English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (39 milliseconds)
English Persian
graduate تغییر تدریجی کردن
graduates تغییر تدریجی کردن
graduating تغییر تدریجی کردن
Other Matches
hangover تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
frequency drift تغییر تدریجی فرکانس یک فرستنده یا اسلاتور
creep تغییر شکل تدریجی و کند ولی پیوسته یک ماده تحت تاثیرنیروی ثابت با تنش مداوم
creeps تغییر شکل تدریجی و کند ولی پیوسته یک ماده تحت تاثیرنیروی ثابت با تنش مداوم
roll back به عقب راندن تدریجی مواضع دفاعی دشمن در هم نوردیدن تدریجی دفاع دشمن
quantize تدریجی کردن
vary تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
phase معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
phases معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
phased معرفی تدریجی چیزی یا کاهش تدریجی چیزی
changes تغییر کردن تغییر دادن
change تغییر کردن تغییر دادن
changing تغییر کردن تغییر دادن
changed تغییر کردن تغییر دادن
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
end strings نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
income effect اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
gradatory تدریجی
gradual تدریجی
gradational تدریجی
step-by-step تدریجی
slows تدریجی
slowing تدریجی
piecemeal تدریجی
slowed تدریجی
step wise تدریجی
slower تدریجی
slowest تدریجی
step by step تدریجی
imperceptible تدریجی
slow تدریجی
progressive تدریجی
piecemeal بطور تدریجی
progressive paralysis فلج تدریجی
progressive relaxation ارمیدگی تدریجی
quantizer تدریجی کننده
living death مرگ تدریجی
glaucoma کوری تدریجی
instillation ریزش تدریجی
gradualness تدریجی بودن
insti تلقین تدریجی
fail softly با خرابی تدریجی
gradations انتقال تدریجی
gradation انتقال تدریجی
graduality تدریجی بودن
fail soft تخریب تدریجی
progress payments پرداخت تدریجی
fail soft با خرابی تدریجی
scale down کاهش تدریجی
evanescence زوال تدریجی
progressive assambly نصب تدریجی
corrosion فساد تدریجی
progressive burning سوزش تدریجی
evolution تکامل تدریجی
partial shipment حمل تدریجی
insti ریزش تدریجی
delelopment تکامل تدریجی
piecemeal بتدریج تدریجی
erosion تحلیل تدریجی
step by step excitation تحریک تدریجی
plastic تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
evolution تحول تکامل تدریجی
evanescence فقدان تدریجی ناپایداری
progressional دارای پیشرفت تدریجی
insinuation نفوذ دخول تدریجی
gradual شیب تدریجی واهسته
gas degeneration فساد تدریجی گازی
process پیشرفت تدریجی ومداوم
processes پیشرفت تدریجی ومداوم
instilment ریزش و تلقین تدریجی
intergradation محو سازی تدریجی
progressive burning سوختن تدریجی خرج
vary تغییر کردن
to turn [into] تغییر کردن
varies تغییر کردن
progressive cookery پخت تدریجی غذای یکان
evolutionism اصول ترقی و تکامل تدریجی
abklingen محو شدن تدریجی احساس
lysis سقوط وزوال تدریجی مرض
variable area nozzle نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
range تغییر کردن خط مبنا
ranged تغییر کردن خط مبنا
vary infinitely بی اندازه تغییر کردن
ranges تغییر کردن خط مبنا
striptease رقص همراه با برهنگی تدریجی رقاصه
lysate محصول زوال وفساد تدریجی سلول
atmospheric corrosion فساد تدریجی در اثر مجاورت با هوا
change over تغییر روش تغییر رویه
range تغییر کردن یا متفاوت بودن
moves پیشنهاد کردن تغییر مکان
ranged تغییر کردن یا متفاوت بودن
revolved دور زدن تغییر کردن
change تغییر کردن عوض شدن
revolve دور زدن تغییر کردن
changes تغییر کردن عوض شدن
changed تغییر کردن عوض شدن
commmute تغییر دادن مبادله کردن
move پیشنهاد کردن تغییر مکان
ranges تغییر کردن یا متفاوت بودن
moved پیشنهاد کردن تغییر مکان
changing تغییر کردن عوض شدن
revolves دور زدن تغییر کردن
winder گرم شدن تدریجی بدن و افزودن برسرعت
escalation افزایش تدریجی شدت و وسعت میدان جنگ
overplay حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplayed حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplaying حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays حریف را ناچار به تغییر محل کردن
edited اماده چاپ کردن تغییر دادن
edit اماده چاپ کردن تغییر دادن
to turn something تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
lamb's tongue [کاهش تدریجی نرده پله ها شبیه انتهای زبان]
accrual افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
to refresh oneself تغییر ذائقه دادن رفع خستگی کردن
transmute تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmuting تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
edit تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
transmutes تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
transmuted تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن
edited تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
change of leg وادار کردن اسب به تغییر پادر چهارنعل کوتاه
bytes حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
affect لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
byte حرکت دادن ویرایش کردن و تغییر محتوای یک بایت
adapt تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
affects لمس کردن یا تاثیر گذاشتن یا تغییر دادن چیزی
adapting تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
adapts تغییر یا تنظیم یا اضافه کردن به چیزی تا مناسب شود
scalogram نمایش وارائه ارقام واشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی
chokes از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
choked از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
choke از کف دادن خونسردی باریکتر شدن تدریجی لوله تفنگ نزدیک دهانه
scallywag نمایش وارائه ارقام واشکال از صور ساده بصور مشکل تدریجی
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
corrupt تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
corrupting تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
backout ذخیره کردن فایل در محل اصلی پیش از اعمال هر گونه تغییر
corrupts تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
to jink [colloquial] [British English] در دویدن [راه رفتن] [رانندگی کردن] ناگهان مسیر را تغییر دادن
to keep pace with something <idiom> با چیزی برابر راه رفتن [یاد گرفتن] [تغییر کردن] [اصطلاح]
corrupted تغییر دادن یا خراب کردن اطلاعات چنان که اعتبار انهامشکوک باشد
bitmap تصویری که پیکسل ها با عوض کردن مقدار بیت ذخیره شده تغییر میکند
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
maintenance فرآیند بهنگام سازی فایل با تغییر دادن یا اضافه کردن یا حذف ورودی ها
gumming رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
gums رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
gummed رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
gum رسوبات غلیظی که در بنزین وبندرت در سایر سوختهای هیدروکربنی عمدتا در اثراکسیداسیون تدریجی بوجودمی اید
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
boolean algebra قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
reader یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
readers یکی از دو حالت که به کاربر امکان کار کردن با یک برنامه چند رسانهای میدهد ولی آنرا تغییر نمیدهد
image تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
light and heavy system روش تمرین وزنه برداری بافزونی تدریجی وزنه
modifying تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rezone محیط چیزی را اصلاح کردن محیط را تغییر دادن
degressive burning اشتعال طولانی اشتعال تدریجی خرج
housekeeping در آغاز برنامه جدید برای انجام امور سیستم مثل پاک کردن حافظه تشخیص کلیدهای تابع یا تغییر حالت صفحه تصویر
overlapped سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlap سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
overlaps سیستم تولید چاپ با کیفیت بهتر از چاپگر matrix-dot با جایگزین کردن خط حروف و تغییر مکان به آرامی به طوری که نقاط کمتر به نظر بیایند.
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
data processing پبشرفت تدریجی داده ها فرایند داده ها روند داده ها
revisionism روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
vignetting سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
corrsion فساد تدریجی فساد
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
misalignment تغییر
dachi تغییر پا
alteration تغییر
variation تغییر
variations تغییر
vicissitude تغییر
alternation تغییر
changeless بی تغییر
stationary بی تغییر
shunting تغییر خط
fluctuation تغییر
change تغییر
mutations تغییر
innovations تغییر
mutation تغییر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com