Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
to inset a sheet in a book
برگی را در کتابی گذاشتن
Other Matches
interleave
برگ سفید لای صفحات کتابی گذاشتن
phyline
برگی
foil
سه برگی
leaflessnes
بی برگی
diphyllous
دو برگی
trifoliate
سه برگی
fronds
ساقه برگی
phyllotaxis
ارایش برگی
frond
ساقه برگی
phyllotaxy
ارایش برگی
dodecapetalous
دوازده برگی
cross-quarter
[آرایش گل چهار برگی]
foliaceous
برگه دار برگی
octodecimo
قطع هیجده برگی
sixteenmo
ورق شانزده برگی
sixteenmo
کتاب شانزده برگی
to palm a card
برگی را در دست غیباندن
quire
ورق هشت برگی
column caelata
[ستون های شاخ و برگی]
leaf
برگی شکل برگ دادن
f. plant
گیاه برگی یابرگ دار
ream
یک بند کاغذ 084 برگی یا 615برگی
octavo
ورق بزرگ کاغذ هشت برگی
scribal
کتابی
literary
کتابی
bookish
کتابی
by the book
کتابی
bookman
کتابی
literay
کتابی
lay off
<idiom>
به حال خود گذاشتن ،تنها گذاشتن
edition
[ed.]
[of a book]
چاپ
[کتابی]
edition
[ed.]
[of a book]
ویرایش
[کتابی]
Duch arch
قوس کتابی
credenza
قفسه یا جا کتابی
carpenter stopper
خفت کتابی
book learning
علم کتابی
the a of a book
خوانندگان کتابی
purview of a book
انچه کتابی فرامیگیرد
flex x
خرج انفجار کتابی
To bind a book.
کتابی را جلد کردن
book move
حرکت کتابی شطرنج
bookplayer
شطرنج باز کتابی
needle book
سوزن دان کتابی
delectus
کتابی که پارههای برگزیده
when reading a book
در حال خواندن کتابی
i had never seen such a book
من هرگز چنین کتابی ندیده ام
to wade through a book
بکندی وزحمت کتابی راخواندن
he presented me with a book
کتابی بمن پیشکشی کرد
he presented abook to me
کتابی بمن پیشکشی کرد
with out book
برون سند کتابی ازبر
the forthcoming book
کتابی که به زودی به فروشگاه می آید
to license a book
اجازه چاپ کتابی را دادن
book draw
تساوی کتابی یا تئوریک شطرنج
version
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
versions
کتابی که ترجمه کتاب دیگرباشد
lid
کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
run into
<idiom>
اثر گذاشتن ،تاثیر گذاشتن بر
lids
کلاهک گذاشتن دریچه گذاشتن
to put any one through a book
کسیرا وادار بخواندن کتابی کردن
scissors and paste
تالیف کتابی با برشهای کتابهای دیگر
pedantry or pedantism
پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
interpolator
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
to read a book
کتابی را دوباره وسه باره خواندن یامرورکردن
rubricator
کسیکه عنوانهای کتابی رابخط قرمز مینویسد
interleaf
برگ سفید که لای برگهای کتابی بگذارند
sexto
کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
booklore
علم کتابی معلومات ناشی از مطالعه کتاب
perfoliate
درباب برگی گفته میشود که ساقه اش فاهرا ازتوی ان رد میشود
accession number
نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
grangerism
ارایش کتابی باموادچاپی یاعکس هایی که ازکتابهای دیگرببرند
to prefix a chapter to a book
فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
what not
قفسه گنجه طاقچه دار کتاب دان جا کتابی
A to Z
کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
White Paper
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Papers
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
glossarist
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
To leave behinde.
جا گذاشتن ( بجا گذاشتن )
to leave someone in the lurch
کسیرا در گرفتاری گذاشتن کسیرا کاشتن یا جا گذاشتن
twelvemo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
duodecimo
کتابی که یک ورق ان یک دوازدهم ورق بزرگ چاپی باشد
epitomist
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
blue book
کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
to run in
تو گذاشتن
infiltrate
گذاشتن
mislay
جا گذاشتن
to pickle a rod for
گذاشتن
lay
گذاشتن
mislaying
جا گذاشتن
mislays
جا گذاشتن
mislaid
جا گذاشتن
to lay it on with a trowel
گذاشتن
lays
گذاشتن
put
گذاشتن
to take in
تو گذاشتن
infiltrated
گذاشتن
leaving
گذاشتن
ti turn in
تو گذاشتن
take in
تو گذاشتن
leave
گذاشتن
run home
جا گذاشتن
question answer
در صف گذاشتن
putting
گذاشتن
infiltrating
گذاشتن
puts
گذاشتن
infiltrates
گذاشتن
inculcating
پا گذاشتن
loads
گذاشتن
let
گذاشتن
load
گذاشتن
go on
<idiom>
گذاشتن
placement
گذاشتن
getting on in years
پا به سن گذاشتن
placements
گذاشتن
To be gettingh on in years.
پا به سن گذاشتن
place
گذاشتن
places
گذاشتن
placing
گذاشتن
lets
گذاشتن
letting
گذاشتن
to trample on
گذاشتن
misplace
جا گذاشتن
inculcated
پا گذاشتن
teasing
سر به سر گذاشتن
inculcate
پا گذاشتن
inculcates
پا گذاشتن
apostrophize
گذاشتن
traces
اثر گذاشتن
Welsh
کلاه گذاشتن
traced
اثر گذاشتن
look up to
<idiom>
احترام گذاشتن به
To pull someones leg . To kid someone.
سر بسرکسی گذاشتن
fix
کار گذاشتن
trace
اثر گذاشتن
respect
احترام گذاشتن به
expose
بی پناه گذاشتن
respects
احترام گذاشتن به
embeds
کار گذاشتن
exposes
بی پناه گذاشتن
let loose
<idiom>
آزاد گذاشتن
exposing
بی پناه گذاشتن
To discriminate . To make a distinction .
فرق گذاشتن
split hairs
<idiom>
فرق گذاشتن
mouth
در دهان گذاشتن
mouthed
در دهان گذاشتن
mouthing
در دهان گذاشتن
mouths
در دهان گذاشتن
strand
تنها گذاشتن
installing
کار گذاشتن
install
کار گذاشتن
installs
کار گذاشتن
cramps
درقید گذاشتن
cramp
درقید گذاشتن
tip
نوک گذاشتن
tipping
نوک گذاشتن
parcels
دربسته گذاشتن
shutter
پرده گذاشتن
parcel
دربسته گذاشتن
shutters
پرده گذاشتن
handle
دسته گذاشتن
handles
دسته گذاشتن
suspends
مسکوت گذاشتن
suspending
مسکوت گذاشتن
salve
ضماد گذاشتن
mortgages
گرو گذاشتن
mortgage
گرو گذاشتن
put in (time)
<idiom>
وقت گذاشتن
mortgaging
گرو گذاشتن
set (someone) up
<idiom>
یه جای گذاشتن
suspend
مسکوت گذاشتن
strands
تنها گذاشتن
banks
در بانک گذاشتن
hang up
معوق گذاشتن
hang-up
معوق گذاشتن
hang-ups
معوق گذاشتن
bank
در بانک گذاشتن
point
نوک گذاشتن
pull the wool over someone's eyes
<idiom>
سربه سر گذاشتن
To grow a mustache .
سبیل گذاشتن
lacevi
یراق گذاشتن
to stand sentinel
نگهبان گذاشتن در
to sow mines
مین گذاشتن
put aside
کنار گذاشتن
to set by
کنار گذاشتن
put on rudder
سکان گذاشتن
put out to interest
به بهره گذاشتن
put up to auction
به مزایده گذاشتن
putting a condition
شرط گذاشتن
regulater
قاعده گذاشتن
to take in a reef
بادبان را تو گذاشتن
pignus
گرو گذاشتن
pigged
بچه گذاشتن
lagvt
سرپوش گذاشتن
trepass
پافرا گذاشتن
lay away
کنار گذاشتن
line out
با خط علامت گذاشتن
to take ship
درکشتی گذاشتن
over run
زیر پا گذاشتن
overtop
عقب گذاشتن
oviposit
تخم گذاشتن
enshrine
درزیارتگاه گذاشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com