Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English
Persian
nuclear configuration
ترکیب هستهای
Search result with all words
fusion
عمل ترکیب هستهای
fusions
عمل ترکیب هستهای
Other Matches
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomerous
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomer
جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
composition
ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions
ترکیب یکان ترکیب رزمی
nuclear strike
تک هستهای
mononuclear
یک هستهای
nuclear
هستهای
potential barrier
سد هستهای
atomic
هستهای
nuclear fusion
گداز هستهای
nuclear fusion
گداخت هستهای
core storage
انباره هستهای
necleo synthesis
سنتز هستهای
nuclear forces
نیروهای هستهای
nuclear reaction
واکنش هستهای
nuclear reaction
فرایند هستهای
fusions
جوش هستهای
nuclear fusion
ذوب هستهای
nuclear energy
انرژی هستهای
nuclear power
انرژی هستهای
nucleonics
فیزیک هستهای
fission reactor
واکنشگاه هستهای
nuclear transformation
تبدیل هستهای
mononuclear
سلول یک هستهای
core memory
حافظه هستهای
fission bomb
بمب هستهای
nuclear structure
ساختار هستهای
transmutation
تبدیل هستهای
nuclear radiation
تشعشع هستهای
nuclear technology
تکنولوژی هستهای
nuclear electricity
الکتریسیته هستهای
nuclear number
عدد هستهای
nuclear pile
پیل هستهای
nuclear engineering
تکنولوژی هستهای
nuclear chemistry
شیمی هستهای
fusion
جوش هستهای
nuclear family
خانواده هستهای
nuclear corrosion
فرسایش هستهای
nuclear detector
اشکارساز هستهای
nuclear fission
انشقاق هستهای
nuclear fission
شکافت هستهای
nuclear families
خانواده هستهای
nuclear power station
نیروگاه هستهای
nuclear reactors
واکنشگاه هستهای
nuclear reactors
راکتور هستهای
nuclear reactor
واکنشگاه هستهای
nuclear reactor
راکتور هستهای
thermonuclear
گرمای هستهای
fission
شکافت هستهای
fission
شکاف هستهای
nuclear fusion
همجوشی هستهای
nuclear power
نیروی هستهای
nuclear binding energy
انرژی اتصال هستهای
slugged
میزان سازی هستهای
nuclear biological chemical
شیمیایی میکربی هستهای
thermonuclear reaction
واکنش گرما- هستهای
slug
میزان سازی هستهای
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
fusion energy
انرژی همجوشی هستهای
slugs
میزان سازی هستهای
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
internuclear distance
فاصله بین هستهای
nuclear fusion energy
انرژی ذوب هستهای
thermonuclear
بمب هستهای حرارتی
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
attack nuclear carrier
ناو هواپیمابر افندی هستهای
radiological
رادیولوژیکی مربوط به تشعشع هستهای
fission
تجزیه بمب تجزیهای شکافت هستهای
fusion reactor
راکتوری که در ان جوش هستهای صورت میگیرد
nuclear submarine
زیردریایی هستهای nuclear-poweredsubmarine : syn
dwarf dud
جنگ افزار هستهای عمل نکرده
lymphocytosis
ازدیاد گلبولهای سفید یک هستهای خون
nominal weapon
جنگ افزار هستهای که قدرت ان 02 کیلو تن باشد
elodea
جنس گیاهان کوچک و ابزی و تک هستهای درامریکا
endomixis
تجدید وضع هستهای اغازیان تاژکدار در فواصل معینه
inducing
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induce
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces
1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
fission products
عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
radioactivity
قابلیت پخش امواج هستهای رادیواکتیویته داشتن قدرت تشعشع اتمی
inductor
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
controlled thermonuclear reaction
جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
formed
ترکیب
forms
ترکیب
anabolism
ترکیب
form
ترکیب
admixtion
ترکیب
make-up
ترکیب
admixture
ترکیب
concoction
ترکیب
making
ترکیب
textures
ترکیب
texture
ترکیب
compounding
ترکیب
construction
ترکیب
constructions
ترکیب
blend
ترکیب
make
ترکیب
makes
ترکیب
feature
ترکیب
featured
ترکیب
features
ترکیب
get-ups
ترکیب
get-up
ترکیب
compositions
ترکیب
concoctions
ترکیب
blends
ترکیب
composition
ترکیب
featuring
ترکیب
configurations
ترکیب
melange
ترکیب
make up
ترکیب
comp
ترکیب
compounded
ترکیب
compounds
ترکیب
combination
ترکیب
composition of compo
ترکیب
set-up
ترکیب
syntheses
ترکیب
synthesis
ترکیب
configuration
ترکیب
contexture
ترکیب
mergence
ترکیب
conformation
ترکیب
constellation
ترکیب
configuration
ترکیب
compound
ترکیب
built
ترکیب
accouterment
[American]
ترکیب
accoutrement
[British]
ترکیب
art direction
ترکیب
décor
ترکیب
layout
ترکیب
commixture
ترکیب
isomeric
هم ترکیب
color
ترکیب
undercompounded
کم ترکیب
syntax
ترکیب
arrangements
ترکیب
arrangement
ترکیب
grading
ترکیب دانهای
frequency mixture
ترکیب فرکانس
intermediate compound
ترکیب واسطه
figuration
ترکیب تصرف
hydrophilic
ترکیب اب دوست
ionic compound
ترکیب یونی
gainly
خوش ترکیب
gas compound
ترکیب گازی
chiral compound
ترکیب کایرال
isomer
ایزومر هم ترکیب
make up
ترکیب کردن
horizontal combination
ترکیب افقی
hydrophilic compound
ترکیب اب دوست
hydrophobe
ترکیب ابگریز
linear combination
ترکیب خطی
monosubstituted compound
ترکیب تک استخلافی
isomerous
ایزومر هم ترکیب
hydrophobic compound
ترکیب ابگریز
frequency mixing
ترکیب فرکانس
feasion
عمل ترکیب
bicyclic compound
ترکیب دو حلقهای
cluster compound
ترکیب خوشهای
achiral compound
ترکیب ناکایرال
synthesizers
ترکیب کننده
synthesizer
ترکیب کننده
synthesisers
ترکیب کننده
combinability
ترکیب پذیری
compositions
ترکیب هنری
combinability
قابلیت ترکیب
acyclic compound
ترکیب ناحلقهای
addition compound
ترکیب افزایشی
bicyclo compound
ترکیب دو حلقهای
ammoniation
ترکیب با امونیاک
binary compound
ترکیب دوتایی
cage compound
ترکیب قفسی
carbocyclic compound
ترکیب کربوسیکلی
carburization
ترکیب با کربن
agglutinate
ترکیب کردن
chemical combination
ترکیب شیمیایی
chemical compound
ترکیب شیمیایی
adduct
ترکیب اضافی
combinable
قابل ترکیب
bell metal
ترکیب مس و قلع
composition
ترکیب هنری
incorporating
ترکیب کردن
incorporates
ترکیب کردن
conjugation
ترکیب گشنگیری
constitutive
ترکیب کننده
nitro cellulose
ترکیب تیزاب
cosmic composition
ترکیب کیهانی
incorporate
ترکیب کردن
cyclic compound
ترکیب حلقهای
confect
ترکیب کردن
concoctor
ترکیب کننده
combinative
ترکیب کننده
combinatory
ترکیب شونده
nonaromatic compound
ترکیب نااروماتیک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com