Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
angular deformation
تغییر شکل زاویهای
Search result with all words
turn
تغییر زاویهای مسیر هواپیما
turns
تغییر زاویهای مسیر هواپیما
angular travel
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
Other Matches
angular parallax
تقرب زاویهای دید شکست زاویهای نور
trigonous
سه زاویهای
triangulate
سه زاویهای
hard chine
خن زاویهای
angular
زاویهای
angular velocity
سرعت زاویهای
angular parallax
پارالاکس زاویهای
angular travel
حرکت زاویهای
angle strain
کشیدگی زاویهای
angle strain
کرنش زاویهای
distortions
کرنش زاویهای
distortion
کرنش زاویهای
angle milling cutter
فرزکننده زاویهای
angular distribution
توزیع زاویهای
angular momentum
تکانه زاویهای
angular speed
سرعت زاویهای
angular momentum
مقدارحرکت زاویهای
angular acceleratin
شتاب زاویهای
radian frequency
فرکانس زاویهای
angular frequency
بسامد زاویهای
elongation
فاصله زاویهای
angular distance
فاصله زاویهای
angular displacement
جابجایی زاویهای
angular displacement
اختلاف زاویهای
angular correlation
همبستگی زاویهای
angular diameter
قطر زاویهای
cover an angle
زاویهای را بستن
angular velocity
تندی زاویهای
angular acceleration
شتاب زاویهای
angular frequency
فرکانس زاویهای
angle grinder
پرداخت کننده زاویهای
angular kinematics
حرکت شناسی زاویهای
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای
angular probability distribution
توزیع زاویهای احتمال
decagon
شکل ده ضلعی و ده زاویهای
end strings
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
spin angular momentum
اندازه حرکت زاویهای اسپینی
angular velocity
سرعت زاویهای رهایی بمب
spin angular momentum
اندازه حرکت زاویهای اسپین
unclocked
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transition
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transitions
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
angular variability
تغییرات زاویهای حرکت باد یامسیر ان
income effect
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
hangovers
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
vary
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
varies
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
gyro
وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار
declination
فاصله زاویهای تا جسمی روی کره سماوی
plastic
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
slants
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slant
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
variable area nozzle
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
deflection of vertical
اختلاف زاویهای در هر نقطه بین راستای شاقولی وراستای عمود بر کره مرجع
changes
تغییر کردن تغییر دادن
changing
تغییر کردن تغییر دادن
change over
تغییر روش تغییر رویه
changed
تغییر کردن تغییر دادن
change
تغییر کردن تغییر دادن
angle drill
ابزاری برای سوراخ کردن ورقههای فلزی که در ان مته با بدنه دریل زاویهای میسازد
coriolis force
نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
stair stepping
روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
gyro
برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
fm
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
cycled
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
longitudinal dihedral
اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
fet
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
timing disc
علامت حک شده روی موتورپیستونی برای کمک به تعیین دقیق وضعیت زاویهای میل لنگ به منظور زمان بندی صحیح کارکرد موتور
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
axle stub
اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
conversion
تغییر
shunting
تغییر خط
conversions
تغییر
mutations
تغییر
mutation
تغییر
alteration
تغییر
vicissitude
تغییر
amendments
تغییر
amendment
تغییر
innovation
تغییر
stationary
بی تغییر
variation
تغییر
alternation
تغییر
modification
تغییر
variations
تغییر
changeless
بی تغییر
innovations
تغییر
fluctuation
تغییر
change
تغییر
dachi
تغییر پا
changes
تغییر
misalignment
تغییر
commutation
تغییر
changing
تغییر
changed
تغییر
to undergo a change
تغییر یافتن
constantly
بدون تغییر
transforms
تغییر شکل
variable
تغییر پذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
mutants
تغییر پذیر
transforming
تغییر شکل
mutant
تغییر پذیر
parathesis
ترکیبی بی تغییر
transform
تغییر شکل
peripeteia
تغییر ناگهانی
transformation
تغییر شکل
variables
تغییر پذیر
vary
تغییر کردن
inalterable
تغییر ناپذیر
transformed
تغییر شکل
inalterability
تغییر ناپذیری
ternal
دارای سه تغییر
metamorphosis
تغییر شکل
immutability
تغییر ناپذیری
invariable
تغییر ناپذیر
altering
تغییر دادن
altering
تغییر یافتن
mutate
تغییر دادن
unchangeable
تغییر ناپذیر
mutated
تغییر دادن
skittish
تغییر پذیر
mutates
تغییر دادن
mutating
تغییر دادن
amend
تغییر دادن
amended
تغییر دادن
amending
تغییر دادن
altered
تغییر دادن
range of variation
ناحیه تغییر
altered
تغییر یافتن
alters
تغییر یافتن
alters
تغییر دادن
put about
تغییر مسیردادن
heterophonia
تغییر صدا
vacillatory
تغییر پذیر
permute
تغییر دادن
phase shift
تغییر فاز
immutable
تغییر ناپذیر
reversal shift
تغییر وارون
transformative
قابل تغییر
transiguration
تغییر شکل
transmutation
تغییر شکل
transmutative
قابل تغییر
modification
تغییر وتبدیل
upheavals
تغییر فاحش
upheaval
تغییر فاحش
rebus sic stautibus
تغییر شکل
supple
تغییر پذیر
variant
قابل تغییر
variations
تغییر ناپایداری
lour
اخم تغییر
magnatic displacement
تغییر مغناطیسی
variation
تغییر ناپایداری
kaleidoscope
تغییر پذیربودن
ireversible
تغییر ناپذیر
kaleidoscopes
تغییر پذیربودن
mean variation
تغییر متوسط
invariant
تغییر ناپذیر
metachromatism
تغییر رنگ
invariance
تغییر ناپذیری
minor change
خرد تغییر
modifying
تغییر دادن
load variation
تغییر بار
displacement
تغییر موضع
displacement
تغییر مکان
standpat
مخالف تغییر
kainophobia
تغییر هراسی
kainotophobia
تغییر هراسی
lability
تغییر پذیری
left shift
تغییر مکان به چپ
modifies
تغییر دادن
modify
تغییر دادن
surface of revolution
سطح تغییر
misalign
تغییر یافتن
susceptible of change
مستعد تغییر
multiplier
ضریب تغییر
mutability
تغییر پذیری
alter
تغییر یافتن
mutabilty
تغییر پذیری
mutable
تغییر پذیر
alter
تغییر دادن
changeable
تغییر پذیر
nonreversal shift
تغییر ناوارون
palingenesis
تغییر شکل
weathers
تغییر فصل
transformation
عمل تغییر
weathered
تغییر فصل
sex reversal
تغییر جنسیت
secular change
تغییر قرنی
changeable
قابل تغییر
fluctuate
تغییر مداوم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com