Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
fretwork
برجسته کاری حاشیه گذاری
Other Matches
embossment
نقوش برجسته برجسته کاری
bas-relief
برجسته کاری
relievo
برجسته کاری
relief
برجسته کاری
acrography
گچ کاری برجسته
embossing die
حدیده برجسته کاری
cameos
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
cameo
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
in cavetto
[نقش برجسته کاری وارونه]
boss
برجسته کاری ریاست کردن بر
baguet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
baguette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
hollow gorge
[ربع گرد در برجسته کاری]
bossing
برجسته کاری ریاست کردن بر
nagnet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bagnette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bosses
برجسته کاری ریاست کردن بر
bossed
برجسته کاری ریاست کردن بر
boss formerly boce
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
purfling
حاشیه ارایش دارخاتم کاری شده
agraffe
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
agrafe
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
card-cut
[برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
fingering
پنجه گذاری انگشت کاری
rosette border
حاشیه گل و بوته
[اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
calf's tongue
[برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
relief
نقش یا گل برجسته
[این امر در فرشبافی بیشتر در هنگام بافت چهره انسان، گاه نقوش حیوانات و یا استفاده از آیات، کلمات و شعر در متن و یا حاشیه فرش بکار می رود.]
misprision
گناه فرو گذاری از فاش کردن تبه کاری دیگران
Zipper selvage
حاشیه زیپ شکل
[در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border
حاشیه فرعی
[حاشیه کناری]
[این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
alto-rilievo
[ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
salience
نکته برجسته موضوع برجسته
supereminent
برجسته فوق العاده برجسته
bas relif
حجاری ونقوش برجسته برجسته
saliency
نکته برجسته موضوع برجسته
Kufic border
حاشیه کوفی
[این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged
متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
ragged
متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
frieze
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
friezes
حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border
حاشیه سماوری
[در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph
نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse
برجسته نمایاحکاکی برجسته
cloud band border
[حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
residential investments
سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
anaglyph
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
acceleration principle
یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
punctuation marks
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
desired investment
سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
punctuation mark
علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
overcapitalization
سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
Herati border
طرح حاشیه هراتی
[این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
cooperative scorer
بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
blow torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torching
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
unintended investment
سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
rainbow border
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
pence for any thing
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
public
روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
glid
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
fuze
ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing
چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
illustrated
برجسته
crowned
برجسته
predominant
برجسته
pre-eminent
برجسته
illustrous
برجسته
staring
برجسته
pre eminent
برجسته
eminent
برجسته
ridged
برجسته
cordon bleu
برجسته
torose
برجسته
overriding
برجسته
relievo
برجسته
relief emboss
برجسته
par excellence
برجسته
stereometric
برجسته
stereometric
خط برجسته
convex
برجسته
raised
برجسته
conspicuous
برجسته
mainline
برجسته
noted
برجسته
in relief
برجسته
prominent
برجسته
mainlining
برجسته
salient
برجسته
strikingly
برجسته
striking
برجسته
outstandingly
برجسته
primes
برجسته
laureate
برجسته
primed
برجسته
prime
برجسته
mainlined
برجسته
starring
برجسته
masterwork
برجسته
prosilient
برجسته
rilievo
برجسته
mainlines
برجسته
distinguished
برجسته
of d.
برجسته
illustrious
برجسته
kenspeckle
برجسته
outstanding
برجسته
dominant
برجسته
fringe
حاشیه
bordered
حاشیه زه
outskirt
حاشیه
bordering
حاشیه زه
bordering
حاشیه
fringes
حاشیه
bordered
حاشیه
rand
حاشیه
margins
حاشیه
margin
حاشیه
marginal
حاشیه
brink
حاشیه
rim
حاشیه
braid
حاشیه
braids
حاشیه
margine
حاشیه
marginate
حاشیه
marginal note
حاشیه
rims
حاشیه
margent
حاشیه
selvage
حاشیه
listel
حاشیه
skirt
حاشیه
skirted
حاشیه
skirts
حاشیه
verge
حاشیه
verges
حاشیه
marginally
در حاشیه
selvedge
حاشیه
marge
حاشیه
brim
حاشیه
brimmed
حاشیه
skirter
حاشیه رو
brimming
حاشیه
brims
حاشیه
postil
حاشیه
border
حاشیه زه
draught
حاشیه
gloss
حاشیه
kerb=curb
حاشیه
list
حاشیه
frilling
حاشیه
apostil
حاشیه
border
حاشیه
fimbriation
حاشیه
border line
خط حاشیه
draft
حاشیه
braided
حاشیه
bossing
ارباب برجسته
premiers
هنرپیشه برجسته
bosses
ارباب برجسته
premier
هنرپیشه برجسته
half relief
نیم برجسته
mezzo relief
نیم برجسته
piece de resistance
فقره برجسته
bas relief
نقش کم برجسته
bas-relief
برجسته کوتاه
eminently
بطور برجسته
swells
برجسته شیک
swelled
برجسته شیک
swell
برجسته شیک
projection welding
جوش برجسته
relief
حجاری برجسته
raised figure
طرح برجسته
poet laureate
شاعر برجسته
embossed
برجسته شده
bas relief
برجسته کوتاه
raised shoulder
شانه برجسته
project
برجسته بودن
projects
برجسته بودن
to create an image for oneself as somebody
برجسته شدن
to stand out
برجسته بودن
milestones
مرحله برجسته
bossed
ارباب برجسته
stand out
برجسته عالی
stand out
برجسته بودن
bas-reliefs
برجسته کوتاه
contour
نقشه برجسته
bas relif
نقوش برجسته
humdingers
تفوق برجسته
humdinger
تفوق برجسته
bas-reliefs
نقش کم برجسته
magnific
معروف برجسته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com