Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English
Persian
lifter
بلند کننده
Search result with all words
topping off
بازوی بلند کننده بوم جرثقیل
Other Matches
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
amplifier
بلند گو
uplands
بلند
high grown
بلند قد
upland
بلند
tallest
بلند
megaphones
بلند گو
highfalutin
بلند
long-
بلند
longed
بلند
forte
بلند
longer
بلند
willowy
بلند
longs
بلند
taller
قد بلند
longest
بلند
pointers
خط کش بلند
pointer
خط کش بلند
tall
قد بلند
tall
بلند
highs
بلند
skyscraper
بلند
loftily
بلند
grandiose
بلند
mouth filling
بلند
high (1 9 to 36)
بلند
loudspeaker
بلند گو
highest
بلند
taller
بلند
towering
بلند
megaphone
بلند گو
loud speaker
بلند گو
amplifiers
بلند گو
rumbustious
بلند
loudly
بلند
aloud
بلند
tallest
قد بلند
vociferous
بلند
high
بلند
long
بلند
fortes
بلند
lengthwise
بلند
talll
بلند
legged
پا بلند
eton collan
بلند
talll
قد بلند
soaring
بلند
skyscrapers
بلند
eminent
بلند
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
lifting
بلند کردن
elevated ground
زمین بلند
banquette
زمین بلند
row de dow
صدای بلند
giant swing
تاب بلند
gigas
رویش بلند تر
choir-stall
صندلی بلند
exalts
بلند کردن
soared
بلند پروازکردن
exalt
بلند کردن
soars
بلند پروازکردن
banquet
زمین بلند
soar
بلند پروازکردن
lifts
بلند کردن
gantlope
دستکش بلند
gaberdine
ردای بلند
uplands
زمین بلند
crepido
پی پایه بلند
exalting
بلند کردن
shandygaff
بلند رویایی
erects
بلند کردن
yuk
خندهی بلند
grandiloquence
بلند پروازی
gantelope
دستکش بلند
high rise block
ساختمان بلند
loudest
باصدای بلند
arise
بلند شدن
famous
بلند اوازه
high pass
پاس بلند
hessian boot
چکمه بلند
arises
بلند شدن
high crowned
نوک بلند
high hurle
مانع بلند
high flying
بلند پرواز
high flying
بلند خیال
high hat
کلاه بلند
arising
بلند شدن
high grown
بلند بالا
throw up
بلند کردن
loud
باصدای بلند
chivalric
بلند همت
loud
بلند اوا
louder
باصدای بلند
bell-tower
برج بلند
louder
بلند اوا
hip boot
چکمه بلند ضد اب
erect
بلند کردن
erected
بلند کردن
erecting
بلند کردن
screech
صدای بلند
screeched
صدای بلند
screeches
صدای بلند
screeching
صدای بلند
slam bang
با سر وصدای بلند
loudest
بلند اوا
mitts
دستکش بلند
prolong blast
سوت بلند
upraise
بلند کردن
rough
پست و بلند
plyanthus
پامچال بلند
oxlip
پامچال بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com