Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
priceless
بسیار گران
overpriced
<adj.>
بسیار گران
too expensive
<adj.>
بسیار گران
Search result with all words
beyoned price
بی قیمت بسیار گران بها
i paid dearly for it
بسیار گران برایم تمام شد
worth a kings ransom
بسیار گران بها
Other Matches
dear bought
جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
dears
گران
expensive
گران
heaviest
گران
heavy
گران
sumptuous
گران
pricey
گران
heavies
گران
heavier
گران
onerous
گران
at a great penny worth
گران
dearly
گران
costliest
گران
overpriced
گران
dear
گران
dearer
گران
costlier
گران
costly
گران
dearest
گران
highest
سخت گران
expensively
گران بها
high value
گران قیمت
highs
سخت گران
dear
گران کردن
high priced
گران بها
stingy
گران کیسه
dearest
گران کردن
dearer
گران کردن
natatores
شنا گران
be too dear
گران بودن
valuable
گران بها
to sell dearly
گران فروختن
deluxe
مجلل گران
dear bought
گران خرید
dears
گران کردن
massive
گران کوه
big ticket
گران قیمت
high money
پول گران
endear
گران کردن
high
سخت گران
high interest
بهره گران
massively
گران کوه
endears
گران کردن
endeared
گران کردن
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
This is really expensive !
این چه گران است !
prohibitory
گران جلوگیری کننده
i paid dear for it
برای من گران تمام شد
exclusive
منحصر بفرد گران
not too expensive
خیلی گران نباشد.
viscosity
قوام گران روی
dear bought
گران تمام شده
white elephants
گران و پر خرج و کم فایده
white elephant
گران و پر خرج و کم فایده
The price of butter has gone up . butter has become expensive .
کره گران شده
You have paid too much for your car .
اتوموبیلت را گران خریدی
overburden
گران بار شدن
high
وافر گران گزاف
highest
وافر گران گزاف
prohibitive
گران جلوگیری کننده
highs
وافر گران گزاف
It is too expensive.
خیلی گران است.
highest
وسیله گران یا با کارایی بالا
costs an arm and a leg
<idiom>
[فوق العاده پرخرج یا گران]
pyrrhic victory
پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
He overcharged us.
پایمان گران حساب کرد
highs
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
assays
عیارگیری فلزات گران قیمت
assay
عیارگیری فلزات گران قیمت
The hotel has overcharged me .
هتل گران پایم حساب کرده
I paid dearly for this mistake .
این اشتباه برایم گران تمام شد
She took umbrage at your remark .
سخن شما برایش گران آمد
manganic
دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
thunderscan
یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
A thing you dont want is dear at any price.
<proverb>
چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
pallet
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallets
ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
glyptics
کنده کاری در روی سنگهای گران بها
gems
سنگ گران بها جواهر نشان کردن
a white elephant
شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
gem
سنگ گران بها جواهر نشان کردن
manganesian
مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
We do not usually go places that cost a lot of money.
ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Hotel accommodation is rather expensive there.
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
white elephants
هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephant
هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
Smoking makes you ill and it is also expensive.
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
He bought them expensive presents, out of guilt.
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
bulls
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bull
گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
far
بسیار
sadly
بسیار بد
all-
بسیار
desperate
بسیار بد
oftentimes
بسیار
out and a way
بسیار
plenty
بسیار
no end of
بسیار
lashongs
بسیار
all
بسیار
awful
<adj.>
بسیار بد
unco
بسیار
many
بسیار
clinking
بسیار
multifarious
بسیار
very little
بسیار کم
detestable
بسیار بد
much
بسیار
multiplicity
بسیار
muckle
بسیار
precious
بسیار
terrible
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
rotten
<adj.>
بسیار بد
ever so
بسیار
far and away
بسیار
very
بسیار
lot
بسیار
awfully
بسیار
so mush
بسیار
seldom
بسیار کم
by far
بسیار
numerous
بسیار
abundant
بسیار
longeval
بسیار زی
overly
بسیار
beastby
بسیار
mickle
بسیار
galore
بسیار
mickle or muckle
بسیار
not a lettle
بسیار
sorely
بسیار
powerfully
بسیار
parlous
بسیار
an abundance of
بسیار
thousand and one
بسیار
sopping
بسیار
immortally
بسیار
multiped
بسیار پا
diaphoresis
خوی بسیار
deluxe
بسیار زیبا
pointdovice
بسیار درست
polygonal
بسیار گوشه
point device
بسیار درست
polyhistor
دانش بسیار
d. stupid
بسیار کودن
gelid
بسیار سرد
delightsome
بسیار دلپسند
overly
بسیار گرانه
polyphagous
بسیار غذا
high-pitched
بسیار شیبدار
pianissimo
بسیار اهسته
all-powerful
بسیار نیرومند
death trap
بسیار خطرناک
polychromic
بسیار رنگ
e. use ful
بسیار سودمند
low-rise
نه بسیار بلند
polyhistor
بسیار دانی
dozens of girls
ذختران بسیار
multi-millionaire
بسیار پولدار
polychromatic
بسیار رنگ
deep read
بسیار خوانده
dateless
بسیار قدیم
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
polygonal
بسیار پهلو
multi-millionaires
بسیار پولدار
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
pleophagous
بسیار خوار
dirt cheap
بسیار ارزان
polygram
شکل بسیار خط
death traps
بسیار خطرناک
ad nauseam
بسیار زننده
polyphonic
بسیار صدا
prepotency
نفوذ بسیار
infernality
زشتی بسیار
supereminent
بسیار بلند
superfine
بسیار فریف
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
superheat
بسیار گرم
much pleased
بسیار خوشتود
supersubtlety
زرنگی بسیار
thank you very much
بسیار ممنونم
the d. is in him
بسیار شروراست
multisonant
بسیار صدا
sizzler
بسیار گرم
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
prepotent
بسیار توانا
much rain
باران بسیار
ultramodern
بسیار تازه
meticulosity
دقت بسیار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com