English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
English Persian
open برداشتن پوشش یا باز کردن در
opened برداشتن پوشش یا باز کردن در
opens برداشتن پوشش یا باز کردن در
Other Matches
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
guidance هدایت کردن وسیله یا هواپیمامنطقه پوشش سیستم هدایت هواپیما منطقه زیر پوشش سیستم هدایت
nickel clad sheet ورقه پوشش شده نیکلی ورق با پوشش نیکل
bezel پوشش مقابل یک پوشش کامپیوتر یا واحد دیسک درایو
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screened پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screen پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screens پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
commandeers وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeering وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
warped منحرف کردن تاب برداشتن
warp منحرف کردن تاب برداشتن
forborne دست برداشتن تحمل کردن
photograph عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographed عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
take off برداشتن پرواز کردن هواپیما
photographing عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warps منحرف کردن تاب برداشتن
photographs عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
split ترک برداشتن تقسیم کردن
lops باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
removal از بین بردن برداشتن پیاده کردن
notate یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
lopped باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopping باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
to d. up a liquid مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
husks بی پوشش کردن
husk بی پوشش کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
exposes باز کردن پوشش
expose باز کردن پوشش
fanning پوشاندن پوشش کردن
fans پوشاندن پوشش کردن
fan پوشاندن پوشش کردن
fanned پوشاندن پوشش کردن
integument پوشش دار کردن
exposing باز کردن پوشش
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
covers روکش کردن پوشانیدن پوشش
cover روکش کردن پوشانیدن پوشش
coverings روکش کردن پوشانیدن پوشش
screens دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
vasectomies عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
cuticle پوشش مو پوشش شاخی
maneuvering vent شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
roof covering material مصالح پوشش شیروانی مصالح پوشش بام
mulch که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
mulches که بعنوان پوشش اولیه درمهار کردن شنهای روان ازان استفاده میشود
decollate جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
incrust با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
antisubmarine screen پرده پوشش ضد زیردریایی پوشش ضد زیردریایی
lifting برداشتن
removing از جا برداشتن
include در برداشتن
to pull off برداشتن
takes برداشتن
take برداشتن
glom برداشتن
remove از جا برداشتن
removing برداشتن
removes برداشتن
removes از جا برداشتن
to pick up برداشتن
includes در برداشتن
lift برداشتن
deleting برداشتن
remove برداشتن
flaw مو برداشتن
countertrace برداشتن از
deletes برداشتن
deleted برداشتن
delete برداشتن
flaws مو برداشتن
ingather برداشتن
lifted برداشتن
to take up برداشتن
to mop up برداشتن
pick up برداشتن
moistening نم برداشتن
pickup برداشتن
sublate برداشتن
to run away with برداشتن
take up برداشتن
ingether برداشتن
lifts برداشتن
To co away with . To remove. To eliminate . ازمیان برداشتن
to sweep away ازمیان برداشتن
removes برداشتن مهر
demountable قابل برداشتن
off take rudder سکان برداشتن
heave خیز برداشتن
shuffle off به عجله برداشتن
surmounts ازمیان برداشتن
decodes برداشتن رمز
heaved خیز برداشتن
decoded برداشتن رمز
decode برداشتن رمز
run away with برداشتن و در رفتن
remove برداشتن مهر
dequeue برداشتن اقلام یک صف
to break step غلط پا برداشتن
unhood سرپوش برداشتن از
to have one's p taken عکس برداشتن
to receive a wound زخم برداشتن
uncap سر پوش برداشتن از
uncap کلاه از سر برداشتن
clearance برداشتن مانع
surmounting ازمیان برداشتن
to fly to arms سلاح برداشتن
surmounted ازمیان برداشتن
to come at a bound <idiom> خیز برداشتن
to take the photograph of عکس برداشتن از
map نقشه برداشتن از
maps نقشه برداشتن از
break step غلط پا برداشتن
removing برداشتن مهر
make a copy of رونوشت برداشتن
twists تاب برداشتن
twisting تاب برداشتن
twist تاب برداشتن
snap up تند برداشتن
emarginate برداشتن حاشیه از
elide ازاخر برداشتن
to take off برداشتن بردن
elided ازاخر برداشتن
elides ازاخر برداشتن
eliding ازاخر برداشتن
surmount ازمیان برداشتن
warp تاب برداشتن
polled نمونه برداشتن
unmask نقاب برداشتن از
unmasked نقاب برداشتن از
unmasking نقاب برداشتن از
unmasks نقاب برداشتن از
give up دست برداشتن از
remove slag سرباره را برداشتن
feet پاچنگال برداشتن
poll نمونه برداشتن
cracks شکاف برداشتن
unveil حجاب برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
polls نمونه برداشتن
gait گام برداشتن
warped تاب برداشتن
warps تاب برداشتن
machined براده برداشتن
machine براده برداشتن
list سیاهه برداشتن
ingether خرمن برداشتن
to carry arms سلاح برداشتن
picturize فیلم برداشتن از
spoon با قاشق برداشتن
spooned با قاشق برداشتن
spooning با قاشق برداشتن
spoons با قاشق برداشتن
unveiled حجاب برداشتن
unveiling حجاب برداشتن
stepping گام برداشتن
flaws ترک برداشتن
resign دست برداشتن
unveils حجاب برداشتن
flaw ترک برداشتن
transcribing رونوشت برداشتن
step قدم برداشتن
desist دست برداشتن
step گام برداشتن
machines براده برداشتن
stepping قدم برداشتن
crack شکاف برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
cease دست برداشتن
to d. the cloth رومیزی را برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
to lift up one's hand دست بدعا برداشتن
curl تاب برداشتن فردادن
ingather انباشتن خرمن برداشتن
fracture مو برداشتن قطعات و وسایل
overcrop زیاد حاصل برداشتن از
fractured مو برداشتن قطعات و وسایل
fractures مو برداشتن قطعات و وسایل
fracturing مو برداشتن قطعات و وسایل
yerk هل دادن شکاف برداشتن
to get anything out of the way کاری را ازمیان برداشتن
to lift one's hand دست به سوگند برداشتن
crack شکاف برداشتن ترکیدن
to whisk away or off تند بردن برداشتن
to run away with برداشتن ودر رفتن
curls تاب برداشتن فردادن
paces شیوه گام برداشتن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com