English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
recognition تشخیص شناسایی هواپیما یا ناوتشخیص دادن
Other Matches
debriefing پسش اطلاعات کسب شده بوسیله کشتی یا هواپیما توجیه و بازپرسی از خلبانان بعد از شناسایی
plan range در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
identification تشخیص تشخیص دادن
de jure recognition شناسایی کامل و دایمی و بدون قیدوشرط یک دولت که در مقابل ان شناسایی عملی وجود دارد
individualize تمیز دادن تشخیص دادن
individualized تمیز دادن تشخیص دادن
individualizes تمیز دادن تشخیص دادن
individualizing تمیز دادن تشخیص دادن
judging حکم دادن تشخیص دادن
judge حکم دادن تشخیص دادن
judges حکم دادن تشخیص دادن
judged حکم دادن تشخیص دادن
individualising تمیز دادن تشخیص دادن
individualises تمیز دادن تشخیص دادن
individualised تمیز دادن تشخیص دادن
decern تشخیص دادن تمیز دادن
identified تشخیص دادن
identifies تشخیص دادن
identifying تشخیص دادن
assess تشخیص دادن
assessed تشخیص دادن
assesses تشخیص دادن
assessing تشخیص دادن
recognizing تشخیص دادن
recognizes تشخیص دادن
identify تشخیص دادن
diagnosing تشخیص دادن
recognize تشخیص دادن
recognising تشخیص دادن
diagnosed تشخیص دادن
diagnose تشخیص دادن
discerns تشخیص دادن
discerned تشخیص دادن
spot تشخیص دادن
spots تشخیص دادن
descry تشخیص دادن
spotting تشخیص دادن
make out <idiom> تشخیص دادن
to know right from wrong تشخیص دادن
espying تشخیص دادن
discern تشخیص دادن
recognises تشخیص دادن
espied تشخیص دادن
espies تشخیص دادن
espy تشخیص دادن
see-through خوب تشخیص دادن
to distinguish oneself [by] خود را تشخیص دادن [با]
finds جستن تشخیص دادن
find جستن تشخیص دادن
see through خوب تشخیص دادن
defacto recognition شناسایی دوفاکتو شناسایی سیاسی کشوری که عملا" مستقل ودارای حق حاکمیت است ولی به عللی نمیتواند یا نمیخواهد به تعهدات بین المللی خود
identifying مربوط کردن تشخیص دادن
to discern someone [something] تشخیص دادن کسی [چیزی]
identifies مربوط کردن تشخیص دادن
to make out someone [something] تشخیص دادن کسی [چیزی]
identified مربوط کردن تشخیص دادن
distinguish تشخیص دادن دیفرانسیل گرفتن
distinguishes تشخیص دادن دیفرانسیل گرفتن
prognosticate تشخیص دادن قبلی مرض
identify مربوط کردن تشخیص دادن
tell تشخیص دادن فرق گذاردن
telling-off تشخیص دادن فرق گذاردن
tells تشخیص دادن فرق گذاردن
identified تشخیص هویت دادن یکی کردن
identify تشخیص هویت دادن یکی کردن
identifying تشخیص هویت دادن یکی کردن
identifies تشخیص هویت دادن یکی کردن
call up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
optical character recognition تشخیص نوری دخشه تشخیص کاراکتر نوری شناسایی نوری دخشه بازشناسی نوری دخشه بازشناسی کاراکتر نوری
cocooning روکش دادن بدنه هواپیما
air photographic شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
bomb reconnaissance شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
yaw پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
yawed پهلو بپهلو حرکت دادن هواپیما
micr سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد.
radio fix تعیین محل هواپیما یا ناو با استفاده ازگوش دادن به دو یا چندایستگاه فرستنده
to differentiate something from something فرق گذاشتن [تشخیص دادن] بین یک چیز و چیز دیگری
to distinguish between something and something فرق گذاشتن [تشخیص دادن] بین یک چیز و چیز دیگری
exception روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
recognition 1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
exceptions روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
to differentiate something from something فرق گذاشتن [تشخیص دادن] یک چیز از چیز دیگری
lost cluster تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
landing gear چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
touchdowns تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
barometric leveling تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
aircraft scrambling دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft arresting barrier وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
plane director نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
air mileage indicator کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aft قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
spoiler صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
carriers سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
carrier سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است
space charter اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
screwpropeller پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
coordinated turn دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
The convict cannot distinguish between right and wrong [distinguish right from wrong] . این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص [تشخیص درست را از نادرست] بدهد.
moments ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
transition altitude ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
azimuth indicator شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
roll in point نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
identification friendly or foe سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
apron محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
troop space جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
clear way محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
apparent altitude ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
recognizability شناسایی
recognition شناسایی
knowledge شناسایی
identification شناسایی
reconnaissance شناسایی
exploration شناسایی
counter reconnaisance ضد شناسایی
identifiable قابل شناسایی
knowledge of persons شناسایی اشخاص
identification document کارت شناسایی
map reconnaissance شناسایی نقشهای
ID card کارت شناسایی
armed reconnaissance شناسایی مسلحانه
identification markings علایم شناسایی
amphibious reconnaissance شناسایی اب خاکی
identity اصلیت شناسایی
legalization شناسایی رسمی
ammunition identification code کد شناسایی مهمات
identification test ازمون شناسایی
search شناسایی کردن
problem identification شناسایی مسئله
identification card کارت شناسایی
indentification of soils شناسایی خاکها
incognizant بدون شناسایی
visual identification شناسایی بصری
investigation of foundation conditions شناسایی زمین پی
aerial reconnaissance شناسایی هوایی
searchingly شناسایی کردن
kenspeckle قابل شناسایی
badge کارت شناسایی
searches شناسایی کردن
searched شناسایی کردن
identities اصلیت شناسایی
reconnaissance party قسمت شناسایی
reconnoitring شناسایی کردن
marking panel پرده شناسایی
cognizance شناسایی اگاهی
reconnoiter شناسایی کردن
identifying شناسایی کردن
defacto recognition شناسایی عملی
reconnaissance flight پروازاکتشافی یا شناسایی
specific search شناسایی مخصوص
reconnaissance in force شناسایی با رزم
reconnaissance party گروه شناسایی
boat hails شناسایی قایق
reconnaissance patrol گشتی شناسایی
de jure recognition شناسایی قانونی
identified شناسایی کردن
reconnoitres شناسایی کردن
route reconnaissance شناسایی جاده
reconnoiters شناسایی کردن
reconnoitering شناسایی کردن
reconnoitered شناسایی کردن
reconnaissance شناسایی کردن
character table جدول شناسایی
route reconnaissance شناسایی مسیر
identifies شناسایی کردن
reconnoitred شناسایی کردن
reconnoitre شناسایی کردن
identify شناسایی کردن
point of no return نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
map reference فهرست شناسایی نقشه
identification شناختن شناسایی کردن
map reconnaissance شناسایی از روی نقشه
film badge برگ شناسایی فیلم
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
molecular indentification number عدد شناسایی مولکولی
pinning شماره شناسایی شخصی
piadology شناسایی حالات کودکان
panel code علامت رمزپرده شناسایی
pinning عدد شناسایی فردی
pin عدد شناسایی فردی
pin شماره شناسایی شخصی
pinned عدد شناسایی فردی
pattern recognition الگوشناسی شناسایی الگو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com