Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
emissivity
تابش نسبی
Other Matches
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
glinted
تابش
glint
تابش
erythema
تابش
eradiation
تابش
radiation of heat
تابش
effulgence
تابش
emissions
تابش
emission
تابش
effulge
تابش
total radiation
تابش کل
glinting
تابش
glints
تابش
radioactivity
تابش
irradiation
تابش
brilliance
تابش
shines
تابش
fulgency
تابش
shine
تابش
radiational
تابش
glows
تابش
isodose
هم تابش
glowed
تابش
glow
تابش
lustre
تابش
glitters
تابش
phosphorogenic
تابش زا
radiation
تابش
glitter
تابش
glittered
تابش
coruscation
تابش
comparatives
نسبی
comparative
نسبی
relative
نسبی
respective
نسبی
proportional
نسبی
proportional limit
حد نسبی
self relative
نسبی
relative humidity
نم نسبی
consanguineous
نسبی
relative code
کد نسبی
angle of reflection
زاویه تابش
candescent
تابش یاگرما
radiation pattern
الگوی تابش
anneal
پخت تابش
heat radiation
تابش گرما
cosmic radiation
تابش کیهانی
radiation laws
قوانین تابش
incidence plane
صفحه تابش
plane of incidence
صفحه تابش
radiation loss
گمگشتگی تابش
bolometri
تابش سنجی
incidence angle
زاویه تابش
annihilation radiation
تابش نابودی
primary cosmic rays
تابش کیهانی
radiometer
تابش سنج
background radiation
تابش زمینه
exciting radiation
تابش برانگیزاننده
black light
تابش فرابنفش
energy radiation
تابش انرژی
electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی
angle of incidence
زاویه تابش
polarized radiation
تابش قطبیده
irradiates
تابش دادن
irradiated
تابش دادن
irradiate
تابش دادن
soaking
تابش متعادل
soft radiation
تابش نرم
solarization
تابش افتاب
flashes
تابش انی
flashed
تابش انی
flash
تابش انی
fluorescence
تابش ماهتابی
thermal emission
تابش حرارتی
thermal radiation
تابش حرارتی
sunshine
تابش افتاب
ultraviolet radiation
تابش فرابنفش
irradiation
تابش دهی
visible radiation
تابش مرئی
wave radiation
تابش موج
irradiating
تابش دادن
lustreer
تابش فروزندگی
cosmic rays
تابش کیهانی
irradiancy
درخشندگی تابش
irradiance
درخشندگی تابش
shine
فروغ تابش
radiation efficiency
راندمان تابش
radiation field
میدان تابش
radiation hazard
گزند تابش
radiation intensity
شدت تابش
shines
فروغ تابش
spectrum
گستره تابش
radiant intensity
شدت تابش
sheen
تابش برق
radiation constants
ثابتهای تابش
radiation density
تراکم تابش
comparative advantage
مزیت نسبی
proportional tax
مالیات نسبی
persons related to another by parentage
اقارب نسبی
relative compaction
تراکم نسبی
relative density
چگالی نسبی
relative bearing
جهت نسبی
relative bearing
گرای نسبی
relationship by bood
قرابت نسبی
proportional liability partnership
شرکت نسبی
relative address
نشانی نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative term
لفظ نسبی
relative solvation
حلالپوشی نسبی
relative solubility
انحلالپذیری نسبی
relative prices
قیمتهای نسبی
relative precision
دقت نسبی
relative permitivity
گذردهی نسبی
relative permeability
نفوذپذیری نسبی
relative nullity
بطلان نسبی
relative value
مقدار نسبی
relative velocity
سرعت نسبی
proportional representation
انتخابات نسبی
whole blood
قرابت نسبی
stranger in blood
غیر نسبی
sib
منسوب نسبی
self relative address
نشانی نسبی
sanguinity
قرابت نسبی
relativism
نسبی نگری
relativeness
نسبی بودن
relative wind
باد نسبی
relative viscosity
گرانروی نسبی
relative movement
حرکت نسبی
relative motion
حرکت نسبی
relative humidity
رطوبت نسبی
relative harmonic content
مانده نسبی
relative frequency
بسامد نسبی
relative error
خطای نسبی
relative dispersion
پراکندگی نسبی
relative density
دانسیته نسبی
relative minimum
حداقل نسبی
relative minimum
می نیمم نسبی
relative maximum
حداکثر نسبی
relative maximum
ماکزیمم نسبی
relative majority
اکثریت نسبی
relative location
ترتیب نسبی
relative jurisdiction
صلاحیت نسبی
relative income
درامد نسبی
relative importance
اهمیت نسبی
persons related to another by descent
اقارب نسبی
relative
خودی نسبی
comparative advantage
برتری نسبی
specific gravity
چگالی نسبی
relativity
فرضیه نسبی
specific gravities
چگالی نسبی
ipsative score
نمره نسبی
ipsative scale
مقیاس نسبی
distortion factor
مانده نسبی
genealogical
نسبی شجرهای
blood relationship
خویشاوندی نسبی
blood relationship
قرابت نسبی
relationship by blood
خویشاوندی نسبی
comparative costs
هزینههای نسبی
comparative cover
پوشش نسبی
consanguinity
قرابت نسبی
fractional error
خطای نسبی
relationship by blood
قرابت نسبی
flame
مشتعل شدن تابش
flames
مشتعل شدن تابش
glowed
التهاب تابش گداختگی
blackbody radiation
تابش جسم سیاه
ionizing radiation
تابش یون ساز
continuous background radiation
تابش زمینهای پیوسته
opalescence
تابش قوس و قزحی
glows
التهاب تابش گداختگی
bolometric magnitude
قدر تابش سنجی
hard radiation
تابش یا پرتو سخت
planck's radiation law
قانون تابش پلانک
kirchhoff radiation law
قانون تابش کیرشهف
glow
التهاب تابش گداختگی
ionizing radiation
تابش یونیزه کننده
net radiation factor
ضریب تابش خالص
near ultraviolet radiation
تابش فرابنفش نزدیک
radiation of heat
انتقال گرمابوسیله تابش
polarized electromagnetic radiation
تابش الکترومغناطیسی قطبیده
strains
افزایش طول نسبی
strains
تغییر شکل نسبی
strain
افزایش طول نسبی
strain
تغییر شکل نسبی
a matter of relative importance
موضوعی با اهمیت نسبی
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
relativity of knowledge
نسبی بودن دانش
relativize
بصورت نسبی در اوردن
relative value of pieces
ارزش نسبی سوارها
relative supersaturation
ابر سیری نسبی
relative refractory period
دوره بی پاسخی نسبی
sound level
شدت نسبی صوت
true air speed
سرعت نسبی هواپیما
relative bearing
سمت نسبی ناو
of relative importance
دارای اهمیت نسبی
purchasing power parity
نرخ نسبی مبادله
relative coding
برنامه نویسی نسبی
relative coding
برنامه نویس نسبی
relative coordinate system
دستگاه مختصات نسبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com