Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English
Persian
shoplifting
بلند کردن جنس از مغازه
Other Matches
Laundry / Dry cleaners
مغازه لباسشویی و مغازه خشکشویی
shops
مغازه گردی کردن دکه
shopped
مغازه گردی کردن دکه
shop
مغازه گردی کردن دکه
shoplifting
دزدی از دکانها و مغازه ها سرقت از دکانها و مغازه ها
window shop
به کالاهای درون ویترین مغازه نگاه کردن
universal
سیستم کدگزاری میلهای چاپی استاندارد برای مشخص کردن محصولات در یک مغازه
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
heightened
بلند کردن
heists
بلند کردن
upraise
بلند کردن
erected
بلند کردن
exalts
بلند کردن
exalting
بلند کردن
erect
بلند کردن
heave
بلند کردن
heist
بلند کردن
elevating
بلند کردن
elevate
بلند کردن
to throw up
بلند کردن
heightens
بلند کردن
heightening
بلند کردن
erects
بلند کردن
erecting
بلند کردن
exalt
بلند کردن
elevates
بلند کردن
walk off with
بلند کردن
heaved
بلند کردن
hoisted
بلند کردن
hoists
بلند کردن
to kick up
با پا بلند کردن
lifted
بلند کردن
lift
بلند کردن
lifting
بلند کردن
hoist
بلند کردن
heighten
بلند کردن
lifts
بلند کردن
throw up
بلند کردن
soared
بلند پروازی کردن
steal
بلند کردن چیزی
soar
بلند پروازی کردن
hydraulic lift
بلند کردن اب به نیروی اب
steals
بلند کردن چیزی
hoist
وسیله بلند کردن
chairlifts
سردست بلند کردن
hoisted
وسیله بلند کردن
soars
بلند پروازی کردن
hoists
وسیله بلند کردن
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
lift fire
بلند کردن اتش
crane
وسیله بلند کردن
chairlift
سردست بلند کردن
craned
وسیله بلند کردن
craning
وسیله بلند کردن
cranes
وسیله بلند کردن
raise a dust
گرد و خاک بلند کردن
hoist
بلند کردن وسایل سنگین
hoisted
بلند کردن وسایل سنگین
pedestal
بلند کردن ترفیع دادن
bank
کپه کردن بلند شدن
to make a dust
گردو خاک بلند کردن
banks
کپه کردن بلند شدن
hoists
بلند کردن وسایل سنگین
to put forth
بلند کردن نمایش دادن
pedestals
بلند کردن ترفیع دادن
harangued
باصدای بلند نطق کردن
sound off
باصدای بلند صحبت کردن
harangues
باصدای بلند نطق کردن
haranguing
باصدای بلند نطق کردن
harangue
باصدای بلند نطق کردن
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
shopped
مغازه
shops
مغازه
shopper
مغازه رو
shop
مغازه
shoppers
مغازه رو
lifting
بلند کردن شریک رقص اززمین
lay hands one someone
دست روی کسی بلند کردن
lifts
بلند کردن شریک رقص اززمین
lift
بلند کردن شریک رقص اززمین
craned
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
ululate
باصدای بلند ناله وزاری کردن
lifted
بلند کردن شریک رقص اززمین
craning
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
long ball
[شوت کردن بلند توپ]
[فوتبال]
to pick up women
<idiom>
دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
crane
باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
bite off more than one can chew
<idiom>
با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
store
مغازه بزرگ
shop lifting
دزدی از مغازه ها
storing
مغازه دکان
shopkeeper
مغازه دار
storing
مغازه بزرگ
shopkeepers
مغازه دار
shoplifter
دزد مغازه
tuck shop
مغازه حلویات
tuck shop
مغازه قنادی
shopwalker
راهنمای مغازه
floor walker
راهنمای مغازه
salesclerk
فروشنده مغازه
store
مغازه دکان
d. store
مغازه بزرگ
shoplifters
دزد مغازه
to shut up a shop
مغازه ای را بستن
forklift
ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
jabbing
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jab
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs
بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
deal lift
بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
To vacate a house.
خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
too many irons in the fire
<idiom>
بایک دست چند هندوانه بلند کردن
bookshop
مغازه کتاب فروشی
mercery
مغازه پارچه فروشی
delicatessens
مغازه اغذیه فروشی
bookshops
مغازه کتاب فروشی
delicatessen
مغازه اغذیه فروشی
soda fountain
مغازه لیموناد فروشی
show case
قفسه جلو مغازه
soda fountains
مغازه لیموناد فروشی
rotisserie
مغازه خوراک پزی
stock in trade
موجودی کالای مغازه
shop assistant
دستیار مغازه دار
wineshop
مغازه شراب فروشی
haberdashery
مغازه ملبوس مردانه
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
toe raise
تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
to go catting
[to look for sexual partners]
<idiom>
رفتن برای دختر بلند کردن
[اصطلاح روزمره]
collect
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collects
وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
spike
میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
five and ten
مغازه اجناس ارزان قیمت
clerk
کارمند دفتری فروشنده مغازه
cantina
مغازه خواربار یامشروب فروشی
burse
مغازه یابازار خرید وفروش
clerks
کارمند دفتری فروشنده مغازه
to call the roll
حاضر غایب کردن
[نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
extend
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends
وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
sales register
صندوق پول یا ماشین دخل مغازه
shopworn
کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
The goods in this shop could not be flogged.
اجناس این مغازه باد کرده
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
pos
محلی در مغازه که قیمت کالاها پرداخت میشود
This shop deals in goods of all sorts .
دراین مغازه همه چیز معامله می شود
point of sale
محل ای در مغازه برای پرداخت قیمتهای کالاها
cash registers
ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
The shops will be open daily except Sundays / excluding Sundays / outside of Sundays
[American E]
.
مغازه ها به جز یکشنبه ها روزانه باز خواهند بود.
this shope has a well assorted(I'll-assorted)stock.
اجناس این مغازه جور ( ناجور )است
cash register
ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه
levers
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
lever
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
foot pound
مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
demonstrations
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
demo
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
middlemen
کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
demonstration
قطعهای در مغازه که به مشتری نحوه کار آن وسیله را نشان میدهد
middleman
کسی که کالارا از تولید کننده خریده به مغازه دار می فروشد
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
barker
پوست درخت کن کسیکه دم مغازه میایستد وبرای جنسی تبلیغ میکند
packing
عمل قرار دادن کالاها در جعبه و بسته بندی آنها برای مغازه ها
union shop
مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
clearer
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clear
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears
دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread
این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
EFTPOS
ترمینالی در POS که به یک کامپیوتر مرکزی وصل است که پول را مستقیماگ از حساب مشتری به مغازه منتقل میکند
pries
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pried
بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
punch
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punches
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
sagged
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sag
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags
یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
wands
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
wand
دستگاه کد میلهای خوان یا وسیله نوری که دردست قرار می گیرد با کدهای میلهای محصولات مغازه را بخواند
corn-effect
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
antilift device
ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
vociferous
بلند
longer
بلند
longed
بلند
highfalutin
بلند
towering
بلند
long-
بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com