English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
radar tracking تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
Other Matches
radar locating تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
radar prediction بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
homing روش تعقیب و ردیابی امواج رادیویی یا رادار و پیدا کردن ایستگاه فرستنده ان
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
radar altimetry ارتفاع سنجی به وسیله رادار
radar prediction کسب اطلاعات به وسیله رادار
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
radar ranging تنظیم تیر به وسیله رادار
blips نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
radar danning ناوبری به وسیله رادار برای احتراز از برخورد به مین
asdic دستگاه سونار رادار کشف هدف به وسیله پخش امواج صوتی در زیر اب
burn through range مسافتی که رادار در ان میتواند هدفها را کشف کند
beamrider موشک هدایت شوندهای که به وسیله اشعه رادار هدایت میشود
chaff وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
gadgets نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
radar scan تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
railings امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railing امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
check port/starboard جهت تعقیب رادار به سمت دماغه کشتی یا دم هواپیما
disruptive pattern اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
location audit تصدیق دقت تعیین محل هدف به وسیله رادار تصدیق محل سکنی پرسنل یامحل اجناس درانبار
hunting حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
beacon double اسم رمز برای انتخاب روش تعقیب هدف با استفاده از دونوع موج رادار
directional radar prediction تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
radar return انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
aided tracking سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
holding point نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
crystal ball گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal balls گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
radar comouflage استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
radio range ایستگاه ناوبری رادیویی یاتعیین محل هدفها به وسیله بی سیم
chain باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
chains باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد
interlook dormant period زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
clattered تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattering تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
radar discrimination قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
sensor وسیله اکتشافی وسیله مراقبتی وسیله کشف کننده
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
indicting تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicts تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicted تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indict تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
crawler وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
asynchronous داده یا وسیله سریال که نیازی به یکنواخت بودن با وسیله دیگر ندارند
crawlers وسیله نقلیهای که روی زنجیر حرکت میکند وسیله نقلیه خزنده
peripheral مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
loop آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contention وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
loops آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
looped آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
contentions وضعیتی که در آن دو یاچند وسیله قصد برقراری ارتباط با یک وسیله را دارند
connectivity توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات
device کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
built-in نوشتاری که موقتاگ به وسیله یک وسیله جانبی معمولاگ چاپگر ذخیره سازی شده است
devices کنترل وسیله با حروف مختلف یاترکیب خاص آنها برای دستور دادن به وسیله
simulate کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
daisy chain روش اتصال یک وسیله با یک کابل از یک ماشین یا وسیله به دیگر
simulates کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
simulating کپی کردن رفتار سیستم یا وسیله با دیگر وسیله ها
tie down وسیله مهار هواپیما در محوطه پارکینگ وسیله بستن
trainers وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
trainer وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
immersion proof وسیله ضد رطوبت یا نفوذ اب وسیله ضد فرو رفتن در اب
daisy chain باسهای ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند و هر وسیله میتواند داده را که به ماشین دیگر منتقل میشود دریافت
communication مجموعه اصلی از برنامه ها که پروتکل ها را رعایت می کنند.کنترل کنندههای فرمت و وسیله و خط برای نوع وسیله یا خط استفاده میشود
laser وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
lasers وسیله تولید نور با طول موج یکسان در یک اشعه باریک به وسیله برانگیختن یک ماده به حدی که فوتونهای نورانی منتشر کند
plotters وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
plotter وسیله ناوبری وسیله رسم کننده
outputs اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
output اطلاع یا دادهای که از CPU یا حافظه اصلی به وسیله دیگر منتقل شود و مثل صفحه نمایش یا چاپگر و وسیله ذخیره سازی جانبی
devices فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
device فضایی در حافظه که توسط یک وسیله مشخص گرفته شده است . CPU میتواند با قرار دادن دستورات در این محل وسیله را کنترل کند
radar رادار
radome برج رادار
radar alimeter فرازیاب رادار
radar trapping اختلال رادار
radar equipment تجهیزات رادار
counter circuit کنتور رادار
corner reflector پریکسوپ رادار
radarman متصدی رادار
radar engineering مهندسی رادار
radar boresight محوریابی رادار
surveillance radar رادار مراقبتی
radar quardship نگهبانی رادار
radar beam پرتو رادار
radar ranging میدان رادار
radar scope صفحه رادار
radar operator متصدی رادار
radar network شبکه ی رادار
radome اطاق رادار
radar trace علامت رادار
search radar رادار تجسسی
sidelooking airborne radar رادار جانبی
radar man متصدی رادار
radar location موقعیت رادار
radar beacon راهنمای رادار
doppler radar رادار دوپلر
doppler radar رادار داپلر
radar installation تاسیسات رادار
radar countermeasures اقدامات ضد رادار
aircraft gun laying رادار هواپیما
agl رادار هواپیما
acquisition radar رادار هدفیابی
sensor رادار مراقبتی
acquisition radar رادار هدفیاب
teleran رادار تلویزیونی
aerial radar رادار هوایی
crystal ball انتن رادار
crystal balls انتن رادار
radar دستگاه رادار
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
dual capable جنگ افزار یا وسیله دو کاره وسیله یا جنگ افزاری که دونوع ماموریت انجام میدهد
from pillar to post ازیک وسیله به وسیله دیگر
handshake سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshaking سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
handshakes سیگنال استاندارد بین دو وسیله برای اطمینان از صحت کار سیستم . وسیله سازگار است و ارسال داده صحیح است .
seeker رادار تجسس هدف
sector of search منطقه مراقبت رادار
sidelobe بیم جانبی رادار
sidelooking airborne radar رادار با دید جانبی
sector of search منطقه تجسس رادار
fire control radar رادار کنترل اتش
screening elevation تراز مانع رادار
radar scope صفحه دید رادار
radar screen صفحه تصویر رادار
radome گنبد انتن رادار
raydit رادار اقیانوس نگار
radar clutter منطقه کور رادار
warning radar رادار هشدار دهنده
radar beacon برج مراقبت رادار
radar measurement اندازه گیری رادار
acquisition radar رادار اکتشاف هدف
sbend distortion لرزش تصویر رادار
active sonar رادار دریایی فعال
radar scan مراقبت بوسیله رادار
radar countermeasures پیش گیریهای ضد رادار
echo برگشت امواج رادار
echoes برگشت امواج رادار
echoing برگشت امواج رادار
radar boresight تطابق خط دید رادار
beam width عرض بیم رادار
surveillance radar رادار تجسس هدف
radar beacon برج دیدبانی رادار
b scope صفحه کاتد رادار
airborne sensor رادار مراقبتی هوابرد
echoed برگشت امواج رادار
interserviceable قابل استفاده به وسیله چندقسمت یا چند نوع یکان وسیله چند یکانی
cycled عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycle عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cycles عمل دستیالی به حافظه توسط یک وسیله جانبی که CPU را برای یک یا چند باس ساعت متوقف میکند تا داده از حافظه به وسیله منتقل شود
cluttered برفک انداختن صفحه رادار
azimuth stabilized ppi صفحه رادار با سمت ثابت
clutter برفک انداختن صفحه رادار
loran رادار مسافت سنج دریایی
clara منطقه رادار پاک است
beam width عرض ستون امواج رادار
radar clutter منطقه پوشیده از دید رادار
radar trapping اختلال پیدا کردن رادار
corner reflector پریکسوپ تنظیم هدف رادار
plan position indicator صفحه رادار ناو یا هواپیما
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
blip تصویری بر روی صفحه رادار
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
clutters برفک انداختن صفحه رادار
rawinsonde دستگاه راوین رادار هواسنجی
aspect change تغییرمنظر هدف از دید رادار
tactical air navigation رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
shoran شورن رادار اب نگار بردکوتاه
scan یک دور گردش انتن رادار
aspect رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspects رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
blips تصویری بر روی صفحه رادار
scanned یک دور گردش انتن رادار
scans یک دور گردش انتن رادار
radar echo علایم روی صفحه رادار
helical scanning بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
aspect angle زاویه انحراف مسیرگلوله از رادار
touch وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demands جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
dangerous goods by road agreement موافقتنامه بین کشورهای اروپایی که در ان درخصوص وسیله حمل نحوه بسته بندی و مشخصات وسیله حمل ونقل توضیح لازم داده شده است
demanded جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
touches وسیله مسط ح که محل و چیزی که سطح آنرا لمس کرده است احساس میکند برای کنترل محل نشانه گر یا روشن و خاموش کردن وسیله
demand جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
tranship نقل وانقال بار وغیره از یک وسیله یاکشتی به وسیله یاکشتی دیگری
phase وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
phases وسیله جدید که به تدریج معرفی میشود و وسیله قدیمی کم کم بی استفاده میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com