Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (6 milliseconds)
English
Persian
vicissitudes of time
تغییر اوضاع
Search result with all words
opportunism
به سرعت بر حسب اوضاع سیاسی یا تغییر رژیم وزمامدار
Other Matches
conditions
اوضاع
circumstances
اوضاع
actual state of affairs
اوضاع کنونی
weathers
اوضاع جوی
conditions
شرایط اوضاع
weather
اوضاع جوی
actual state of affairs
اوضاع فصلی
weathered
اوضاع جوی
the lie of the land
چگونگی اوضاع مهثب
climates
ناحیه اوضاع جوی
climate
ناحیه اوضاع جوی
low water mark
منتهای بدی اوضاع
anarchical
مربوط به اشفتگی اوضاع
anarchic
مربوط به اشفتگی اوضاع
it is quite another story now
اوضاع اکنون دگرگون
In the light of present circumstances.
باتوجه به اوضاع کنونی
How do you predict(view)the situation?
اوضاع را چگونه می بینی ؟
policy of d.
سیاست واگذاری اوضاع
The situation is fI'lled with impending troubles (incidents).
اوضاع آبستن حوادث است
make room for someone or something
<idiom>
برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
geophysics
علم اوضاع بیرونی و طبیعی زمین
keep up with the times
موافق اوضاع و اداب روزرفتار کردن
protohistory
مطالعه اوضاع ماقبل تاریخی انسان
to acclimatize/acclimatise
[British E]
yourself
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
Whistle past the graveyard
<idiom>
تلاش برای بشاش ماندن در اوضاع وخیم
to acclimate
[American E]
to new circumstances
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
to become acclimatized
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
to acclimatize/acclimatise
[British E]
[به اوضاع شخصی جدید]
خو گرفتن
[جامعه شناسی]
Things wI'll be looking up .Things wI'll be assuming a better shape (complexion).
اوضاع صورت بهتری پیدا خواهد کرد
to mend matters
کارها را اصلاح کردن اوضاع را بهبود بخشیدن
sonde
اسباب اندازه گیری اوضاع فیزیکی وجوی ارتفاعات زیادماوراء جو
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
vary
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change
تغییر کردن تغییر دادن
change over
تغییر روش تغییر رویه
changes
تغییر کردن تغییر دادن
changing
تغییر کردن تغییر دادن
changed
تغییر کردن تغییر دادن
weather central
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
physiographic
وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
rabal
روش تعیین اوضاع جوی به وسیله بالنهای هواسنجی روش استفاده از پیامهای هواسنجی
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
weather forecasts
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecast
پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
vicissitude
تغییر
alternation
تغییر
amendments
تغییر
amendment
تغییر
shunting
تغییر خط
conversion
تغییر
mutations
تغییر
variations
تغییر
variation
تغییر
mutation
تغییر
stationary
بی تغییر
misalignment
تغییر
conversions
تغییر
changeless
بی تغییر
commutation
تغییر
changes
تغییر
fluctuation
تغییر
changed
تغییر
innovations
تغییر
innovation
تغییر
change
تغییر
changing
تغییر
alteration
تغییر
dachi
تغییر پا
modification
تغییر
parathesis
ترکیبی بی تغییر
modifying
تغییر دادن
cinversion
تغییر شکل
metamorphosis
تغییر شکل
mutant
تغییر پذیر
variations
تغییر ناپایداری
mutants
تغییر پذیر
phase shift
تغییر فاز
displacement
تغییر موضع
concurrent variation
تغییر همزمان
peripeteia
تغییر ناگهانی
convertibility
توانایی تغییر
commutable
قابل تغییر
modifies
تغییر دادن
permute
تغییر دادن
modify
تغییر دادن
displacement
تغییر مکان
coefficient of variation
ضریب تغییر
changeable
تغییر پذیر
changer
تغییر دهنده
variation
تغییر ناپایداری
automatic take
تغییر پایگاه
modification
تغییر وتبدیل
frequency change
تغییر بسامد
changeable
قابل تغییر
constantly
بدون تغییر
unalterable
تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر
supple
تغییر پذیر
immutable
تغییر ناپذیر
secular change
تغییر قرنی
altertive
تغییر دهنده
transmutation
تغییر شکل
standpat
مخالف تغییر
skittish
تغییر پذیر
alterant
تغییر دادنی
alterable
قابل تغییر
behavior modification
تغییر رفتار
reversal shift
تغییر وارون
change spin
چرخیدن با تغییر پا
sex reversal
تغییر جنسیت
speed variation
تغییر سرعت
put about
تغییر مسیردادن
change of speed
تغییر سرعت
change of place
تغییر مکان
change of curvature
تغییر انحنا
change in supply
تغییر عرضه
variability
تغییر پذیری
amending
تغییر دادن
transformation
عمل تغییر
transformation
تغییر شکل
change in demand
تغییر تقاضا
range of variation
ناحیه تغییر
rebus sic stautibus
تغییر شکل
alterability
قابلیت تغییر
covariation
تغییر همگام
inalterability
تغییر ناپذیری
altering
تغییر دادن
alters
تغییر یافتن
alters
تغییر دادن
load variation
تغییر بار
left shift
تغییر مکان به چپ
fluctuates
تغییر مداوم
fluctuated
تغییر مداوم
altering
تغییر یافتن
altered
تغییر دادن
mutates
تغییر دادن
flexility
قابلیت تغییر
mutating
تغییر دادن
amend
تغییر دادن
amended
تغییر دادن
alter
تغییر یافتن
alter
تغییر دادن
altered
تغییر یافتن
fluctuate
تغییر مداوم
lability
تغییر پذیری
invariance
تغییر ناپذیری
infelection
تغییر شکل
variable
تغییر پذیر
weathered
تغییر فصل
weather
تغییر فصل
variables
تغییر پذیر
inalterable
تغییر ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
ireversible
تغییر ناپذیر
frequency fluctuation
تغییر فرکانس
heterophonia
تغییر صدا
immutability
تغییر ناپذیری
upheaval
تغییر فاحش
upheavals
تغییر فاحش
kainotophobia
تغییر هراسی
kainophobia
تغییر هراسی
weathers
تغییر فصل
mutated
تغییر دادن
mutate
تغییر دادن
mutable
تغییر پذیر
mutabilty
تغییر پذیری
mutability
تغییر پذیری
multiplier
ضریب تغییر
transform
تغییر شکل
moveable
قابل تغییر
vary
تغییر کردن
variant
قابل تغییر
kaleidoscope
تغییر پذیربودن
kaleidoscopes
تغییر پذیربودن
current displacement
تغییر جریان
nonreversal shift
تغییر ناوارون
varies
تغییر کردن
deformation
تغییر شکل
transformed
تغییر شکل
modificatory
تغییر دهنده
mean variation
تغییر متوسط
magnatic displacement
تغییر مغناطیسی
dimensional change
تغییر اندازه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com