Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (20 milliseconds)
English
Persian
for a continuance
برای ادامه
Search result with all words
increment
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
increments
افزودن یک به یک عدد در یک ثبات اغلب برای ادامه دادن کار
backward chaining
روشی برای استدلال که ازهدف مطلوب شروع و به سمت حقایق از قبل شناخته شده ادامه می یابد
os/
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
quamdiu bene se gesserit
تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
robustness
توانایی سیستم برای ادامه کار کردن حتی با وجود خطا در حین اجرای برنامه
wheel sucker
دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
Other Matches
hold over
به تصرف ملک ادامه دادن ادامه دادن
continuation line
خط ادامه
resumption
ادامه
continuation
ادامه
going on
ادامه
continuance
ادامه
continues
ادامه دادن
duration
مدت ادامه
carry-on
ادامه دادن
continue statement
حکم ادامه
discontinuation
عدم ادامه
discontinuance
عدم ادامه
to take up
ادامه دادن
discontinue
ادامه ندادن
carry on
ادامه دادن
discontinued
ادامه ندادن
to run on
ادامه داشتن
extending
ادامه دادن
hold on
ادامه دادن
to drag on or out
ادامه دادن
keeps
ادامه دادن
discontinuing
ادامه ندادن
furthers
ادامه دادن
discontinues
ادامه ندادن
continue
ادامه دادن
extends
ادامه دادن
continuative
ادامه دهنده
continuable
قابل ادامه
go along
<idiom>
ادامه دادن
bring on
ادامه دادن
to keep on
ادامه دادن
further
ادامه دادن
to continue
ادامه دادن
to follow
ادامه دادن
furthered
ادامه دادن
continuant
ادامه دهنده
furthering
ادامه دادن
hang on
<idiom>
ادامه دادن
reopened
ادامه دادن
go on
<idiom>
ادامه دادن
hold good
<idiom>
ادامه دادن
to carry on
ادامه دادن
keep on
ادامه دادن
reopens
ادامه دادن
reopening
ادامه دادن
reopen
ادامه دادن
continuation card
کارت ادامه
keep
ادامه دادن
take up
ادامه دادن
over run
ادامه به کاردادن
keep up
<idiom>
ادامه دادن
run on
ادامه دادن
extend
ادامه دادن
go head
ادامه بدهید بفرماید
fall behind
<idiom>
درمانده از ادامه راه
tracked
ادامه گوی در مسیربولینگ
detainer
حکم ادامه توقیف
time in
ادامه بازی پس از توقف
transattack period
مدت ادامه تک اتمی
thwart
ادامه دادن یا کشیدن
thwarted
ادامه دادن یا کشیدن
to press ahead with
با زور ادامه دادن
to set on
با زور ادامه دادن
viability
امکان ادامه حیات
continuation
عمل ادامه دادن
continuator
ادامه دهنده مستمر
bide
بکاری ادامه دادن
track
ادامه گوی در مسیربولینگ
tracks
ادامه گوی در مسیربولینگ
live on
بزندگی ادامه دادن
dash
مسیری را ادامه دادن
follow-through
ادامه حرکت پس از ضربه
follow-throughs
ادامه حرکت پس از ضربه
inability to box
ناتوان از ادامه دادن
dwell at
به تیراندازی ادامه دادن
dwell at
اتش را ادامه دادن
keep the home fires burning
<idiom>
اجازه ادامه دادن
dashes
مسیری را ادامه دادن
contd
مخفف ادامه یافته
dashed
مسیری را ادامه دادن
sustaining
نگهدارنده ادامه دهنده
shorthanded
ادامه با بازیگر کمتر
discounting match
ادامه ندادن به مسابقه کشتی
viability
قدرت ادامه زندگی پس از تولد
robustly
که کار را پس از خطا ادامه میدهد
resuming
چکیده کلام ادامه یافتن
touch in goal line
ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
resumes
چکیده کلام ادامه یافتن
resumed
چکیده کلام ادامه یافتن
keep up with
<idiom>
به شکل قبل ادامه دادن
extrapolation
ادامه روند تعمیم دهی
resume
چکیده کلام ادامه یافتن
maintain
ابقا کردن ادامه دادن
topspin
ادامه حرکت چرخش توپ
extrapolations
ادامه روند تعمیم دهی
give someone the green light
<idiom>
اجازه ادامه به کار رادادن
maintrain
ادامه دادن عقیده داشتن
hang on
ادامه دادن دوام داشتن
Keep moving!
ادامه بده
[بدهید ]
به راه!
maintains
ابقا کردن ادامه دادن
stick it out
<idiom>
طاقت آوردن ،ادامه دادن
go on
سخن خود را ادامه دهید
Gothic Survival
[ادامه عنصر سبک گوتیک]
border break
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
maintained
ابقا کردن ادامه دادن
runs
دوام یافتن ادامه دادن
i took up where he left
از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
run
دوام یافتن ادامه دادن
robust
که کار را پس از خطا ادامه میدهد
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
There's more to come.
<idiom>
باز هم هست.
[هنوز ادامه داره]
run on
ادامه دادن متن بدون توقف
pick up
<idiom>
ادامه دادن ،دوباره شروع کردن
continuous
آنچه بدون توقف ادامه یابد
to keep the field
جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
resumptive
ادامه دهنده دوباره بدست اورنده
border break
ادامه دادن اطلاعات نقشه تا حاشیه ان
continue port/starboard
چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
to rumble on
[British E]
ادامه دادن به شکایت پر سرو صدا
pull off
باوجود مشکلات بکارخود ادامه دادن
I can't go on any longer.
من دیگر نمی توانم ادامه بدهم.
There's no need to elaborate.
لازم نیست که شما در ادامه چیزی بگید.
head pole
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
let (something) ride
<idiom>
ادامه دادن بدون عوض شدن شرایط
inviable
عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
set in
<idiom>
تغییرات آب وهوا شروع وممکنه ادامه داشته باشد
supersedeas
دستور موقت دادگاه در موردخودداری از انجام یا ادامه کاری
to continue one's progress
پیشرفت خودرا ادامه دادن همواره جلو رفتن
extending
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
carry one's bat
تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
extend
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extends
ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
play out one's option
ادامه بازی در تیم پس ازپایان قرارداد بدون قراردادجدید
recoverable error
نوع خطا که امکان ادامه اجرای برنامه پس ازرویدادن ان میدهد
down
توپ اسکواش دو بار به زمین خورده ناتوان از ادامه مبارزه
attention code
حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
heavy and light system
روش کاستن وزن با اغاز باوزنه سنگین و ادامه با وزنههای سبکتر
privileged
مجاز به ادامه مسیر و گرفتن سرعت درصورت رسیدن قایق دیگر به ان
tenant by sufference
مالک معترض اونشود و تصرفش ادامه پیداکند این عنوان به او اطلاق میشود
ionosphere
قسمتی از فضای جوزمین که از ارتفاع 52 میل شروع میشود و تا00022میل ادامه دارد
redundancies
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
redundancy
اتصالات اضافی بین نقاط که امکان ادامه عملیات در حین خرابی میدهد
waiting state
وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
enjambment
دنبالهء سخنی رادرشعریابیت بعدی ادامه دادن دنباله سطری رابه سطردیگرکشیدن
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
bench check
ازمایش عملی روی قطعه بازشده از بدنه هواپیما به منظور تعیین قابلیت ادامه کار
recovery
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
recoveries
نرم افزاری که به طورخودکارپس ازبروزخطا کارکندبرای اطمینان یافتن ازاینکه سیستم عملیات را ادامه میدهد
hitch and go
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
boostrap operation
عملکرد سیستم دینامیکی که دران سیکل اولیه به کمک نیرویا نیروهای خارجی شروع میشود ولی بدون ان ادامه مییابد
To stay the course .
تا آخر ماندن ( به مسابقه و مبارزه وغیره تا آخر ادامه دادن )
The main road bears to the right.
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
lock on
قفل کردن توپ روی هدف هنگام تعقیب ادامه مستمرتعقیب هدف
hidden momentum of population growth
نیروی محرکه پنهان رشدجمعیت فرایندی پویا ولی غیرفعال ازافزایش جمعیت که حتی پس ازکاهش نرخهای زاد و ولد ادامه مییابد
filed
زمینه اصلی فرش
[که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
ascii
رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
There's more to come.
<idiom>
هنوز تموم نشده.
[هنوز ادامه داره]
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
bimestrial
هر دوماه یکبار دوماه ادامه یابنده
sustain
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustained
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
narrative
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalls
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
Ackerman's function
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
narratives
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
recall
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
iil
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
no show
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
teacloth
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
bin
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
teacloths
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
revenue tax
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
bins
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
open
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
cats
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
doubled up
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
opened
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
doubled
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
double
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
FDDI
اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
grammars
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
grammar
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
HTTP
دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
redundancies
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com