Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (13 milliseconds)
English
Persian
extract
بیرون کشیدن استخراج
extracted
بیرون کشیدن استخراج
extracting
بیرون کشیدن استخراج
extracts
بیرون کشیدن استخراج
Search result with all words
extract
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracted
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracting
بیرون کشیدن استخراج کردن
extracts
بیرون کشیدن استخراج کردن
Other Matches
elicits
بیرون کشیدن
extrudes
بیرون کشیدن
clamped
بیرون کشیدن
skink
بیرون کشیدن
evoke
بیرون کشیدن
elicited
بیرون کشیدن
extruded
بیرون کشیدن
clamping
بیرون کشیدن
eliciting
بیرون کشیدن
extraction
بیرون کشیدن
clamp
بیرون کشیدن
elicit
بیرون کشیدن
clamps
بیرون کشیدن
evokes
بیرون کشیدن
extrude
بیرون کشیدن
lade
بیرون کشیدن
draw
بیرون کشیدن
draw out
بیرون کشیدن از
draws
بیرون کشیدن
extruding
بیرون کشیدن
evoking
بیرون کشیدن
to fish up
بیرون کشیدن
unsheathe
ازغلاف بیرون کشیدن
to draw out
بیرون کشیدن جداکردن
pull
بیرون کشیدن بازیگر
pulls
بیرون کشیدن بازیگر
soliciting
بیرون کشیدن وسوسه کردن
aspirates
خالی کردن بیرون کشیدن
aspirate
خالی کردن بیرون کشیدن
aspirating
خالی کردن بیرون کشیدن
yanks
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
solicits
بیرون کشیدن وسوسه کردن
yanked
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
solicit
بیرون کشیدن وسوسه کردن
yank
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
yanking
بیرون کشیدن بازیگر کم کار
solicited
بیرون کشیدن وسوسه کردن
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
To crane ones neck .
گردن کشیدن (دراز کردن بیرون آوردن )
jeheemy
جرثقیل سنگین برای بیرون کشیدن قایقها از گل
extruding
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrudes
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extruded
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrude
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
jack ring
حلقهای استوانهای که جهت نصب لوله جداریا بیرون کشیدن لوله از خاک به صورت طوق محافظ از ان استفاده میشود
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
excerption
استخراج
extraction
استخراج
extraction of copper
استخراج مس
eduction
استخراج
production
استخراج
exploitation
استخراج
copper extraction
استخراج مس
working
استخراج
productions
استخراج
decipherment
استخراج
workings
استخراج
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
twinge
درد کشیدن تیر کشیدن
agonise
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinges
درد کشیدن تیر کشیدن
minable
قابل استخراج
mibeable
استخراج شدنی
mibeable
قابل استخراج
production of oil
استخراج نفت
extract copper
مس استخراج شده
counting votes
استخراج اراء
message retrieval
استخراج پیام
stope
استخراج کردن
decipherable
قابل استخراج
gold mining
استخراج طلا
draw out
استخراج کردن
acid extraction
استخراج اسیدی
extraction of bitumen
استخراج قیر
extractible
قابل استخراج
separatory funnel
قیف استخراج
silver extraction
استخراج نقره
extractable
استخراج شدنی
extractors
استخراج کننده
feature extraction
استخراج خصیصه
exploiter
استخراج کننده
exploiters
استخراج کننده
extraction point
محل استخراج
extraction thimble
انگشتانه استخراج
educt
استخراج یا استنباط
extractor
استخراج کننده
extracted
استخراج کردن
extract
استخراج کردن
minable
استخراج شدنی
extracting
استخراج کردن
indecipherable
غیرقابل استخراج
extracts
استخراج کردن
workable
قابل استخراج
exploitable
قابل استخراج
derivations
استنساخ استخراج
derivation
استنساخ استخراج
mining
استخراج معدن
winnings
استخراج معدن
under ground working
استخراج زیرزمینی
pan
استخراج کردن
pans
استخراج کردن
pan-
استخراج کردن
under ground mining
استخراج زیرزمینی
exploitation
انتفاع استخراج
winning
استخراج معدن
mine
استخراج کردن یاشدن
salter
استخراج کننده نمک
surface mining
استخراج معدن روباز
illatively
بطریق استنتاج یا استخراج
strip mining
[American E]
استخراج معدن روباز
opencast mining
[British E]
استخراج معدن روباز
metallurgy
استخراج و ذوب فلزات
pull out quote
عبارت استخراج شده
extraction solvent
حلال استخراج کننده
grubbed
از کتاب استخراج کردن
mined
استخراج کردن یاشدن
mines
استخراج کردن یاشدن
saltworks
محل استخراج نمک
quarrying
استخراج کردن معدن
educe
گرفتن استخراج کردن
grubs
از کتاب استخراج کردن
educible
قابل استخراج یا استنباط
Open-pit mining
استخراج معدن روباز
continuous extraction apparatus
دستگاه استخراج پیوسته
quarries
استخراج کردن معدن
grub
از کتاب استخراج کردن
quarry
استخراج کردن معدن
pyrometallurgy
استخراج فلزات در اثر حرارت
metallurgical
وابسته به فن استخراج وذوب فلزات
surface digging
استخراج معادن در سطح زمین
saltern
کارخانه یا معدن استخراج نمک
metallurgy
فن استخراج وذوب فلزات فلزگری
acetum
استخراج عصاره ازگیاهان دارویی
public opinion polling
استخراج عقاید و اراء عمومی رفراندوم
hydrometallurgy
استخراج یاتهیه فلزات بوسیله اب یا مایعات
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
metallurgic
وابسته بفن استخراج و قال کردن فلزات
stope
حفره پله مانند برای استخراج سنگ معدن
copper smelting
استخراج مس از سنگهای معدن توسط حرارت ذوب وگداز مس
blasting machine
دستگاهی که برای منفجرکردن سنگهای معدنی جهت استخراج انها
quarry sap
مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
drags
کشیدن بزور کشیدن
drag
کشیدن بزور کشیدن
dragged
کشیدن بزور کشیدن
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
pull up
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
safflower
گل رنگ
[این گیاه صورت وحشی در کشورهای مختلف رشد می کند. در ایران در خراسان و تبریز وجود دارد. از گلبرگ ها رنگینه زرد استخراج می کنند.]
mask
یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
masks
یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
elicited
استخراج کردن استنباط کردن
elicit
استخراج کردن استنباط کردن
elicits
استخراج کردن استنباط کردن
eliciting
استخراج کردن استنباط کردن
exploits
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
efferent
بیرون بر
out
بیرون از
out-
بیرون از
outed
بیرون از
extra terrestrial
بیرون از
outside appearance
بیرون
outward bound
بیرون رو
forth
بیرون از
bakkat
به بیرون
abroad
بیرون
external
بیرون
externals
بیرون
out-of-
بیرون از
out of
بیرون از
from the outside
از بیرون
out
<adv.>
به بیرون
out door
بیرون
away
بیرون از
out
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
forth of
بیرون از
without
بیرون از
outdoor
بیرون
away
بیرون
from out of town
از بیرون
[از]
from outside
از بیرون
[از]
without
بیرون
outsides
بیرون
out
<adv.>
بیرون
outside
[of]
<adv.>
بیرون
[از]
off the track
بیرون
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com