English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English Persian
overdischarge of battery تخلیه فرساینده باتری
Other Matches
local action تخلیه موضعی باتری
total discharge تخلیه الکتریکی عمیق [در باتری]
wearing فرساینده
NiCad نوعی باتری قابل شارژ در laptop که با باتری Nimh جایگزین شده است
to jump-start an engine موتوری را با کابل باتری به باتری روشن کردن
gruelling خسته کننده فرساینده
grueling خسته کننده فرساینده
booster cable [jumper cable] کابل باتری به باتری [اتومبیل رانی ]
attrition minefield میدان مین فرساینده دریایی
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
NiMH نوعی باتری قابل شارژ در laptop که امکان شارژ شدن بهتر از باتری Nicad دارد. شارژ آن سریع تر است و نگران حافظه نیست
clearing تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings تخلیه محل تخلیه بیماران
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
aeromedical unit یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
batteries باتری
charger باتری پر کن
chargers باتری پر کن
battery copper مس باتری
battery charging rectifier باتری پر کن
h.t. battery باتری ب
battery water اب باتری
battery charger باتری پر کن
b battery باتری ب
storage cell باتری
heater battery باتری ا
c battey باتری سی
filament battery باتری ا
battery باتری
h.b. battery باتری ا
battery filler سرنگ باتری
batterty cover سرپوش باتری
battery electrolyte الکترولیت باتری
battery charging rheostat رئوستای باتری پر کن
battery cradle کلاف باتری
battery current برق باتری
battery electrode الکترود باتری
solution of battery الکترولیت باتری
discharger for battery باتری خالی کن
battery discharger باتری خالی کن
storage cell پیل باتری
storage battery باتری بارشدنی
starting battery باتری استارت
standby battery باتری اضطراری
stand by battery باتری یدکی
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
battery acid اسید باتری
b. eliminator جانشین باتری ب
automobile battery باتری اتومبیل
alkaline battery باتری قلیایی
nickel iron battery باتری ادیسن
plante cell باتری پلانته
pillar post of battery ستون باتری
air cell a battery باتری رادیو
battery ammeter امپرسنج باتری
battery box جعبه باتری
battery capacity فرفیت باتری
battery charging cable کابل باتری پر کن
secondary cell پیل باتری
battery cell پیل باتری
secondary battery پیل باتری
battery case جعبه باتری
battery carrier شاسی باتری
battery carbon زغال باتری
acummulator battery باتری بارشدنی
rechargeable battery باتری بارشدنی
sediment درد باتری
impurities in battery ناخالصیهای باتری
cell cover درپوش باتری
lighting battery باتری روشنایی
ignition battery باتری استارت
burning rack قاب باتری
polarization پلاریزاسیون باتری
battery voltage ولتاژ باتری
battery vise گیره باتری
battery turntable میز باتری
battery terminal قطب باتری
secondary battery باتری بارشدنی
sediments درد باتری
dry battery باتری خشک
dry storage battery باتری ژلاتینی
edison باتری ادیسن
floating battery باتری ذخیره
gelatine battery باتری ژلاتینی
gelatine battery باتری خشک
gravity battery باتری وزنی
grid of a battery شبکه باتری
battery solution محلول باتری
battery syringe سرنگ باتری
storage battery باتری انبارهای
battery insulator عایق باتری
battery liquid مایع باتری
battery insulator میانگیر باتری
battery isolator لایی باتری
voltaic battery باتری ولتایی
battery jar فرف باتری
isolator for battery plate لایی باتری
battery liquid الکترولیت باتری
battery hold down میانگیردار باتری
battery receiver رادیو باتری
battery polarization قطبش باتری
battery plate صفحه باتری
battery paint رنگ باتری
hold down for batteryseparator میانگیردار باتری
battery oven کوره باتری
battery mounting پایه باتری
pasted plate صفحه باتری خمیری
faure plate صفحه باتری خمیری
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
ampere hour efficiency of storage batter بازده باتری انبارهای
dry storage battery باتری انبارهای خشک
battery hydrometer چگالی سنج باتری
area of battery plate سطح صفحه باتری
battery still دیگ تقطیر باتری
battery steamer کوره باتری بخاری
battery connector رابط پیل باتری
cell tester ولت سنج باتری
cementation سیمانی شدن باتری
lead acid battery باتری سرب- اسید
battery jar spacer لایی فرف باتری
carbon battery plate صفحه باتری کربنی
idle voltage of battery ولتاژ هرز باتری
closed circuit battery باتری با مدار بسته
heater battery باتری گرم کننده
hardened battery plate صفحه باتری سخت
group of battery plates دسته صفحات باتری
battery resistance مقدار مقاومت باتری
cell connector رابط پیل باتری
cutout relay رله باتری پرکن
discharge خالی کردن باتری
battery که یک باتری پشتیبان دارد
batteries که یک باتری پشتیبان دارد
reversed battery plate صفحه باتری معکوس
back که یک باتری پشتیبان دارد
backs که یک باتری پشتیبان دارد
universal receiver رادیو برق و باتری
twenty four hour charge rate امپر مجاز باتری
train lighting battery باتری روشنایی ترن
thin plate battery باتری صفحه نازک
shedding of battery plate ریزش صفحه باتری
separator میان گیر باتری
overfilling of battery سرشار کردن باتری
to charge the battery باتری را بار کردن
plante battery plate صفحه باتری پلانته
plate press پرس صفحه باتری
plate puller انبر صفحه باتری
plunge battery باتری با الکترد شناور
porosity of battery plate تخلخل صفحه باتری
The battery is dead. باتری تمام شده است.
The battery is discharged (emptied). باتری خالی شده است.
forming of battery plates اماده سازی صفحات باتری
The battery is dead. باتری خالی شده است.
accumulator باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
glass separator میان گیر شیشهای باتری
power pack باتری [مهندسی برق یا الکترونیک]
low tension battery باتری فشار ضعیف رادیو
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
replenishing شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenish شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenishes شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
replenished شارژکردن مجدد باتری با الکتریسیته
cathodes ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
The engine runs by a battery. این موتور با باتری کار می کند.
cathode ترمینال الکتریکی منفی یک وسیله یا باتری
battery استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
batteries استفاده از باتری برای وسایل با حافظه قرار
exhausts تخلیه
exhaust تخلیه
discharges تخلیه
disembarkation تخلیه
discharged تخلیه
unloading تخلیه
discharge تخلیه
LSD تخلیه
landing, storage, delivery تخلیه
emptying تخلیه
depletion تخلیه
evacuating تخلیه
evacuated تخلیه
unstuffing تخلیه
stripping تخلیه
evacuates تخلیه
evacuate تخلیه
evacuation تخلیه
invisible مداری که تامین کننده منبع جریان متناوب است از باتری DC
luggable کامپیوتر شخصی قابل حمل که باتری اش معمولا تمام نمیشود.
dry cell battery باتری ای که قابل شارژ مجدد نیست مقایسه شودباRechergeable Battery
oscillating discharge تخلیه مواج
ozone depletion تخلیه اوزون
non self maintained discharge تخلیه وابسته
flaming discharge تخلیه مشتعل
discharging wharf اسکله تخلیه
glow discharge تخلیه تابناک
glow discharge تخلیه تابنده
discharging berth اسکله تخلیه
discharge velocity سرعت تخلیه
electrical discharge تخلیه برقی
discharge voltage ولتاژ تخلیه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com