Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
feather one's nest
<idiom>
به علائق خود توجه کردن
Other Matches
vocational interest blank
پرسشنامه علائق شغلی
society of certified processors
سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
oedipal
وابسته به احساسات و علائق کودکان 3 تا 6 ساله نسبت بوالدین جنس مخالف خود
draw attention
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
screamer
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
refers
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
referred
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
refer
توجه کردن یا کار کردن یا نوشتن درباره چیزی
to take keep
توجه کردن
attending
توجه کردن
perpend
توجه کردن
to llok
توجه کردن
welfare
توجه کردن
attend
توجه کردن
take care of
توجه کردن از
marks
توجه کردن
mark
توجه کردن
tent
توجه کردن
pay attention
<idiom>
توجه کردن
tents
توجه کردن
to watch over
توجه کردن
get with it
<idiom>
توجه کردن
attends
توجه کردن
figure on
توجه کردن
focusses
متمرکز کردن توجه
to come in to notice
جلب توجه کردن
distracts
منحرف کردن توجه
attending
توجه یا رسیدگی کردن
attends
توجه یا رسیدگی کردن
to call
توجه کسیراجلب کردن
attend
توجه یا رسیدگی کردن
focus
متمرکز کردن توجه
distract
منحرف کردن توجه
focussing
متمرکز کردن توجه
focused
متمرکز کردن توجه
focuses
متمرکز کردن توجه
focussed
متمرکز کردن توجه
references
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
reference
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
catch one's eye
<idiom>
توجه کسی را جلب کردن
to take notice
ملتفت بودن توجه کردن
to pay attention to something
[someone]
به چیزی
[کسی ]
توجه کردن
to turn a d. ear to
توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
assisted
حضور بهم رساندن توجه کردن
assist
حضور بهم رساندن توجه کردن
upstaging
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstages
توجه دیگران را به خود جلب کردن
upstaged
توجه دیگران را به خود جلب کردن
assisting
حضور بهم رساندن توجه کردن
assists
حضور بهم رساندن توجه کردن
to court favour
توجه و التفات کسی را طلب کردن
attentions
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attention
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
to shunt somebody aside
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
to put
[throw]
[toss]
somebody on to the scrap heap
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
to put somebody on the back burner
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
adverts
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
advert
توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
to put somebody in a backwater
به کسی کمتر توجه کردن
[اصطلاح مجازی]
audited
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audit
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
lionize
مورد توجه زیاد قرار گرفتن شیر کردن
ward
نگهداری کردن توجه کردن
note
توجه کردن ذکر کردن
to notice
توجه کردن
[ملاحضه کردن ]
wards
نگهداری کردن توجه کردن
noting
توجه کردن ذکر کردن
notes
توجه کردن ذکر کردن
auditing
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
zero in on
<idiom>
تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
audit
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
to ingratite oneself
خودرا طرف توجه قرار دادن خود شیرینی کردن
audits
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
weighting
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
favourite
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourites
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
serviced
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
skim
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skims
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
skimmed
سرشیر گرفتن از تماس مختصر حاصل کردن بطور سطحی مورد توجه قرار دادن
to watch something
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
make a diplomatic representation
به دولتی تذکر دادن یا توجه دولتی را به موضوعی جلب کردن
to watch for certain symptoms
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
mindfully
با توجه
re-
با توجه به
NB
توجه!
notes
توجه
tendance
توجه
remarking
توجه
mindfulness
توجه
noting
توجه
remarks
توجه
note
توجه
re
با توجه به
unconsidered
بی توجه
heedfulness
توجه
attentions
توجه
turn to
توجه
keep
توجه
unresponsive
بی توجه
keeps
توجه
attentiveness
توجه
attention to orders
توجه
adverence
توجه
advertence
توجه
attention
توجه
heed
توجه
heeding
توجه
assiduity
توجه
remarked
توجه
heedfully
با توجه
remark
توجه
heeds
توجه
advertency
توجه
heeded
توجه
inattentive
بی توجه
cared
توجه
attendance
توجه
care
توجه
regard
توجه
attendances
توجه
regarded
توجه
listlessly
بی توجه
listless
بی توجه
oblivious
بی توجه
regards
توجه
cares
توجه
span of attention
فراخنای توجه
hypoprosessis
فقدان توجه
Take care of the infant.
از نوزاد توجه کن
consideration
توجه مراعات
liberal
جالب توجه
attention seeking
توجه طلب
strikingly
قابل توجه
hypoprosexia
فقدان توجه
wistfulness
توجه دقت
attention span
فراخنای توجه
interests
توجه نظر
noticing
توجه اطلاع
pay respect to
توجه داشتن به
unwitting
بی توجه بی هوش
striking
قابل توجه
interest
توجه نظر
notice
توجه اطلاع
introversion
توجه بدرون
hereto
<adv.>
با توجه به این
liberals
جالب توجه
noticed
توجه اطلاع
attention to orders
توجه کنید
Your attention please.
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
notices
توجه اطلاع
consideration
توجه تامل
nota bene
قابل توجه
tendency
توجه استعداد
for this purpose
<adv.>
با توجه به این
hereunto
<adv.>
با توجه به این
on this
<adv.>
با توجه به این
tentless
بی توجه بی دقت
safe keeping
حفافت توجه
riding high
<idiom>
جالب توجه
to drive at
توجه داشتن به
polarity
توجه به قطب
polarities
توجه به قطب
see after
توجه داشتن به
tendencies
توجه استعداد
favoured
طرف توجه
concerning this
<adv.>
با توجه به این
as to that
<adv.>
با توجه به این
nota bene
توجه شود
observingly
از روی توجه
considerable
قابل توجه
considerations
توجه مراعات
considerations
توجه تامل
self care
توجه از خود
notation
ثبت توجه
notations
ثبت توجه
attention getting
توجه طلب
attention deficit
کاستی توجه
at nurse
در توجه دایه
to be d. to
توجه نکردن به
oyez
توجه کنید
noteworthy
قابل توجه
favors
توجه مرحمت
notable
جالب توجه
favour
توجه مرحمت
focal point
کانون توجه
notwithstanding
بدون توجه
field of attention
میدان توجه
favouring
توجه مرحمت
inattention
عدم توجه
inattention
فقدان توجه
yummy
جالب توجه
devil may care
بی توجه به مقام
cautions
اخطار توجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com