English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (8 milliseconds)
English Persian
ancillary equipment تجهیزات پیرامونی
Other Matches
peripheral پیرامونی
accessory پیرامونی
circumferential پیرامونی
peripheral highway [American E] شاهراه پیرامونی
peripheral nerves اعصاب پیرامونی
circumferential stress تنش پیرامونی
space charge بار پیرامونی
peripheral road [British E] شاهراه پیرامونی
space charge density چگالی بار پیرامونی
space charge limited current state رژیم بار پیرامونی
adopted types انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
foreign military sales فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
rigs تجهیزات
rigged تجهیزات
rig تجهیزات
materiel تجهیزات
equipments تجهیزات
acoutrement تجهیزات
accouterments تجهیزات
accouterment تجهیزات
devices تجهیزات
device تجهیزات
parroting تجهیزات ای اف اف
parroted تجهیزات ای اف اف
parrot تجهیزات ای اف اف
parrots تجهیزات ای اف اف
fixture تجهیزات
transfer equipment تجهیزات
equipment تجهیزات
instrumentation تجهیزات
appliance تجهیزات
appliances تجهیزات
critical materials تجهیزات مهم
cryptoequipment تجهیزات رمز
handling equipment تجهیزات بار
garage equipment تجهیزات گاراژ
electric equipment تجهیزات الکتریکی
extra equipment تجهیزات اضافی
outfit تجهیزات حفاری
equipment logbook دفتر تجهیزات
protective equipment تجهیزات حفافتی
peripheral equipment تجهیزات جنبی
radar equipment تجهیزات رادار
standby equipment تجهیزات جانشینی
output equipment تجهیزات خروجی
mechanical equipment تجهیزات مکانیکی
switching device تجهیزات سوئیچینگ
technical equipment تجهیزات فنی
telephone equipment تجهیزات تلفن
turning attachment تجهیزات تراشکاری
machine equipment تجهیزات ماشین
ventilating equipment تجهیزات تهویه
war material تجهیزات جنگی
individual aquipment تجهیزات انفرادی
illuminating device تجهیزات روشنایی
capital equipments تجهیزات سرمایهای
auxiliary equipment تجهیزات کمکی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
plants تجهیزات کارگاه
plant تجهیزات کارگاه
mobilization تجهیزات قوا
ancillary equipment تجهیزات جانبی
outfits تجهیزات حفاری
ancillary equipment تجهیزات اضافی
accessory equipment تجهیزات یدکی
mold making equipment تجهیزات قالب سازی
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
measuring device تجهیزات اندازه گیری
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
ingot conveying device تجهیزات انتقال شمش
accoutre با تجهیزات اماده نمودن
induction melting equipment تجهیزات ذوب القائی
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
nitriting equipment تجهیزات ازت دهی
oil reclamation equipment تجهیزات احیا روغن
arsenal ساختمان تجهیزات نظامی
x ray equipment تجهیزات اشعه رونتگن
table of organization and equipment (toe جدول سازمان و تجهیزات
panoply تجهیزات و ارایش کامل
producer durable equipment تجهیزات با دوام تولیدی
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
plant records امار تجهیزات کارگاه
shuttle بردن افرادو تجهیزات
shuttled بردن افرادو تجهیزات
pattern milling attachment تجهیزات فرز مدل
paint spraying equipment تجهیزات رنگ پاشی
shuttles بردن افرادو تجهیزات
original equipment manufacturer سازنده تجهیزات اصلی
honing equipment تجهیزات سنگ زنی
emergency brake equipment تجهیزات ترمز اضطراری
die sinking attachment تجهیزات فرز حدیده
basic end item تجهیزات ووسایل اولیه
data terminal equipment تجهیزات ترمینال داده
data communications equipment تجهیزات ارتباطات داده ها
core blowing equipment تجهیزات دمیدن هسته
equipment logbook دفترچه خدمتی تجهیزات
cam turning attachment تجهیزات تراش بادامک
defense articles اماد و تجهیزات دفاعی
forming attachment تجهیزات تراش پروفیل
grinding attachment تجهیزات سنگ سمباده
well-appointed دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
deadlined equipment لوازم و تجهیزات از کار افتاده
component end item قطعات و اقلام تجهیزات عمده
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
cam grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قوسی
unisys یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
assets ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
honeywell یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
dead storage انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
back drilling attachment تجهیزات سوراخ کردن از پشت
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
integrated revision بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
friendly interface ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
motorola سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
cutter grinding attachment تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
equipment تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
aircraft role equipment تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweak تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
tweaks تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaking تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaked تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
trigraph حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
radio sheck یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
footprint شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
footprints شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
downtime پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
so علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
power house building ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
decus Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
pcm تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
foreign excess تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
fallout خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundle بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
collimate تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
beach gear وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
claimant agency شعبه کارپردازی شعبه تعیین امادو تجهیزات عمومی ارتش
serviceability criteria وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل
two way telephone equipment تجهیزات مکالمه متقابل تاسیسات مکالمه تلفنی
electronic office محل تجهیزات الکترونیکی دفتر الکترونیکی
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
oem Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
plug compatible manufacurer شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
cryptoancillary equipment وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com