| Total search result: 248 (5 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| to reach for knowledge |
برای یافتن |
|
|
|
|
| Search result with all words |
|
| formula |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formulae |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| formulas |
الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول |
| queried |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| queries |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| query |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| querying |
پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل |
| test |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| tested |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| tests |
عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند |
| measure |
عملیات برای اطمینان یافتن از صحت چیزی |
| extend |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extending |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| extends |
فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند |
| post |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| post- |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| posted |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| posts |
بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی |
| diagnostic |
تابعی در برنامه برای کمک به یافتن خطاها در سیستم کامپیوتری |
cat |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
| cats |
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود |
| malfunction |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| malfunctioned |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| malfunctions |
تابع نرم افزاری برای یافتن کمک کردن به تشخیص دلایل خطا یا اشتباه |
| problem |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
| problems |
یافتن پاسخ برای مشکلی |
| seek |
جستجو برای یافتن |
| seeking |
جستجو برای یافتن |
| seeks |
جستجو برای یافتن |
| search |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searched |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searches |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| searchingly |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| access time |
زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی |
| derivation graph |
ساختار پایگاه داده سراسری که حاوی اطلاعات قوانین و مسیر هایی برای یافتن داده است |
| distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
| henpeck |
سعی کردن برای تفوق یافتن |
| hydrostat |
الت الکتریکی برای یافتن یادیدن اب |
| keystroke |
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است |
| searching storage |
روش بازیابی داده که از بخشی از داده به جای آدرس برای یافتن محل داده استفاده میکند |
| TDR |
آزمایش برای یافتن محل خطای کابل , ارسال یک سیگنال روی کابل و بررسی مدت زمان برگشت آن |
| tug of war |
مسابقه طناب کشی مسابقه برای برتری یافتن |
| waiting game |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| waiting games |
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب |
| get a word in <idiom> |
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند |
| head-hunting <idiom> |
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق |
| trial and error <idiom> |
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب |
| Other Matches |
|
| propagated |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagates |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagating |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| propagate |
گشترش یافتن یا نشر یافتن |
| kiosks |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
| kiosk |
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم |
| badminton |
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان |
| Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code |
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری |
| plug compatible |
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال |
| microsoft |
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی |
| detect |
یافتن |
| detected |
یافتن |
| detecting |
یافتن |
| discover |
یافتن |
| discovered |
یافتن |
| discovers |
یافتن |
find |
یافتن |
| finds |
یافتن |
| discovering |
یافتن |
| detects |
یافتن |
| terminate |
خاتمه یافتن |
| overmaster |
برتری یافتن بر |
| outreach |
برتری یافتن |
| ensuring |
اطمینان یافتن |
| terminated |
خاتمه یافتن |
| dominates |
تفوق یافتن |
| ensures |
اطمینان یافتن |
| insures |
اطمینان یافتن |
| insuring |
اطمینان یافتن |
| overcoming |
غلبه یافتن |
achieve |
دست یافتن |
| overcomes |
غلبه یافتن |
| overcome |
غلبه یافتن |
| ended |
خاتمه یافتن |
| center |
تمرکز یافتن |
| misalign |
تغییر یافتن |
| sublate |
تغییرشکل یافتن |
| dominate |
تفوق یافتن |
| immix |
امیزش یافتن |
| dominated |
تفوق یافتن |
| to grow better |
بهبودی یافتن |
| stations |
استقرار یافتن |
| overspread |
بسط یافتن |
| accedes |
راه یافتن |
| accedes |
دست یافتن |
| acceded |
راه یافتن |
| acceded |
دست یافتن |
| accede |
راه یافتن |
| accede |
دست یافتن |
| alters |
تغییر یافتن |
| attain |
دست یافتن |
| altering |
تغییر یافتن |
| to take courage |
خرات یافتن |
| altered |
تغییر یافتن |
| end |
خاتمه یافتن |
| alter |
تغییر یافتن |
| to be prolonged |
امتداد یافتن |
| acceding |
دست یافتن |
| acceding |
راه یافتن |
| stationed |
استقرار یافتن |
| wrap up |
خاتمه یافتن |
| station |
استقرار یافتن |
| realised |
تحقق یافتن |
| realises |
تحقق یافتن |
| realising |
تحقق یافتن |
realize |
تحقق یافتن |
| realized |
تحقق یافتن |
| realizes |
تحقق یافتن |
| realizing |
تحقق یافتن |
| terminates |
خاتمه یافتن |
| circumfuse |
گسترش یافتن |
| protend |
امتداد یافتن |
| overmatch |
تفوق یافتن |
| ensured |
اطمینان یافتن |
| bunchout |
برامدگی یافتن |
| to undergo a change |
تغییر یافتن |
| achieved |
دست یافتن |
| over |
پایان یافتن |
| over- |
پایان یافتن |
accrue |
گسترش یافتن |
| decrease |
نقصان یافتن |
| accrues |
افزایش یافتن |
| decrease |
کاهش یافتن |
| diverges |
انشعاب یافتن |
| accrues |
گسترش یافتن |
| to peter out |
نقصان یافتن |
| accruing |
افزایش یافتن |
| decreased |
نقصان یافتن |
| perennate |
دوام یافتن |
accrue |
افزایش یافتن |
| to pull round |
بهبودی یافتن |
| learn |
اگاهی یافتن |
| learns |
اگاهی یافتن |
| achieves |
دست یافتن |
| to quit oneself of |
رهائی یافتن از |
| pickup |
بهبودی یافتن |
break out |
شیوع یافتن |
| hunt out |
با جستجو یافتن |
| wind up |
پایان یافتن |
| decreased |
کاهش یافتن |
| diverged |
انشعاب یافتن |
| development |
تکامل یافتن |
| developments |
تکامل یافتن |
| spreads |
گسترش یافتن |
| to alter [to] |
تغییر یافتن |
spread |
گسترش یافتن |
| ends |
خاتمه یافتن |
| diminish |
نقصان یافتن |
| waning |
کاهش یافتن |
| diminishes |
تقلیل یافتن |
| hold out |
بسط یافتن |
| diminishes |
نقصان یافتن |
| diverge |
انشعاب یافتن |
| accruing |
گسترش یافتن |
| achieving |
دست یافتن |
| wane |
کاهش یافتن |
| waned |
کاهش یافتن |
| decreases |
نقصان یافتن |
| decreases |
کاهش یافتن |
| wanes |
کاهش یافتن |
| penetract |
راه یافتن |
| to look oneself again |
بهبود یافتن |
| recover |
بهبودی یافتن |
| recovering |
بهبودی یافتن |
| recovers |
بهبودی یافتن |
| diminish |
تقلیل یافتن |
| ensure |
اطمینان یافتن |
| tensing |
تشدید یافتن |
| deploys |
گسترش یافتن |
| transcending |
برتری یافتن |
| take steps <idiom> |
آمادگی یافتن |
| transcends |
برتری یافتن |
| overpower |
استیلا یافتن بر |
| specialising |
تخصص یافتن |
| specialises |
تخصص یافتن |
| recvperate |
بهبودی یافتن |
| boom |
توسعه یافتن |
| recuperated |
بهبودی یافتن |
| lay hands on something |
چیزی را یافتن |
| recuperate |
بهبودی یافتن |
keep one's head above water |
رهایی یافتن |
| boomed |
توسعه یافتن |
| rise |
خاتمه یافتن |
| transcended |
برتری یافتن |
| recuperates |
بهبودی یافتن |
| luxuriate |
شکوه یافتن |
up and about <idiom> |
بهبود یافتن |
| preferring |
ترجیح یافتن |
| luxuriated |
شکوه یافتن |
| pick up health |
بهبود یافتن |
| recuperating |
بهبودی یافتن |
| luxuriates |
شکوه یافتن |
| specialize |
تخصص یافتن |
| prefer |
ترجیح یافتن |
| look oneself again |
بهبود یافتن |
| luxuriating |
شکوه یافتن |
| overpowers |
استیلا یافتن بر |
| to gain the upper hand |
غلبه یافتن |
| to gain in nealth |
بهبودی یافتن |
| overpowered |
استیلا یافتن بر |
| transcend |
برتری یافتن |
| rises |
خاتمه یافتن |
| to a greatness |
بزرگی یافتن |
| reducing |
تقلیل یافتن |
| expands |
بسط یافتن |
| expanding |
بسط یافتن |
| expand |
بسط یافتن |
| to be transferred |
انتقال یافتن |
| to develop |
تکامل یافتن |
| to be through |
فراغت یافتن |
master |
تسلط یافتن بر |
master |
تسلط یافتن |
| mastered |
تسلط یافتن بر |
| mastered |
تسلط یافتن |
| masters |
تسلط یافتن |
| come up with <idiom> |
یافتن پاسخ |
| booms |
توسعه یافتن |
| reducing |
کاهش یافتن |
| reduces |
تقلیل یافتن |
| reduces |
کاهش یافتن |
| reduce |
تقلیل یافتن |
| reduce |
کاهش یافتن |
| booming |
توسعه یافتن |
| to extricate oneself |
رهایی یافتن |
| pull through <idiom> |
بهبود یافتن |
| to come to know |
اگاهی یافتن |
| demise |
وفات یافتن |
| convect |
انتقال یافتن |
| lay hands on something <idiom> |
یافتن چیزی |
| masters |
تسلط یافتن بر |
| escalated |
فزونی یافتن |
| outspread |
گسترش یافتن |
| lessened |
تقلیل یافتن |
| dwindle |
تدریجاکاهش یافتن |
| tense |
تشدید یافتن |
| tensed |
تشدید یافتن |
| centralisation |
مرکزیت یافتن |
| scant |
تخفیف یافتن |
| dwindled |
تدریجاکاهش یافتن |
| get out |
رهایی یافتن |