English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
my losses were great بسیار زیان دیدم
Other Matches
scitovsky double criterion که براساس ان تغییری ایده ال استکه دران کسانیکه بهره برده اند بتوانندکسانیراکه زیان میبرند جبران نموده و در مقابل زیان کنندگان قادر نباشند که ازتغییر جلوگیری نمایند
i saw them all را دیدم
i saw her دیدم
i saw him twice دو بار او را دیدم
i dreamt a d. خوابی دیدم
i saw it انرا دیدم
i saw him l...ugh دیدم که می خندید
i hurt my self اسیب دیدم
i saw him fall دیدم که افتاد
i treated both alike هر دو را به یک چشم دیدم
I had a dream last night. دیشب خواب دیدم
i saw it my self من خودم انرا دیدم
imyself saw it من خودم انرا دیدم
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
the instant i saw him بمحض اینکه اورا دیدم
She was pretty when I saw her at close quarters . از نزدیک که اورا دیدم خوشگه بود
i saw this p in the scripture این فقره را در کتاب مقدس دیدم
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
tally ho در رهگیری هوایی یعنی هدف را دیدم یا هدف در معرض دید من است
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
i advised him to go there به صلاح او دانستم که برود مصلحت دیدم که برود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
anchor in sight لنگر بالاست لنگر را دیدم
scathe زیان
hazard زیان
hazarded زیان
hazarding زیان
loss زیان
hazards زیان
phytobentos ته- زیان
forfeiting زیان
forfeited زیان
forfeit زیان
ravaging زیان
forfeits زیان
prejudice زیان
lesion زیان
disadvantages زیان
disadvantage زیان
prejudices زیان
drawback زیان
drawbacks زیان
disservice زیان
hurtfulness زیان
hurts زیان
hurting زیان
total losses زیان کل
hurt زیان
maleficium زیان
ills زیان
ill- زیان
ill زیان
detriment زیان
lesions زیان
detrime زیان
ravaged زیان
ravages زیان
forfeiture زیان
wash out زیان
injuring زیان
evils زیان
evil زیان
injures زیان
noxiousness زیان
ravage زیان
damage زیان
injure زیان
sessile benthos کف زیان برجا
to do harm زیان رسانیدن
to incur a loss زیان دیدن
sessile benthos ته زیان برجا
pernicious زیان اور
smart money پاداش زیان
deleterious زیان اور
harm زیان ضرر
suffer loss زیان دیدن
suffring ابتلا زیان
harming زیان ضرر
suffer زیان دیدن
suffered زیان دیدن
harmed زیان ضرر
suffers زیان دیدن
slaughter به زیان فروختن
slaughtered به زیان فروختن
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
dead loss زیان ناخالص
consequential loss زیان تبعی
no known loss زیان نامعلوم
nobbeing زیان اور
cause to sustain a loss زیان رساندن به
nocent زیان رسان
capital loss زیان سرمایه
break even بی سود و زیان
offense,etc تهاجم زیان
derogatory to زیان رساننده
detrimental زیان بخش
harmfulness زیان رسانی
incommodity زیان ناراحتی
gain or loss سود یا زیان
actual loss زیان واقعی
loss and gain زیان و سود
malefic زیان اور
maleficent زیان اور
nocuous زیان اور
disserviceable زیان اور
operating loss زیان عملیاتی
partial loss زیان جزئی
risks احتمال زیان
risking احتمال زیان
risked احتمال زیان
risk احتمال زیان
loses زیان کردن
lose زیان کردن
profit and loss سود و زیان
forfeiture زیان ضرر
lost زیان دیده
suffering ابتلاء زیان
actual total loss کل زیان وارده
perfect loss زیان مطلق
perfect loss زیان خاص
perfect loss زیان خالص
perniciousness زیان اوری
disadvantageous زیان اور
sufferings ابتلاء زیان
slaughters به زیان فروختن
windfall loss زیان اتفاقی
noisome زیان بخش
suicidal زیان اور
detrimental زیان اور
evils زیان اور
evil زیان اور
malignancy زیان اوری
harms زیان ضرر
vagrantbenthos ته زیان جنبا
willful misconduct زیان عمدی
to sustain a loss زیان دیدن
to suffer [from] زیان دیدن [از]
hazardous زیان اور
to suffer a loss زیان دیدن
risks احتمال زیان و ضرر
risked احتمال زیان و ضرر
break even بی سود و زیان شدن
risked احتمال زیان یاخطر
side effect اثر زیان اور
risking احتمال زیان یاخطر
delayed payment penalty زیان دیر کرد
risking احتمال زیان و ضرر
derogatory stipulation شرط زیان اور
detrimentally بطور زیان اور
indemnities جبران زیان بخشودگی
indemnity جبران زیان بخشودگی
perils بیم زیان مسئولیت
side-effect اثر زیان اور
side-effects اثر زیان اور
profit and loss account حساب سود و زیان
peril بیم زیان مسئولیت
risks احتمال زیان یاخطر
perniciously چنانکه زیان اورد
perniciously بطور زیان اور
pestilently بطور زیان اور
risk احتمال زیان و ضرر
risk احتمال زیان یاخطر
noxiously بطور زیان اور
prejudicially بطور زیان اور
loss statement صورت سود و زیان
ills زیان اور ببدی
inimically بطور زیان اور
indemnify غرامت بیمه زیان
bad مضر زیان اور
to do somebody harm به کسی زیان رسانیدن
ill- زیان اور ببدی
malignly بطور زیان اور
destructive competition رقابت زیان اور
windfall loss زیان باد اورده
to sell at a loss بضر یا زیان فروختن
account وضع سود و زیان
ill زیان اور ببدی
diseconomies عوامل زیان اور
prejudicious زیان رسان تبعیض امیز
marring زیان رساندن معیوب کردن
coverings تامین زیان و خسارات بیمه
covers تامین زیان و خسارات بیمه
marred زیان رساندن معیوب کردن
mar زیان رساندن معیوب کردن
to one's cost به ضرر یا زیان خود شخص
to run risk پیه زیان یااسیبی رابخودمالیدن
to ones cost به ضرر یا زیان خود شخص
cover تامین زیان و خسارات بیمه
damage زیان [شوخی] [اصطلاح روزمره]
impair زیان رساندن معیوب کردن
impaired زیان رساندن معیوب کردن
impairing زیان رساندن معیوب کردن
impairs زیان رساندن معیوب کردن
obnoxious زیان بخش نفرت انگیز
it is maleficent to برای ....زیان اور است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com