Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
English
Persian
open
برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened
برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens
برداشتن پوشش یا باز کردن در
Other Matches
transcribes
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed
استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
guidance
هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
bezel
پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
nickel clad sheet
ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
screen
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens
پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
commandeer
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
photographs
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warp
منحرف کردن تاب برداشتن
warps
منحرف کردن تاب برداشتن
split
ترک برداشتن تقسیم کردن
photograph
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
forborne
دست برداشتن تحمل کردن
take off
برداشتن پرواز کردن هواپیما
photographed
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warped
منحرف کردن تاب برداشتن
photographing
عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
notate
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
lopped
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lops
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping
باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
removal
از بین بردن برداشتن پیاده کردن
to d. up a liquid
مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
husks
بی پوشش کردن
husk
بی پوشش کردن
to make a long arm
[برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
fanning
پوشاندن پوشش کردن
fan
پوشاندن پوشش کردن
expose
باز کردن پوشش
integument
پوشش دار کردن
fans
پوشاندن پوشش کردن
fanned
پوشاندن پوشش کردن
exposing
باز کردن پوشش
exposes
باز کردن پوشش
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
cover
روکش کردن پوشانیدن پوشش
covers
روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings
روکش کردن پوشانیدن پوشش
screened
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screens
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
vasectomy
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomies
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
to shield
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
cuticle
پوشش مو پوشش شاخی
maneuvering vent
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
roof covering material
مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
mulch
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulches
که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
decollate
جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
antisubmarine screen
پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
to mop up
برداشتن
lifting
برداشتن
lifted
برداشتن
glom
برداشتن
lift
برداشتن
flaws
مو برداشتن
lifts
برداشتن
flaw
مو برداشتن
to take up
برداشتن
countertrace
برداشتن از
include
در برداشتن
to pull off
برداشتن
pickup
برداشتن
includes
در برداشتن
remove
برداشتن
take up
برداشتن
moistening
نم برداشتن
take
برداشتن
takes
برداشتن
remove
از جا برداشتن
pick up
برداشتن
deleting
برداشتن
removing
برداشتن
ingether
برداشتن
delete
برداشتن
ingather
برداشتن
deletes
برداشتن
to pick up
برداشتن
sublate
برداشتن
to run away with
برداشتن
removing
از جا برداشتن
removes
برداشتن
removes
از جا برداشتن
deleted
برداشتن
map
نقشه برداشتن از
unveil
حجاب برداشتن
cracks
شکاف برداشتن
to sweep away
ازمیان برداشتن
crack
شکاف برداشتن
give up
دست برداشتن از
unveils
حجاب برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate .
ازمیان برداشتن
removing
برداشتن مهر
unveiling
حجاب برداشتن
unveiled
حجاب برداشتن
spooned
با قاشق برداشتن
spooning
با قاشق برداشتن
spoons
با قاشق برداشتن
removes
برداشتن مهر
feet
پاچنگال برداشتن
remove
برداشتن مهر
unmasked
نقاب برداشتن از
maps
نقشه برداشتن از
unmasking
نقاب برداشتن از
machines
براده برداشتن
flaws
ترک برداشتن
flaw
ترک برداشتن
resign
دست برداشتن
desist
دست برداشتن
cease
دست برداشتن
demountable
قابل برداشتن
warp
تاب برداشتن
warps
تاب برداشتن
decoded
برداشتن رمز
decode
برداشتن رمز
ingether
خرمن برداشتن
to carry arms
سلاح برداشتن
shuffle off
به عجله برداشتن
heaved
خیز برداشتن
warped
تاب برداشتن
to d. the cloth
رومیزی را برداشتن
decodes
برداشتن رمز
unmasks
نقاب برداشتن از
remove slag
سرباره را برداشتن
machined
براده برداشتن
list
سیاهه برداشتن
picturize
فیلم برداشتن از
machine
براده برداشتن
dequeue
برداشتن اقلام یک صف
snap up
تند برداشتن
unmask
نقاب برداشتن از
to take off
برداشتن بردن
off take rudder
سکان برداشتن
poll
نمونه برداشتن
polled
نمونه برداشتن
polls
نمونه برداشتن
to take the photograph of
عکس برداشتن از
clearance
برداشتن مانع
heave
خیز برداشتن
to fly to arms
سلاح برداشتن
uncap
کلاه از سر برداشتن
surmounts
ازمیان برداشتن
uncap
سر پوش برداشتن از
elides
ازاخر برداشتن
transcribes
رونوشت برداشتن
elided
ازاخر برداشتن
stepping
قدم برداشتن
twisting
تاب برداشتن
elide
ازاخر برداشتن
eliding
ازاخر برداشتن
make a copy of
رونوشت برداشتن
to come at a bound
<idiom>
خیز برداشتن
transcribe
رونوشت برداشتن
transcribed
رونوشت برداشتن
surmount
ازمیان برداشتن
twist
تاب برداشتن
unhood
سرپوش برداشتن از
surmounted
ازمیان برداشتن
to have one's p taken
عکس برداشتن
surmounting
ازمیان برداشتن
run away with
برداشتن و در رفتن
stepping
گام برداشتن
transcribing
رونوشت برداشتن
break step
غلط پا برداشتن
to break step
غلط پا برداشتن
to receive a wound
زخم برداشتن
emarginate
برداشتن حاشیه از
gait
گام برداشتن
step
قدم برداشتن
step
گام برداشتن
spoon
با قاشق برداشتن
twists
تاب برداشتن
defused
فیوز بمب را برداشتن
to get anything out of the way
کاری را ازمیان برداشتن
crack
شکاف برداشتن ترکیدن
cracks
شکاف برداشتن ترکیدن
defuses
فیوز بمب را برداشتن
defuse
فیوز بمب را برداشتن
defusing
فیوز بمب را برداشتن
racing of motor
دور برداشتن موتور
To pluck ones eyebrows.
زیر ابرو برداشتن
to lift up one's hand
دست بدعا برداشتن
to lift one's hand
دست به سوگند برداشتن
overcrop
زیاد حاصل برداشتن از
decontrol
دست از کنترل برداشتن
untread
بعقب گام برداشتن
remove the seal from
مهر چیزی را برداشتن
racing of generator
دور برداشتن مولد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com