English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
capitalization تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
Other Matches
over capitalised براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
capital agglomeration تجمع سرمایه
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
capital stock سهام سرمایه سهامی که به عنوان سرمایه به شرکت اورده میشود
capital consumption allowance کسر مصرف سرمایه مترادف با استهلاک سرمایه
liquidity trap سرمایه گذاری بسیار کم بوده و سرمایه گذاران ترجیح میدهند که دارائیهای خود رابه شکل پول نقد نگاه دارند
disinvestment سرمایه گذاری منفی سرمایه برداری
multiplier principle اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
financier سرمایه دار سرمایه گذار
financiers سرمایه دار سرمایه گذار
capital gain منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
residential investments سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
desired investment سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
cooperative scorer بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
marginal utility of capital مطلوبیت نهائی سرمایه فایده نهائی سرمایه
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
registered capital سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
capital program برنامه سرمایه گذاری برنامه تولید سرمایه
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
fund سرمایه گذاری کردن
funded سرمایه گذاری کردن
invest سرمایه گذاری کردن
capitalized سرمایه جمع کردن
invests سرمایه گذاری کردن
capitalizes سرمایه جمع کردن
deposit سرمایه گذاری کردن
capitalizing سرمایه جمع کردن
invested سرمایه گذاری کردن
deposits سرمایه گذاری کردن
capitalize سرمایه جمع کردن
capitalised سرمایه جمع کردن
capitalises سرمایه جمع کردن
investing سرمایه گذاری کردن
capitalising سرمایه جمع کردن
overcapitalize بیش از حد سرمایه گذاری کردن
recapitalize سرمایه گذاری مجدد کردن
deeping of capital عمق پیدا کردن سرمایه
To put money into somethings. درکاری پول ریختن (سرمایه گذاری کردن )
finances درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finance درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
financed درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
pools ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pool ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
pooled ائتلاف کردن سرمایه گذاری مشترک ومساوی کردن
invest منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
investing منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invests منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
invested منصوب کردن اعطاء کردن سرمایه گذاردن
to boondoggle [American English] پول و وقت تلف کردن [برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
intensive cultivation اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
funded سرمایه
capital سرمایه
capital intensive سرمایه بر
equity سرمایه
asset سرمایه
fund سرمایه
equities سرمایه
turn over سرمایه
capital requirement نیاز سرمایه
capital structure بنیان سرمایه
return of capital بازده سرمایه
capital value ارزش سرمایه
invests سرمایه گذاشتن
liquid capital سرمایه نقدی
liquid capital سرمایه راکد
stock سهام سرمایه
stocked سهام سرمایه
investment سرمایه گذاری
mobility of capital تحرک سرمایه
capital stock موجودی سرمایه
capital theory نظریه سرمایه
joint stock سرمایه مشترک
capital reserve ذخیره سرمایه
bankroll سرمایه بانک
finance سرمایه گذاری
enterprise سرمایه گذاری
tycoon سرمایه گذارمهم
financed سرمایه گذاری
tycoons سرمایه گذارمهم
finances سرمایه گذاری
financing سرمایه گذاری
capital stock حجم سرمایه
capitalism سرمایه گرایی
capital tax مالیات بر سرمایه
capital reserve اندوخته سرمایه
capital transfers انتقالات سرمایه
return on capital بازدهی سرمایه
capital turnover گردش سرمایه
capitalism سرمایه داری
capital structure ساخت سرمایه
capital building سرمایه سازی
capital exports صادرات سرمایه
capital flight فرار سرمایه
capital flow جریان سرمایه
capital flow انتقال سرمایه
capital formation تشکیل سرمایه
capital fund وجوه سرمایه
trading capital سرمایه در گردش
operating capital سرمایه در گردش
capital in cash سرمایه نقدی
capital inflow ورود سرمایه
capital intensive سرمایه طلب
capital appropiation تخصیص سرمایه
capital depreciation استهلاک سرمایه
capital charges هزینههای سرمایه
capital coefficient ضریب سرمایه
enterprises سرمایه گذاری
capital constraint محدودیت سرمایه
capital construction ساختمان سرمایه
capital consuming سرمایه طلب
capital augmenting سرمایه افزا
capital consumption مصرف سرمایه
physical capital سرمایه غیرپولی
capital cost هزینه سرمایه
cost of capital هزینه سرمایه
capital creation ایجاد سرمایه
capital asset سرمایه ثابت
nominal capital سرمایه اسمی
capital gains سود سرمایه
capital intensive technique فن تولید سرمایه بر
capital levy مالیات بر سرمایه
real capital سرمایه واقعی
capital liability بدهی سرمایه
capital loss زیان سرمایه
replacement capital سرمایه جایگزینی
replacement capital سرمایه جانشینی
capital market بازار سرمایه
reserve fund سرمایه احتیاطی
capital movement حرکت سرمایه
capital outflow خروج سرمایه
out flow of capital خروج سرمایه
working capital سرمایه در گردش
capital accumulation تراکم سرمایه
capital accumulation انباشت سرمایه
capital account حساب سرمایه
quantity of capital مقدار سرمایه
national capital سرمایه ملی
capitalist سرمایه دار
capitalist سرمایه گرای
money capital سرمایه پولی
capitalists سرمایه دار
capitalists سرمایه گرای
capital paid in ذخیره سرمایه
social capital سرمایه اجتماعی
physical capital سرمایه فیزیکی
circulating capital سرمایه در گردش
circulation capital سرمایه در گردش
equity investment مشارکت در سرمایه
yield of capital بازده سرمایه
accumulation of capital انباشت سرمایه
working capacity سرمایه جاری
working asset سرمایه کار
disinvestment کاهش سرمایه
disinvestment اتلاف سرمایه
fund موجودی سرمایه
financial capital سرمایه مالی
investors سرمایه گذار
an idel capital سرمایه بیکار
fluid capital سرمایه متحرک
fluid capital سرمایه سیال
floating capital سرمایه متحرک
flight of capital مهاجرت سرمایه
flight of capital فرار سرمایه
circulating capital سرمایه در جریان
fixed property سرمایه ثابت
fixed capital سرمایه ثابت
consolidated fund سرمایه ذخیره
constant capital سرمایه ثابت
trust fund سرمایه امانی
invest سرمایه گذاری
usance سود سرمایه
unfunded بدون سرمایه
invest سرمایه گذاشتن
invested سرمایه گذاری
invested سرمایه گذاشتن
transfer of capital انتقال سرمایه
investing سرمایه گذاری
investing سرمایه گذاشتن
accumulation of capital تراکم سرمایه
consumer capital سرمایه مصرفی
funded موجودی سرمایه
accumulated capital سرمایه متراکم
widening of capital گسترش سرمایه
invests سرمایه گذاری
capitalization سرمایه سازی
opening capital سرمایه اولیه
cash capital سرمایه نقدی
initial capital سرمایه اولیه
anti capitalist ضد سرمایه داری
human capital سرمایه انسانی
investments سرمایه گذاری
capitalization سرمایه گذاری
intellectual capital سرمایه فکری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com