Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
slag
تفاله کورههای بلند
Search result with all words
blast furnace slag
تفاله کورههای مرتفع روباره کوره بلند
Other Matches
slag sinter
تفاله کوره اهنگدازی بلند
blast furnace slag
روباره تفاله کوره بلند
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
cinder
تفاله
greaves
تفاله
trashed
تفاله
slag
تفاله
trashing
تفاله
cinders
تفاله
grounds
تفاله
bagasse
تفاله
residue
تفاله
residues
تفاله
dross
تفاله
trashes
تفاله
trash
تفاله
residuum
تفاله
raff
تفاله
scum
تفاله
drossy
تفاله مانند
grout
دوغاب تفاله
removal of cinder
برداشت تفاله
crapped
تفاله چرند
scorification
تفاله سازی
scorification
تفاله گیری
scoriaceous
تفاله دار
scoria slag
تفاله روباره
furnace cinder
تفاله کوره
scoria
تفاله معدنی
pug
تفاله سیب
coffee grounds
تفاله قهوه
crap
تفاله چرند
pugs
تفاله سیب
ross
خاکروبه تفاله
crapping
تفاله چرند
residual bitumen
قیر تفاله
removal of cinder
تفاله گیری
pitches
تفاله قطران
bagasse
تفاله نیشکر
slag
تفاله اهنگدازی
pitch
تفاله قطران
megass
تفاله نیشکر
slag cement
سیمان تفاله اهنگدازی
marc
تفاله میوه جات
slag
اشغال تفاله گرفتن از
pulp
بصورت تفاله دراوردن
cast off
متروک مردود تفاله
straight run pitch
تفاله اولین تقطیر
pap
تفاله گوشت یاسیب
grain
دان تفاله حبوبات
scorify
تبدیل به تفاله کردن
furnace cinder
تفاله کوره چدن ریزی
furnace clinker
تفاله کوره ذوب اهن
clinker
تفاله کوره ذوب اهن
vertical retort tar
قطران کورههای ایستاده قطران قرعهای ایستاده
boriontal retort tar
قطران کورههای خوابیده قطران قرعهای خوابیده
refuse
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
clinker
تفاله شیشه درکوره قالگری پوسته اهن
refusing
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
refuses
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
refused
قبول نکردن مضایقه تفاله کردن فضولات
slopped
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slop
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopping
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
waste silk
ابریشم گجین
[ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
slag
کفه گرفتن تفاله گرفتن
fortes
بلند
vociferous
بلند
upland
بلند
megaphone
بلند گو
megaphones
بلند گو
highfalutin
بلند
eminent
بلند
loudly
بلند
uplands
بلند
forte
بلند
pointers
خط کش بلند
mouth filling
بلند
eton collan
بلند
soaring
بلند
highs
بلند
legged
پا بلند
lengthwise
بلند
pointer
خط کش بلند
towering
بلند
amplifiers
بلند گو
amplifier
بلند گو
loud speaker
بلند گو
high grown
بلند قد
talll
قد بلند
longest
بلند
willowy
بلند
loftily
بلند
long-
بلند
long
بلند
aloud
بلند
high
بلند
high (1 9 to 36)
بلند
highest
بلند
loudspeaker
بلند گو
longs
بلند
talll
بلند
skyscraper
بلند
tall
بلند
tall
قد بلند
taller
قد بلند
tallest
بلند
tallest
قد بلند
skyscrapers
بلند
longed
بلند
taller
بلند
rumbustious
بلند
grandiose
بلند
longer
بلند
promontories
دماغه بلند
crepido
پی پایه بلند
promontory
دماغه بلند
banquet
زمین بلند
banquette
زمین بلند
bell-tower
برج بلند
choir-stall
صندلی بلند
heaved
بلند کردن
rough
پست و بلند
roughest
پست و بلند
riser
بلند شونده
gauntlet
دستکش بلند
gauntlets
دستکش بلند
liberal
نظر بلند
liberals
نظر بلند
heave
بلند کردن
magnanimity
بلند همتی
hoist
بلند کردن
hoisted
بلند کردن
hoists
بلند کردن
heist
بلند کردن
heists
بلند کردن
lofty
بلند بزرگ
lofty
بلند پایه
stentorian
خیلی بلند
heightened
بلند کردن
surge
موج بلند
surged
موج بلند
elevates
بلند کردن
surges
موج بلند
sonorous
قلنبه بلند
upland
زمین بلند
levitating
بلند شدن
levitates
بلند شدن
heightening
بلند کردن
heightens
بلند کردن
elevate
بلند کردن
elevating
بلند کردن
levitate
بلند شدن
levitated
بلند شدن
uplands
زمین بلند
tore
علف بلند
toss
ضربه بلند
tossed
ضربه بلند
tosses
ضربه بلند
tossing
ضربه بلند
ambition
بلند همتی
ambition
بلند پروازی
ambitions
بلند همتی
elevated
بلند مرتبه
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
forte
موسیقی بلند
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند همت
fortes
موسیقی بلند
long term
<adj.>
بلند مدت
long run
[American E]
<adj.>
بلند مدت
ambitions
بلند پروازی
alp
کوه بلند
high flying
بلند خیال
throw up
بلند کردن
talll
بلند بالا
keep down
بلند نشوید
large hearted
نظر بلند
lifter
بلند کننده
long burst
رگبار بلند
long haul
خط سیر بلند
long robe
ردای بلند
tallish
نسبتا بلند
inextenso
کاملا بلند
icarian
بلند پرواز
high grown
بلند بالا
to read out
بلند خواندن
to kick up
با پا بلند کردن
high hat
کلاه بلند
high hurle
مانع بلند
high pass
پاس بلند
high rise block
ساختمان بلند
hip boot
چکمه بلند ضد اب
hornblends
هرن بلند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com