Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
decimalize
تبدیل کردن به سیستم دهدهی
Other Matches
decimalization
تبدیل به سیستم دهدهی
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
binary to decimal conversion
تبدیل دودوئی به دهدهی
decimal to binary conversion
تبدیل دهدهی به دودوئی
decimal to hexadecimal conversion
تبدیل دهدهی به شانزده شانزدهی
decimal to octal conversion
تبدیل دهدهی به هشت هشتی
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
decimals
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal system
سیستم دهدهی
decimal number system
سیستم اعداد دهدهی
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
decimal
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
decimals
ریاضیات و نمایش اعداد با استفاده از سیستم دهدهی
fox
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
binary coded decimal
سیستم کدگذاری در کامپیوترکه در ان همه ارقام دهدهی توسط گروه 4 تائی از 0 و 1ها نمایش داده میشود اعداد اعشاری با کد دودوئی
computerization
عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
dogs
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dog
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogging
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
command.com
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
aided matching
سیستم تبدیل عناصر تیر توپ
decimals
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
decimal
تبدیل یک عدد دهدهی بر پایه ده به یک عدد دودویی بر پایه دو
encrypt
تبدیل متن به حالت امن با استفاده از سیستم رمز گذار
encipher
تبدیل متعلق به کد محافظت شده توسط سیستم رمز گذار
normalising
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalizes
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalize
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalised
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
normalises
تبدیل داده به صورتی که توسط سیستم کامپیوتری مشخص قابل خواندن باشد
asterisks
پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
asterisk
پر کردن محل دهدهی خالی با علامت *
importing
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
imported
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
conversion
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
Windows GDI
مجموعه ابزارهای نرم افزاری از تبدیل تعریف ویندوز API که نوشتن برنامه برای برنامه نویس را ساده تر میکند که تحت سیستم عامل ویندوز کار خواهد کرد
BAT file extension
مشخصه استاندارد سه حرفی فایل در سیستم -MS DOS برای مشخص کردن فایل دستهای فایل متن حاوی دستورات سیستم
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
totalitarianize
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
decimal
دهدهی
decimal code
کد دهدهی
decimals
دهدهی
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
to transform
[into]
تبدیل کردن
[به]
transforms
تبدیل کردن
transrorm
تبدیل کردن
convert
تبدیل کردن
transform
تبدیل کردن
to turn something into something
تبدیل کردن به
to convert something into something
تبدیل کردن به
converts
تبدیل کردن
converting
تبدیل کردن
transformed
تبدیل کردن
converted
تبدیل کردن
transforming
تبدیل کردن
transmuting
تبدیل کردن
commute
تبدیل کردن
transmuted
تبدیل کردن
commuted
تبدیل کردن
transmute
تبدیل کردن
commutes
تبدیل کردن
commuting
تبدیل کردن
transmutes
تبدیل کردن
redeploy
[staff]
تبدیل کردن
reset
تبدیل کردن
toggle
تبدیل کردن
turn
تبدیل کردن
toggles
تبدیل کردن
reducing
تبدیل کردن
gear level
تبدیل کردن
reduces
تبدیل کردن
reduce
تبدیل کردن
convert
تبدیل کردن
turns
تبدیل کردن
scorify
تبدیل به کف کردن
transact
تبدیل کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
packed decimal
دهدهی فشرده
nine's complement
مکمل دهدهی
complements
مکمل دهدهی
decimal numeral
رقم دهدهی
complementing
مکمل دهدهی
complemented
مکمل دهدهی
complement
مکمل دهدهی
decimal number
عدد دهدهی
decimal notation
نمادسازی دهدهی
decimal coinage
مسکوکات دهدهی
decimal digit
رقم دهدهی
sugar
تبدیل به شکر کردن
phosphatize
تبدیل به فسفات کردن
incineration
تبدیل بخاکستر کردن
provincialize
تبدیل باستان کردن
sugars
تبدیل به شکر کردن
scorify
تبدیل به تفاله کردن
saponify
تبدیل بصابون کردن
prosify
تبدیل به نثر کردن
peptonize
تبدیل به پپتن کردن
stencilize
تبدیل به استنسیل کردن
capitalizing
تبدیل بسرمایه کردن
ozonize
تبدیل به ازن کردن
realizes
تبدیل به پول کردن
realizing
تبدیل به پول کردن
forests
تبدیل به جنگل کردن
forest
تبدیل به جنگل کردن
realize
تبدیل به پول کردن
structuralize
تبدیل به ساختمان کردن
salify
تبدیل به نمک کردن
capitalised
تبدیل بسرمایه کردن
lever
تبدیل به اهرم کردن
levers
تبدیل به اهرم کردن
reify
تبدیل بماده کردن
capitalize
تبدیل بسرمایه کردن
pustulate
تبدیل به کورک کردن
acetify
تبدیل به سرکه کردن
to change to the better
تبدیل به احسن کردن
nitrates
به نیترات تبدیل کردن
nitrate
به نیترات تبدیل کردن
aerify
تبدیل به هوا کردن
realised
تبدیل به پول کردن
cokes
تبدیل به زغال کردن
capitalises
تبدیل بسرمایه کردن
capitalising
تبدیل بسرمایه کردن
capitalized
تبدیل بسرمایه کردن
capitalizes
تبدیل بسرمایه کردن
realising
تبدیل به پول کردن
porcelainize
تبدیل بچینی کردن
coke
تبدیل به زغال کردن
realises
تبدیل به پول کردن
realized
تبدیل به پول کردن
saccharify
تبدیل به قند کردن
agglutinate
تبدیل به چسب کردن
ionize
تبدیل به یون کردن
gorgonize
تبدیل بسنگ کردن
verbalized
تبدیل به فعل کردن
verbalises
تبدیل به فعل کردن
verbalising
تبدیل به فعل کردن
verbalize
تبدیل به فعل کردن
verbalizes
تبدیل به فعل کردن
compartmentalised
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalises
تبدیل به اجزا کردن
verbalizing
تبدیل به فعل کردن
compartmentalising
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalize
تبدیل به اجزا کردن
surrenders
پس گرفتن و تبدیل کردن
compartmentalized
تبدیل به اجزا کردن
marmarize
تبدیل بمرمر کردن
compartmentalizes
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizing
تبدیل به اجزا کردن
interchange energy
تبدیل کردن انرژی
fluidize
تبدیل به مایع کردن
liquation
تبدیل باب کردن
verbalised
تبدیل به فعل کردن
vitriolize
تبدیل به زاج کردن
surrendered
پس گرفتن و تبدیل کردن
surrender
پس گرفتن و تبدیل کردن
hypostatize
تبدیل بماده کردن
lapidify
تبدیل به سنگ کردن
etherify
تبدیل به اتر کردن
gasification
تبدیل کردن بگاز
nitrogenize
تبدیل به ازت کردن
charr
تبدیل به زغال کردن
nebulize
تبدیل به ذرات کردن
versify
تبدیل بنظم کردن
lignify
تبدیل به چوب کردن
chars
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
afforest
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
char
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
charring
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
coded decimal
رقم دهدهی رمزی
decimals
رقم دهدهی اعشاری
decimal notation
نشان گذاری دهدهی
decimal digit
ارقام دستگاه دهدهی
decimal
رقم دهدهی اعشاری
k
0001 در نمایش دهدهی
repeating decimal number
عدد دهدهی تکراری
binary coded decimal
دهدهی به رمز دودویی
decades
دوره ده ساله دهدهی
decade
دوره ده ساله دهدهی
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com