Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English
Persian
underwrite policy
بیمه نامه را فهر نویسی کردن
Other Matches
valued policy
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
accomodation line
قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار وقتی با بیمه نامه های دیگری همراه است
policy
بیمه نامه ورقه بیمه
policies
بیمه نامه ورقه بیمه
insurance policies
بیمه نامه
insurance policy
بیمه نامه
policies
بیمه نامه
policy
بیمه نامه
open policy
بیمه نامه باز
comprehensive insurance policy
بیمه نامه جامع
floating policy
بیمه نامه متغیر
policy holder
دارنده بیمه نامه
mixed policy
بیمه نامه مختلط
covering note
بیمه نامه موقت
cover note
گواهی بیمه نامه
blanket policy
بیمه نامه کلی
open cover
بیمه نامه باز
cover note
بیمه نامه موقت
blanket policy
بیمه نامه جامع
bearer policy
بیمه نامه بدون نام
open policy
بیمه نامه قابل تغییر
all risk insurance policy
بیمه نامه تمام خطر
valued policy
بیمه نامه با ارزش معین
time policy
بیمه نامه مدت دار
agreed value policy
بیمه نامه با ارزش توافق شده
time policy
بیمه نامه دریایی با مدت محدود
unvalued policy
بیمه نامه ارزش گذاری نشده
accountable mail
پست یا نامه سفارشی و بیمه شده
blanket policy
بیمه نامه ایکه همه اقلام را در برمیگیرد
leetter writing
نامه نویسی انشا
they went to r. themselves
رفتند که نامه نویسی کنند
matricula
دفتر ثبت گواهی نامه نویسی
pastoralism
روش نامه نویسی اسقفی چوپانی
average clause
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
pourparley
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparler
جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
self insurance
بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
continuation clause
مادهای که درقرارداد بیمه ذکر گردیده وبراساس ان قراداد بیمه تمدیدمی گردد
excess loss cover
بیمه مجدد ان قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است
exclusion clause
مادهای از قرارداد بیمه که در ان مواردی که مشمول بیمه نمیگردد ذکر شده است
open policy
بیمه نامهای که در ان قیمت کالای بیمه شده معین نشده ودر وقت تلف شدن تعیین میشود
reassurances
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
reassurance
بیمه اتکایی بیمه ثانوی
assuring
بیمه کردن
assure
بیمه کردن
insure
بیمه کردن
assures
بیمه کردن
coinsure
بیمه اتکایی کردن
assures
بیمه کردن عمر
assure
بیمه کردن عمر
assuring
بیمه کردن عمر
reinsure
بیمه اتکایی کردن
reasure
دوباره بیمه کردن
reinsure
دوباره بیمه کردن
give someone one's word
<idiom>
قول دادن یا بیمه کردن
take out an insurance policy
قرارداد بیمه را منعقد کردن
indemnify
بیمه کردن جبران خسارت
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
post script
مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent
تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
cryptoparts
بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
procedure
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography
مختصر نویسی کوتاه نویسی
to register
[with a body]
اسم نویسی کردن
[خود را معرفی کردن]
[در اداره ای]
[اصطلاح رسمی]
modula
زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
to enroll
[American English]
خود را اسم نویسی کردن
[ثبت نام کردن ]
to sign up
قراردادی را امضا کردن
[اسم نویسی کردن]
assure
بیمه کردن مجاب کردن
assures
بیمه کردن مجاب کردن
assuring
بیمه کردن مجاب کردن
libel
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling
هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels
هجو نامه یا توهین نامه افترا
impanel
نام نویسی کردن
enter
نام نویسی کردن
registers
اسم نویسی کردن
enlistment
نام نویسی کردن
endorsed
پشت نویسی کردن
matriculated
نام نویسی کردن
type write
ماشین نویسی کردن
matriculates
نام نویسی کردن
indorse
فهر نویسی کردن
enters
نام نویسی کردن
enlistments
نام نویسی کردن
entered
نام نویسی کردن
endorse
پشت نویسی کردن
enlist
نام نویسی کردن
enlisting
نام نویسی کردن
indorsation
پشت نویسی کردن
enlists
نام نویسی کردن
indorse
پشت نویسی کردن
back
پشت نویسی کردن
endorse
فهر نویسی کردن
enroll
اسم نویسی کردن
endorsing
پشت نویسی کردن
endorses
فهر نویسی کردن
endorses
پشت نویسی کردن
endorsed
فهر نویسی کردن
to take notes of
خلاصه نویسی کردن از
matriculating
نام نویسی کردن
register
اسم نویسی کردن
backs
پشت نویسی کردن
registering
اسم نویسی کردن
matriculate
نام نویسی کردن
endorsing
فهر نویسی کردن
forth
نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
to register
نام نویسی کردن
[ثبت کردن ]
subscribing
پذیره نویسی کردن سهام
to check in
نام نویسی کردن
[هتل]
underwrote
پذیره نویسی صادر کردن
subscribed
پذیره نویسی کردن سهام
underwrites
پذیره نویسی صادر کردن
subscribes
پذیره نویسی کردن سهام
underwritten
پذیره نویسی صادر کردن
underwriting
پذیره نویسی صادر کردن
subscribe
پذیره نویسی کردن سهام
recruitment
تجدیدنیرو نام نویسی کردن
underwrite
پذیره نویسی صادر کردن
to enrol somebody at a school
کسی را در آموزشگاه ای نام نویسی کردن
to sign on
برای سربازی اسم نویسی کردن
check in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-ins
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in
نام نویسی کردن مراسم ورود
pamphleteers
جزوه نویس رساله نویسی کردن
pamphleteer
جزوه نویس رساله نویسی کردن
to enrol somebody
کسی را نام نویسی کردن
[ثبت نام کردن]
[درفهرست وارد کردن]
affidavits
شهادت نامه قسم نامه
certificate
رضایت نامه شهادت نامه
credential
گواهی نامه اعتبار نامه
written agreement
موافقت نامه پیمان نامه
certificates
رضایت نامه شهادت نامه
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
matriculated
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
to enrol
[oneself]
for a course
خود را برای دوره ای نام نویسی کردن
matriculate
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculating
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
matriculates
در دفتر دانشگاه یا دانشکده نام نویسی کردن
to reject
[refuse]
an application
درخواست نامه ای را رد کردن
bookings
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
zeroes
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zeros
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
zero
پاک کردن محتوای وسیله قابل برنامه نویسی
get a fix on something
<idiom>
نامه الکترونی دریافت کردن
guarantee
ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees
ضمانت نامه تضمین کردن
devise
تعبیه کردن وصیت نامه
devised
تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed
ضمانت نامه تضمین کردن
devising
تعبیه کردن وصیت نامه
devises
تعبیه کردن وصیت نامه
to a. letter
روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
to file a petition
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
subsequent filing
[application, documents]
ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
type front
نوعی روش تایپ کردن نامه ها
to file an application to somebody
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to give notice to quit
[one's residence]
لغو کردن اجاره نامه
[و ترک ساختمان]
to withdraw an application
صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
directives
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directive
دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
setl
زبان سطح بالا که برای اسان کردن برنامه نویسی الگوریتم طراحی شده است
billeting
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billets
پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
processor
کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
pl/m
زبان برنامه نویسی که برای برنامه ریزی کردن ریزکامپیوترها بکار می رود
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
enlists
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlist
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
enlisting
اسم نویسی کردن سربازگیری کردن سربازگیری
report program generator
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
compiled
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compile
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiles
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
compiling
برنامه کامپیوتری که به ارتباط بین عملوند ها برای بار کردن و کامپایل و اجرای زمان برنامه نویسی سطح بالا نیاز ندارد
pigenhole
کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
insurers
بیمه گر
insurance
بیمه
assurances
بیمه
assurance
بیمه
insurance permium
حق بیمه
insurance premium
حق بیمه
insurer, underwriter
بیمه گر
insurer
بیمه گر
cost,insurance,freight and exchange(cif&
بیمه
premium
حق بیمه
assurer
بیمه گر
premiums
حق بیمه
underwriter
بیمه گر
level premium
حق بیمه
insurance
حق بیمه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com