English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
to dungeon somebody به سیاه چال انداختن کسی [تاریخ]
to cast [throw] somebody into the dungeon به سیاه چال انداختن کسی [تاریخ]
Search result with all words
dungeon به سیاه چال انداختن
dungeons به سیاه چال انداختن
Other Matches
basalt نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
silhouettes نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
bold face طرح سیاه حرف سیاه
black holes حفره سیاه چاله سیاه
sable رنگ سیاه لباس سیاه
sables رنگ سیاه لباس سیاه
black hole حفره سیاه چاله سیاه
ethiops سیاب سیاه جیوه سیاه
smutted whcat گندم سیاه یا زنگ سیاه
bring down به زمین انداختن حریف انداختن شکار
black body radiation تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
horrified بهراس انداختن به بیم انداختن
horrifies بهراس انداختن به بیم انداختن
horrify بهراس انداختن به بیم انداختن
jeopard بخطر انداختن بمخاطره انداختن
horrifying بهراس انداختن به بیم انداختن
steer roping کمند انداختن به گاو ونگهداشتن ناگهانی اسب برای انداختن گاو بزمین
paper white monitor صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
let down پایین انداختن انداختن
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
jet-black سیاه سیاه
glaucoma اب سیاه
sooty سیاه
ebon سیاه
Negroes سیاه
dogwood سیاه ال
blacks سیاه
Negro سیاه
sad coloured سیاه
jetty سیاه
jetties سیاه
quagmire سیاه اب
pitchy سیاه
pitch dark سیاه
bogs سیاه اب
night black سیاه
black سیاه
marshes سیاه اب
grimy سیاه
swamps سیاه اب
swamping سیاه اب
blacked سیاه
quagmires سیاه اب
swamp سیاه اب
mossy سیاه اب
marsh سیاه اب
bog سیاه اب
swamped سیاه اب
blackest سیاه
blacker سیاه
negress زن سیاه پوست
niello مینای سیاه
niello سیاه قلم
niellist سیاه قلم
dungeons سیاه چال
negrophilism سیاه دوستی
dungeon سیاه چال
melanotic سیاه پوست
negrillo کوتوله سیاه
negro slave غلام سیاه
melanuria پیشاب سیاه
negrophil سیاه دوست
mammy دده سیاه
blackest سیاه کردن
iron mould سیاه کردن
in mourning کثیف سیاه
in mourning سیاه پوش
humus سیاه خاک
ethiops مهجون سیاه
ethiopian سیاه پوست
ethiope سیاه پوست
the black sea دریای سیاه
lampblack سیاه یکدست
melanic سیاه پوست
the black race نژاد سیاه
black سیاه کردن
heathbird باقرقره سیاه
black سیاه رنگی
black سیاه رنگ
black سیاه شده
melanite لعل سیاه
red cent پول سیاه
kibitka سیاه چادرنمدی
nigella seed سیاه دانه
blackest سیاه رنگی
blacker سیاه رنگی
sadly dressed سیاه پوش
blacker سیاه رنگ
blacker سیاه شده
to black out سیاه کردن
tamarack سیاه کاج
sabled سیاه پوش
robed in bleck سیاه پوشیده
robed in bleck سیاه پوش
mole خال سیاه
blacker سیاه کردن
schorl کهربای سیاه
scoter مرغابی سیاه
blackest سیاه رنگ
blacks سیاه شده
blacks سیاه رنگ
blacks سیاه رنگی
blacks سیاه کردن
blackest سیاه شده
whooping cough سیاه سرفه
sycamine توت سیاه
sealing coat روکاری سیاه
moles خال سیاه
raven کلاغ سیاه
blacked سیاه کردن
pertussus سیاه سرفه
pertussis سیاه سرفه
substantia nigra جسم سیاه
oubliette سیاه چال
nigritian سیاه افریقایی
nigrify سیاه کردن
nigrescent سیاه شونده
nigrescence سیاه شدگی
blacked سیاه رنگ
blacked سیاه شده
fuel oil نفت سیاه
piper nigrum فلفل سیاه
platinum black پلاتین سیاه
ravens کلاغ سیاه
spade خال دل سیاه
spades خال دل سیاه
quercitron بلوط سیاه
plumbago سرب سیاه
plumbaginous مانندسرب سیاه
blacked سیاه رنگی
denigration سیاه ساختن
nigella seed زیر سیاه
eriochrome black سیاه اریوکروم
black bile صفرای سیاه
pitch black خیلی سیاه
black holes سیاه چال
black hole سیاه چال
blackboards تخته سیاه
blackboard تخته سیاه
black board تخته سیاه
black boxes جعبه سیاه
pitch-black خیلی سیاه
liver جگر سیاه
livers جگر سیاه
black ash خاکستر سیاه
black anneal سیاه گداختن
blach hulled سیاه پوست
bitumen macadam ماکادام سیاه
biotite میکای سیاه
crap گندم سیاه
crapped گندم سیاه
crapping گندم سیاه
begrime سیاه کردن
aniline black سیاه انیلینی
achromatic سیاه و سفید
caraway زیره سیاه
black box جعبه سیاه
black market بازار سیاه
graphite سرب سیاه
rooks کلاغ سیاه
rook کلاغ سیاه
lynxes سیاه گوش
lynx سیاه گوش
swarthy سیاه چره
marshes سیاه اب باطلاق
sandstone سنگ سیاه
marsh سیاه اب باطلاق
smudging سیاه شدن
smudges سیاه شدن
buckwheat گندم سیاه
blacking رنگ سیاه
blacking واکس سیاه
basalt سیاه سنگ
blackheads جوش سر سیاه
blackhead جوش سر سیاه
black markets بازار سیاه
smudge سیاه شدن
smudged سیاه شدن
black sheet ورق سیاه
black body جسم سیاه
dunggeon سیاه چال
blackcap کاکل سیاه
hohlraum جسم سیاه
blackbody جسم سیاه
blackamoor سیاه زنگی
black wash رنگ سیاه
black shortness ترک سیاه
black short شکستگی سیاه
black propaganda تبلیغات سیاه
black powder باروت سیاه
black load سرب سیاه
blackcock باقرقره سیاه نر
boldface حروف سیاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com