Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English
Persian
spectroscopy
بیناب نمایی
Search result with all words
spectroscopic binary
دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
Other Matches
spectrum
بیناب
spectrography
بیناب نگاری
spectrograph
بیناب نگار
spectrum analysis
تجزیه بیناب
spectroscope
بیناب نما
magnetic spectrograph
بیناب مغناطیسی
line spectrum
بیناب خطی
frequency spectrum
بیناب فرکانس
band spectrum
بیناب نواری
energy spectrum
بیناب انرژی
input spectrum
بیناب یا طیف اولیه
male protest
نر نمایی
seediness
بد نمایی
aberration
کج نمایی
exponential
نمایی
bimodal
دو نمایی
effeminacy
زن نمایی
shabbiness
نخ نمایی
modal
نمایی
squalidness
بد نمایی
modals
نمایی
unimodal
یک نمایی
squalidity
بد نمایی
transparence
پشت نمایی
stereoscopics
برجسته نمایی
grandiosity
بزرگ نمایی
holographic image
نمایی از شی سه بعدی
verisimilitude
راست نمایی
slow motion
کند نمایی
tokenism
نمونه نمایی
transparecy
پشت نمایی
exponential rate
نرخ نمایی
exponential function
تابع نمایی
exponential distribution
توزیع نمایی
exponential curve
منحنی نمایی
exponent bias
پیشقدر نمایی
illusionism
عمق نمایی
showiness
خود نمایی
sanctimony
مقدس نمایی
sanctimoniousness
مقدس نمایی
sightliness
خوش نمایی
saber rattling
قدرت نمایی
puppyhood
خود نمایی
puppydom
خود نمایی
spectroscopy
طیف نمایی
pretentiousness
خود نمایی
pearliness
مروارید نمایی
master stroke
هنر نمایی
masculine protest
نرینه نمایی
sanctified airs
مقدس نمایی
prewetting
پیش تر نمایی
maculation
ملوث نمایی
exhibitionism
عورت نمایی
illusionism
سه بعد نمایی
exponential rate
اهنگ نمایی
magnifications
بزرگ نمایی
grin
دندان نمایی
transparencies
پشت نمایی
magnifications
درشت نمایی
transparency
پشت نمایی
ostentation
خود نمایی
magnification
بزرگ نمایی
magnification
درشت نمایی
likelihood
درست نمایی
pleading
برهان نمایی
foreshortening
کوته نمایی
notoriety
انگشت نمایی
flare
خود نمایی
flares
خود نمایی
data display
داده نمایی
death feigning
مرده نمایی
playing dead
مرده نمایی
characterization
منش نمایی
boldfacing
درشت نمایی
dichroism
دو رنگ نمایی
grins
دندان نمایی
grinning
دندان نمایی
grinned
دندان نمایی
to cut a dash
خود نمایی کردن
characterising
منش نمایی کردن
characterize
منش نمایی کردن
characterized
منش نمایی کردن
characterizes
منش نمایی کردن
characterises
منش نمایی کردن
parading
خود نمایی کردن
parades
خود نمایی کردن
paraded
خود نمایی کردن
woolliness
پشم نمایی پرپشمی
parade
خود نمایی کردن
to prank out oneself
خود نمایی کردن
characterizing
منش نمایی کردن
characterised
منش نمایی کردن
ebullioscopy constant
ثابت غلیان نمایی
lateral magnifying power
درشت نمایی جانبی
likelihood ratio
بهر درست نمایی
magnification factor
عامل درشت نمایی
maximum liklihood
درست نمایی بیشینه
circular dischroism
دو رنگ نمایی دورانی
masterstroke
هنر نمایی شاهکار
prink
خود نمایی کردن
direction indicator
دستگاه جهت نمایی
masterstrokes
هنر نمایی شاهکار
floating point calculation
محاسبات اعداد نمایی یا علمی
perspective
عمق نمایی چشم انداز
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
powered
درشت نمایی قدرت دوربین
powering
درشت نمایی قدرت دوربین
power
درشت نمایی قدرت دوربین
perspectives
عمق نمایی چشم انداز
powers
درشت نمایی قدرت دوربین
magnifications
بزرگ سازی درشت نمایی
magnification
بزرگ سازی درشت نمایی
maximum likelihood method
روش حداکثر درست نمایی
panchromatic emulsion
امولسیون تمام رنگ نمایی
resolution
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
resolutions
قدرت تفکیک اجزا یا درشت نمایی
pedantic
وابسته به عالم نمایی وفضل فروشی
sandbar
جزیره نمایی که دردهانه رودخانه یا بندر گاه باشد
hypsographic map
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
animation
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
animations
ایجاد نمایی از حرکت با نمایش مجموعهای از تصاویر مختلف روی صفحه نمایش
hypsometric diagram
طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
cheneau
[ناودان با نیم نمایی از قرنیز پیچ در پیچ]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com