Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (20 milliseconds)
English
Persian
bug
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugs
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
Other Matches
underfoot
بطورپنهانی
somewhither
درمحلی
situate
واقع شده درمحلی گذاردن
sit-in
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit in
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit-ins
حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situating
واقع شده درمحلی گذاردن
situates
واقع شده درمحلی گذاردن
discomfit
ایجاد اشکال کردن
debug
اشکال زدایی کردن
debugged
اشکال زدایی کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
To raise difficulties . To creat obstacles.
اشکال تراشی کردن
debugs
اشکال زدایی کردن
debugs
اشکال زدائی کردن
debug
اشکال زدائی کردن
debugged
اشکال زدائی کردن
saltshaker
میکروفون
microphones
میکروفون
mikes
میکروفون
mike
میکروفون
microphone
میکروفون
smoothest
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth
صاف کردن بدون اشکال بودن
double button carbon microphone
میکروفون دو زغالی
lapel microphone
میکروفون یقهای
microphone transformer
مبدل میکروفون
contact microphone
میکروفون کنتاکتی
crystal microphone
میکروفون بلوری
dynamic microphone
میکروفون دینامیکی
condenser microphone
میکروفون خازنی
velocity microphone
میکروفون نواری
carbon microphone
میکروفون زغالی
microphone button
کپسول میکروفون
microphone stand
پایه میکروفون
single button carbon microphone
میکروفون تک زغالی
ribbon microphone
میکروفون نواری
intercommunication system
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
microphone pre amplifier
پیش فزون ساز میکروفون
graphs
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph
اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
utility
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
mike
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mikes
مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
disadvantage
اشکال
bugs
اشکال
nodus
اشکال
disadvantages
اشکال
traverse
اشکال
traversed
اشکال
traversing
اشکال
worriment
اشکال
traverses
اشکال
bugging
اشکال
bug
اشکال
snaggy
پر اشکال
spinosity
اشکال
drawbacks
اشکال
drawback
اشکال
dead lock
اشکال
node
اشکال
nodes
اشکال
barely
با اشکال
demurrable
اشکال کردنی
defect description
توضیح اشکال
hardness
اشکال سفتی
debugger
اشکال زدائی
debugger
اشکال یابی
diversely
به اشکال مختلف
i can add rapidly
به اشکال ما افزود
debugging
اشکال زدائی
forms of currency
اشکال پول
geometrical figures
اشکال هندسی
impediments
محظور اشکال
fault description
توضیح اشکال
impediment
محظور اشکال
error description
توضیح اشکال
description of error
توضیح اشکال
debugging
اشکال زدایی
nuclide
اشکال اتمی
difficulty
اشکال زحمت
difficulties
اشکال زحمت
burbling
اشکال بی نظمی
debugs
اشکال زدایی
burbled
اشکال بی نظمی
burble
اشکال بی نظمی
geometric shapes
اشکال هندسی
troubleshooting
اشکال یابی
to make difficulties
اشکال تراشیدن
debugged
اشکال زدایی
burbles
اشکال بی نظمی
to tide over a difficulty
اشکال را بر طرف
smooth delivery
تحویل بی اشکال
baboon
اشکال مضحک
trouble shooting
رفع اشکال
debug
اشکال زدایی
baboons
اشکال مضحک
debugger
برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
handicap
امتیاز دادن اشکال
similar figures
اشکال همانندیا متشابه
debug aids
ادوات اشکال زدایی
handicaps
امتیاز دادن اشکال
dysphagia
اشکال دربلعیدن غذا
There is the rub.
اشکال درهمین جااست
dysphonia
اشکال در حرف زدن
debugging aids
وسائل اشکال زدایی
To get into difficulties.
دچار اشکال شدن
kaleidoscopes
لوله اشکال نما
kaleidoscope
لوله اشکال نما
to create a difficulty
اشکال پیش اوردن
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
wells
بدون اشکال اوه
bottle neck
مانع اشکال کار
well
بدون اشکال اوه
it is particularly difficult
یک اشکال بخصوصی دارد
debugging aids
ادوات اشکال زدایی
acataposis
اشکال عمل بلع
swarm
چندین اشکال برنامه
swarmed
چندین اشکال برنامه
swarms
چندین اشکال برنامه
diversiform
دارای اشکال مختلف
program debugging
اشکال زدایی برنامه
adds
قرار دادن اشکال کنار هم
adding
قرار دادن اشکال کنار هم
add
قرار دادن اشکال کنار هم
pressed for time
<idiom>
با اشکال وبه سختی وقت
filet
توری دارای اشکال مربع
To put obstacles in the way.
سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
galanty show
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
proteus
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
primitive
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pattern
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
zoomorphism
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
pleomorphic
چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
bioastronautics
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
intarsia
منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
numerical indicator tube
هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
sets
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
error handling
به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
planimeter
دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
tessellate
کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
set
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
setting up
معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
symbolically
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolic
برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
surges
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
godroon
اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
snapshots
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surge
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
regional breakpoint
نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
snapshot
چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surged
افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
step
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
troubleshoot
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
stepping
اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
hemophilia
بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
maintenance
بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
aerodynamics
شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
click art
صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
traces
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traced
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
trace
برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
glitches
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch
یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
toolkit
مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند
problem
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problems
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
rosette
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosettes
اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
Honey comb design
طرح خانه زنبوری
[یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
medallion
ترنج
[نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Kasim Ushag design
طرح قسیم اوشاق
[عشاق]
[مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
stereoscope
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
lattice design
طرح شبکه ای
[این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
lappets
[حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
stepped lines
خطوط کنگره ای
[خطوط شکسته]
[در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
reciprocal border
حاشیه قرینه
[گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rashwan medallion
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com