Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (29 milliseconds)
English
Persian
forecast
براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasted
براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasts
براورد کردن از قبل پیش بینی
Other Matches
estimated
براورد کردن براورد
estimating
براورد کردن براورد
estimate
براورد کردن براورد
estimates
براورد کردن براورد
estimates
تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimating
تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimated
تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimate
تخمین زدن براورد براورد وضعیت
survey
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
estimate
براورد کردن
survey
براورد کردن
estimated
براورد کردن
surveys
براورد کردن
put at
براورد کردن
calculates
براورد کردن
surveyed
براورد کردن
calculated
براورد کردن
calculate
براورد کردن
estimates
براورد کردن
estimating
براورد کردن
estimable
قابل براورد کردن
misestimate
غلط براورد کردن
overestimated
زیاد براورد کردن
misvalue
بناحق براورد کردن
overrating
زیاد براورد کردن
overestimate
زیاد براورد کردن
over estimation
بیش از حد براورد کردن
overrates
زیاد براورد کردن
overestimation
پیش براورد کردن
overestimates
زیاد براورد کردن
overestimating
زیاد براورد کردن
overrate
زیاد براورد کردن
overrated
زیاد براورد کردن
dam design
براورد سد براورد بند
overcapitalize
بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
to overcapitalize a company
سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
pug nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed
دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
over capitalised
براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
septum
حفرههای بینی پره بینی
prediction
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedules
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled
برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
predictions
از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
to read people's hands
کف بینی کردن
second guess
پیش بینی کردن
miscalculates
بدپیش بینی کردن
second-guesses
پیش بینی کردن
second-guessed
پیش بینی کردن
to blow one's nose
بینی پاک کردن
preparations
پیش بینی کردن
second-guess
پیش بینی کردن
preparation
پیش بینی کردن
forecast
پیش بینی کردن
previse
پیش بینی کردن
plans
پیش بینی کردن
forecasted
پیش بینی کردن
forecasts
پیش بینی کردن
plan
پیش بینی کردن
prognosticate
پیش بینی کردن
prevision
پیش بینی کردن
second-guessing
پیش بینی کردن
foreshow
پیش بینی کردن
dope
پیش بینی کردن
expect
پیش بینی کردن
dopes
پیش بینی کردن
anticipating
پیش بینی کردن
augurs
پیش بینی کردن
nose-picking
انگشت کردن در بینی
augur
پیش بینی کردن
augured
پیش بینی کردن
to make provision
پیش بینی کردن
miscalculated
بدپیش بینی کردن
foresees
پیش بینی کردن
auguring
پیش بینی کردن
anticipates
پیش بینی کردن
expects
پیش بینی کردن
miscalculating
بدپیش بینی کردن
expecting
پیش بینی کردن
expected
پیش بینی کردن
miscalculate
بدپیش بینی کردن
anticipated
پیش بینی کردن
foresee
پیش بینی کردن
anticipate
پیش بینی کردن
miscalculates
پیش بینی غلط کردن
antedates
پیش بینی کردن جلوانداختن
antedated
پیش بینی کردن جلوانداختن
predict
قبلا پیش بینی کردن
preselect
پیش بینی موضع کردن
miscalculating
پیش بینی غلط کردن
antedate
پیش بینی کردن جلوانداختن
to provide for old age
پیش بینی روزگارپیری را کردن
miscalculated
پیش بینی غلط کردن
look forward to something
<idiom>
را لذت پیش بینی کردن
predicts
قبلا پیش بینی کردن
provide for in the budget
در بودجه پیش بینی کردن
predicting
قبلا پیش بینی کردن
miscalculate
پیش بینی غلط کردن
snuffles
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffling
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
to p for a sum in the budget
مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
snuffled
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
foretaste
ازمایش قبلی پیش بینی کردن
snuffle
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
extrapolate
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolated
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolates
ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
emunctory
مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
surveyed
براورد
estimations
براورد
estimate
براورد
surveys
براورد
estimates
براورد
estimation
براورد
appraisal
براورد
evaluation
براورد
estimating
براورد
evaluations
براورد
line of regression
خط براورد
appraisals
براورد
survey
براورد
estimated
براورد
vomer
استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
assessments
تقویم براورد
regression estimate
براورد رگرسیون
assessments
براورد مالیات
assessment
تقویم براورد
point estimate
براورد نقطهای
extrapolations
براورد برونی
error of estimate
خطای براورد
estimated of situation
براورد وضعیت
estimate of the situation
براورد وضعیت
extrapolation
براورد برونی
interpolations
براورد درونی
rough estimate
براورد تقریبی
cost estimate
براورد هزینه
cost calculation
براورد هزینه
point estimation
براورد نقطهای
cost accountant
براورد کننده
estimator
براورد کننده
overestimation
براورد اضافی
surveyor
براورد کننده
surveyors
براورد کننده
commander's estimate
براورد فرماندهی
assessment
براورد مالیات
biased estimate
براورد سودار
interval estimate
براورد فاصلهای
staff estimate
براورد ستادی
calculating factor
ضریب براورد
interpolation
براورد درونی
appreciation of the situation
براورد وضعیت
unbiased estimate
براورد ناسودار
intelligence estimate
براورد اطلاعات
underestimation
براورد نقصانی
time estimation
براورد زمانی
calculation
حساب براورد
quantity surveyor
براورد کننده مقادیر
least squares estimates
براورد حداقل مربعات
conservative estimate
براورد محافظه کارانه
standard error of estimate
خطای معیار براورد
abstracts
فهرست خلاصه براورد
the estimative faculty
قوه سنجش یا براورد
estimate
[quote]
براورد
[تخمین]
[اقتصاد]
quantily surveyor
براورد کننده مقادیر
abstracting
فهرست خلاصه براورد
quantity surveyors
براورد کننده مقادیر
command budget estimate
براورد بودجه یکان
pre design estimate
براورد مقدماتی طرح
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses
تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
calculable
براورد کردنی قابل اعتماد
unliquidated damages
خسارات غیرقابل براورد به پول
unbiased estimators
براورد کنندههای بدون تورش
capitalization
براورد ارزش حال سرمایه
second revised estimate
براورد تجدید نظر شده دوم
damage assessment
تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
i put the population at 0000
نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
predicting interval
فاصله زمانی پیش بینی شده هدف سبقت پیش بینی شده هدف
implied trust
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
cross eye
دو بینی
noses
بینی
rhinologist
بینی
night bilndness
شب بینی
snot
اب بینی
pecker
بینی
neb
بینی
rheum
اب بینی
palmistry
کف بینی
cross eye
کج بینی
double vision
دو بینی
graphology
خط بینی
the handle of the face
بینی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com