورد هواپیمای رهگیر بادشمن
aces رتبهء اول خ-لبانی که حداقل 5هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com