English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
discharge of affect برون ریزی هیجانی
Other Matches
evacuation برون ریزی
acting out برون ریزی
effusions برون ریزی
discharges برون ریزی
discharge برون ریزی
effusion برون ریزی
purge برون ریزی
purged برون ریزی
purges برون ریزی
linear programming برنامه ریزی خطی طرح ریزی عملیات صنعتی ونظامی برحسب خطوط مشخص ومعین
emotional هیجانی
emotionally هیجانی
hypothymia کم هیجانی
catharsis تخلیه هیجانی
emotional insight بینش هیجانی
emotional lability نااستواری هیجانی
emotional maturity بلوغ هیجانی
abreaction تخلیه هیجانی
emotional responsiveness پاسخدهی هیجانی
emotional security ایمنی هیجانی
emotional stability استواری هیجانی
emotion شور هیجانی
emotions شور هیجانی
emotional expression جلوه هیجانی
affective hallucination توهم هیجانی
blunted affect افت هیجانی
emotional disturbance اختلال هیجانی
emotional deprivation محرومیت هیجانی
lability نااستواری هیجانی
emotional disorder اختلال هیجانی
emotional blockge انسداد هیجانی
cer پاسخ هیجانی شرطی
conditioned emotional response پاسخ هیجانی شرطی
moulting پر ریزی موی ریزی
planning comission هیات برنامه ریزی کمیسیون برنامه ریزی
planning factor معیارهای طرح ریزی عوامل طرح ریزی
planning directive دستورالعمل طرح ریزی راهنمای طرح ریزی
simplex method روش سیمپلکس در برنامه ریزی خطی روش سیستماتیک و منظم برای حل مسائل برنامه ریزی خطی
output برون ده
outhaul line برون کش
outside برون
outsides برون
extrados برون سو
outcrops برون زد
outcrop برون زد
without برون
outputs برون ده
exogenous برون زا
effuent برون ریز
ectorderm برون پوست
ectoparasite انگل برون زی
suburb برون شهر
out flow برون ریز
suburban برون شهری
self contained برون بی نیاز
extrovert برون گرای
extroverts برون گرای
epithelium برون پوش
evacuation برون بری
output برون داد
copper extraction برون کشیدن مس
physiognomy برون چهر
physiognomies برون چهر
extrapolations برون یابی
immigration برون کوچی
eccentricities برون مرکزی
accommodation برون سازی
the out ward eye چشم برون
outputs برون داد
objectives برون ذات
off line برون خطی
effusion برون تراوی
superficial degradation برون تباهی
effusions برون تراوی
extrapolation برون یابی
accommodations برون سازی
eccentricity برون مرکزی
objectivism برون گرایی
extrajection برون اندازی
extragalactic برون کهکشانی
emigration برون کوچی
extrafusal برون دوکی
extracyclic برون حلقهای
objective برون ذات
extratensive برون نگر
extraterritorial برون مرزی
extraterritoriality برون مرزی
offline برون خطی
out group برون گروه
outlier برون هشته
outsight برون بینی
oversea برون مرزی
pericardium برون شامه دل
exvia برون زیست
exudation برون نشست
extroversion برون گرایی
exogenous برون زاد
outer directed برون وابسته
drive! برون! [با ماشین]
exogenous برون روینده
exogen گیاه برون رو
exocrine برون تراو
exogamy برون همسری
exogamy برون پیوندی
exocathection برون پردازی
externality برون بودگی
egest برون کردن
exogenous variable متغیر برون زا
exterritorial برون مرزی
exteroceptive برون تنی
exopsychic برون روانی
exogamy برون زاد اوری
exocrine gland غده برون ریز
outbreeding برون زاد اوری
out of line coding کدگذاری برون خطی
exosomatic method روش برون تنی
offset distance فاصله برون محوری
offline storage انباره برون خطی
offline operation عمل برون خطی
epicarp پوست میوه برون بر
off line storage حافظه برون خطی
extragalactic nebula سحابی برون کهکشانی
pericardiac وابسته به برون شامه دل
extragalactic nebula ابری برون کهکشانی
extrapyramidal system دستگاه برون هرمی
extraspectral hue فام برون طیفی
ectoplasm اکتوپلاسم برون مایه
off line operation عملکرد برون خطی
extraterritoriality حقوق برون مرزی
exterritoriality حقوق برون مرزی
peritoneum برون شامه روده ها
outputs برون گذاشت برونگذار
high seas ابهای برون مرزی
output برون گذاشت برونگذار
pericardial وابسته به برون شامه دل
outward looking policy سیاست برون نگر
extrapolate برون یابی کردن
extrapolated برون یابی کردن
extrapolates برون یابی کردن
supinator muscle عضله برون گردان
extrapolating برون یابی کردن
to reveal itself از پرده برون افتادن
State Department وزارت برون مرز
extrapyramidal motor system دستگاه حرکتی برون هرمی
with out book برون سند کتابی ازبر
off page connector اتصال دهنده برون صفحهای
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
basset نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
exudate ترشح التهابی برون نشست
pericarditis اماس برون شامه قلب
planning guidance راهنمای طرح ریزی راهنمای طرح ریزی فرمانده
exogamous وابسته به برون همسری یابرون پیوندی
to let out اجازه برون امدن دادن اشکارساختن
overseas ماموریت برون مرزی یا خارج از کشور
oversea command یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
differentiating cicuit مداری که ولتاژ برون گذاشت ان تقریبا با میزان تغییرولتاژ متناسب است
ectoplasm طبقه خارجی سیتوپلاسم که بدون دانه و نسبتا سفت است برون مایه
molt پر ریزی
gravelling شن ریزی
foundation پی ریزی
inpouring تو ریزی
tininess ریزی
deplumation پر ریزی
shrouding شن ریزی
bellfounding زنگ ریزی
gravelling سنگ ریزی
iron foundry اهن ریزی
libation ساغر ریزی
green sand molding قالب ریزی تر
landslip فرو ریزی
grouting دوغاب ریزی
actification سرکه ریزی
earthwork خاک ریزی
landslips فرو ریزی
programming برنامه ریزی
placing concrete بتن ریزی
foundation soil پی ریزی ساختمان
projection طرح ریزی
projections طرح ریزی
designment طراح ریزی
egestion بیرون ریزی
scheming طرح ریزی
concrete work بتن ریزی
circumfusion دور ریزی
chumming طعمه ریزی
foundation پی ریزی اساس
fineness ریزی دانه ها
fineness modulus مدول ریزی
cast iron چدن ریزی
sweating عرق ریزی
sweats عرق ریزی
fillings خاک ریزی
filling خاک ریزی
bloodbath خون ریزی
planning طرح ریزی
modeller طرح ریزی
casting چدن ریزی
perspiration عرق ریزی
management برنامه ریزی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com