English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
french fry برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
Other Matches
scissors and paste تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
french fry برش سیب زمینی سرخ کردن
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
predial or prae زمینی
landed a زمینی
earthly زمینی
earth-bound زمینی
territorial زمینی
agrarian زمینی
terraneous زمینی
sublunary زمینی
sublunar زمینی
tellurian زمینی
tumbling زمینی
subaerial رو زمینی
terrene زمینی
sub astral زمینی
terrestrial زمینی
ground return بازتاب زمینی
land force n نیروی زمینی
land mine مین زمینی
land tail بنه زمینی
peanut پسته زمینی
ground position موقعیت زمینی
ground position ایستگاه زمینی
hypogeal زیر زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
hypogeous زیر زمینی
ground forces نیروهای زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
ground liaison رابط زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
ground nut بادام زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
ground observer دیدبان زمینی
peanut بادام زمینی
hypogean زیر زمینی
peanuts بادام زمینی
tellurian matter ماده زمینی
groundling گیاه زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
terrain corridor دالان زمینی
landmines مین زمینی
army forces نیروهای زمینی
murphy سیب زمینی
tater سیب زمینی
praties سیب زمینی
bonus pass پاس زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
landmine مین زمینی
ground waves امواج زمینی
ground wave موج زمینی
ground track مسیر زمینی
peanuts پسته زمینی
army attache وابسته زمینی
land combat نبرد زمینی
terrain return اکوی زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground forces نیروی زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
groundnuts بادام زمینی
groundnut بادام زمینی
suberranean زیر زمینی
subterraneous زیر زمینی
potatoes سیب زمینی
apogee اوج زمینی
potato سیب زمینی
gully دالان زمینی
gullies دالان زمینی
perigee حضیض زمینی
earth nut بادام زمینی
overland mail پست زمینی
earthy زمینی دنیوی
monkey nut بادام زمینی
antenna ground انتن زمینی
earth antenna انتن زمینی
ground antenna انتن زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
ground return برگشت زمینی
gulleys دالان زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
ground circuit مدار زمینی
land forces نیروی زمینی
ground fire تیر زمینی
ground control کنترل زمینی
graze burst ترکش زمینی
floor lamp اباژور زمینی
army نیرو زمینی
mail gram پست زمینی
armies نیرو زمینی
ground force نیروی زمینی
geomorphic شبیه بزمین زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
subways راه زیر زمینی
groundwater ابهای زیر زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
survey نقشه برداری زمینی
subways ترن زیر زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
hotpot آبگوشت سیب زمینی
latitude band نوار عرضی زمینی
land carriage بار کشی زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
surveys نقشه برداری زمینی
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
surveyed نقشه برداری زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
field survey نقشه برداری زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
gnome جنی زیر زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
ground survey نقشه برداری زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
potato انواع سیب زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
kidney potato سیب زمینی سرخ
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
asphaltum قیر زمینی اسفالت
jerusalem a سیب زمینی ترشی
land tail باقیمانده زمینی یکان
undercroft اتاق زیر زمینی
armies ارتش نیروی زمینی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
army ارتش نیروی زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
tumblers ژیمناست زمینی کار
mashed potatoes پوره سیب زمینی
crisper سیب زمینی برشته
army depot امادگاه نیروی زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
crispest سیب زمینی برشته
subway راه زیر زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
chipmunk موش خرمای زمینی
crisps سیب زمینی برشته
rootstock ساقه زیر زمینی
army aviator خلبان نیروی زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
subway ترن زیر زمینی
crisp سیب زمینی برشته
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
squatted بی اجازه در زمینی ساکن شدن
French fries سیب زمینی سرخ کرده
squats بی اجازه در زمینی ساکن شدن
army training program برنامه اموزش نیروی زمینی
squat بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatting بی اجازه در زمینی ساکن شدن
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
ground alert اماده باش زمینی هواپیماها
eye دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing دکمه یا گره سیب زمینی
colcannon خوراک کلم وسیب زمینی
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
shepherd's pies بریانی گوشت و سیب زمینی
spuds سیب زمینی بابیل کندن
underground راه اهن زیر زمینی
overland در روی زمین از راه زمینی
spud سیب زمینی بابیل کندن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com