English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
graphically بطور نوشته یا منقوش
Other Matches
figured منقوش
tapestry پرده منقوش
imprints منقوش کردن
imprinted منقوش کردن
imprint منقوش کردن
engraves منقوش کردن
graved منقوش ساختن
decorated pottery سفالکاری منقوش
painted pottery سفالکاری منقوش
engrave منقوش کردن
tapestries پرده منقوش
engraved منقوش کردن
plaque لوح منقوش
plaques لوح منقوش
tapestried دارای پرده منقوش
lapidarian منقوش روی سنگ
lapidary منقوش روی سنگ
stained glass شیشه کاری منقوش
to stamp on the memory در ذهن منقوش ساختن
intagliated حکاکی شده منقوش
stained glass شیشه بندی منقوش
tole حلبی منقوش وجلادار
stamp نقش بستن منقوش کردن
figurate دارای شکل معین منقوش
stamps نقش بستن منقوش کردن
tapis پارچه منقوش پردهای یا رومیزی یا فرش
alicatado [کاشی کاری منقوش در اسپانیا و آمریکای لاتین]
orphan خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphaned خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
totem pole تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
totem poles تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
incisively بطور نافذ بطور زننده
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
martially بطور جنگی بطور نظامی
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
improperly بطور غلط بطور نامناسب
characterises مشخص کردن منقوش کردن
characterizing مشخص کردن منقوش کردن
characterizes مشخص کردن منقوش کردن
characterising مشخص کردن منقوش کردن
characterize مشخص کردن منقوش کردن
characterized مشخص کردن منقوش کردن
characterised مشخص کردن منقوش کردن
deposition نوشته
texts نوشته
scrip نوشته
inscriptions نوشته
writs نوشته
writ نوشته
letters نوشته
letter نوشته
papeteries نوشته
paper work نوشته
depositions نوشته
opus نوشته
opuses نوشته
manuscript نوشته
manuscripts نوشته
text نوشته
inscription نوشته
epigraph نوشته
record نوشته
writing نوشته نوشتجات
writings نوشته نوشتجات
handwriting دست نوشته
it is written that نوشته اندکه
pseudograph نوشته جعلی
cryptograph نوشته رمزی
cryptogram نوشته رمزی
callout نوشته راهنما
written نوشته شده
ancient manuscript نوشته قدیمی
chirograph دست نوشته
manuscript دست نوشته
hierogram نوشته قدس
petrograph سنگ نوشته
petroglyph سنگ نوشته
hand writing دست نوشته
poison pen نوشته غرض الود
inscription نقش نوشته خطی
psychogram پیام نوشته روح
pornography نوشته شهوت انگیز
numerals عدد نوشته شده و..
inscriptions نقش نوشته خطی
cryptanalysis کشف نوشته رمزی
cartouche لوح نوشته مزین
opusculum اثریا نوشته بی اهمیت
repetitive letter نوشته شده است
imperscriptible فاقد اجازه نوشته
packaged software بسته پیش نوشته
pornograph نوشته ها و عکسهای رکیک
numeral عدد نوشته شده و..
erotica نوشته ها واصطلاحات عاشقانه
overwrite نوشته داده در محلی
scroll نوشته یافهرست طولانی
applications معمولا به صورت نوشته
number عدد نوشته شده
it is written that نوشته شده است که
numbers عدد نوشته شده
application معمولا به صورت نوشته
scrolls نوشته یافهرست طولانی
letter press نوشته وابسته به عکسها
triglot به سه زبان نوشته شده
numerals اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
bilingual بدو زبان نوشته شده
slashed zero علامت نوشته یا چاپ شده
autographic نوشته شده با دست خودمصنف
purple patch نوشته اراسته به صنایع بدیعی
fill out <idiom> نوشتن حقایقی که نوشته شدهاند
writing چیزی که نوشته شده است
writings چیزی که نوشته شده است
cryptanalyze نوشته رمزی را کشف کردن
blasphemous نوشته وگفته کفر امیز
numeral اعداد نوشته شده IV, III, II , I و...
hic jacet نوشته روی سنگ قبر
superscription عنوان نوشته روی چیزی
graffiti نوشته تصویر ویا پوستریکهبردیوارمیچسبانند
accounting package بسته پیش نوشته حسابداری
ad-libbing بدون نوشته صحبت کردن
legends نوشته روی سکه ومدال
legend نوشته روی سکه ومدال
ad-libbed بدون نوشته صحبت کردن
purple passage نوشته اراسته به صنایع بدیعی
ad-lib بدون نوشته صحبت کردن
epitaph نوشته روی سنگ قبر
ad-libs بدون نوشته صحبت کردن
epitaphs نوشته روی سنگ قبر
jotting چیزیکه با عجله نوشته شده
hyphenated نوشته شده با فضای خالی
subscript چیزی که در پایین نامه نوشته شود
compilation جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
italic حرف به صورت itoloc نوشته شده
software package بسته پیش نوشته نرم افزاری
machine address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
postfix کلمه یا حرف نوشته شده پس از دیگری
compilations جمع اوری اطلاعات به صورت نوشته
equation فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
termination notice فسخ نوشته شده [قرارداد کاری]
NCR paper نوشته هم روی کاغذ نمایان میشود
It is written for our benefit نوشته کردن برای ما فایده دارد
ballot رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted رای مخفی مجموع اراء نوشته
ballots رای مخفی مجموع اراء نوشته
integrated accounting package بسته پیش نوشته حسابداری مجتمع
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
equations فرمولی که یک کامپیوتر آنالوگ نوشته برای حل
modular accounting package برنامه پیش نوشته حسابداری واحدی
to read between the lines معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
pitches وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
graffito حروف یا تصاویری که بردیوار نوشته شده باشد
Take a fresh sheet of paper. یک ورق کاغذ تازه ( نوشته نشده ) بردار
The letter is addressed to you . نامه بعنوان شما نوشته شده است
grapho پیشوند بمعنی نوشته و ثبت شده و نوشتن
applies تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
bibliotics بررسی دست نوشته برای تعیین اصالت ان
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
backhanded با پشت دست نوشته شده چپ طعنه امیز
pitch وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
repondez s'il vous plait [RSVP] لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
applying تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
apply تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
please reply لطفا پاسخ بدهید [به دعوت نوشته شده ای]
nominal value قیمت واقعی سهم که روی ان نوشته شده
unless otherwise prescibed [by the doctor] مگر اینکه [پزشک] نسخه دیگری نوشته
the paper is written all over همه جای کاغذ نوشته شده است که
machine فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machines فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
machined فرمولی که کامپیوتر آنالوگ نوشته است تا حل کند
parody نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
parodies نوشته یاشعری که تقلید از سبک دیگری باشد
directed دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
rubrics عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
direct دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
sic علامت چاپی بمعنی عمدا چنین نوشته شده
rubric عنوانی که باحروف قرمز نوشته یا چاپ شده باشد
users نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
parodist کسیکه نوشته ادبی راتقلیدکرده بصورت هزل درمیاورد
directs دستورات برنامه که به صورت کد مطلق نوشته شده اند
rational number عددی که به عنوان تقسیم دو عدد کامل نوشته میشود
user نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
notation عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
personals بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
notations عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
hudibrastic نوشته شده بصورت دوبیتی هشت هجایی ومضحک
aston [British E] قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Lower third قسمت پائین صفحه تلویزیون [برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com