Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
to pay home
تلافی کامل کردن
Other Matches
retaliating
تلافی کردن
reprisals
تلافی کردن
recouping
تلافی کردن
wrathful
تلافی کردن
avenges
تلافی کردن
reciprocate
تلافی کردن
pay
تلافی کردن
paying
تلافی کردن
reciprocates
تلافی کردن
pays
تلافی کردن
avenging
تلافی کردن
retaliates
تلافی کردن
retaliated
تلافی کردن
to make r.
تلافی کردن
recoup
تلافی کردن
recouped
تلافی کردن
recoups
تلافی کردن
reciprocated
تلافی کردن
to make reprisal
تلافی کردن
avenge
تلافی کردن
avenged
تلافی کردن
retaliate
تلافی کردن
reprisal
تلافی کردن
reprise
خرج تلافی کردن
rewarded
سزا تلافی کردن
rewardable
سزا تلافی کردن
rewards
سزا تلافی کردن
reward
سزا تلافی کردن
to pay out
تنبیه کردن تلافی دراوردن
reciprocates
تلافی کردن عمل متقابل کردن
reciprocate
تلافی کردن عمل متقابل کردن
reciprocated
تلافی کردن عمل متقابل کردن
retaliation
تلافی کردن مقابله کردن به مثل
compensates
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensated
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
compensate
جبران کردن تلافی کردن تصحیح کردن
countered
مقابله کردن تلافی کردن
counter
مقابله کردن تلافی کردن
countering
مقابله کردن تلافی کردن
full mobilization
تحرک کامل بحرکت دراوردن کامل
completed case
جعبه کامل خشاب کامل
full annealing
بازپخت کامل تاباندن کامل
full scale
باندازه کامل بمقیاس کامل
finish
کامل کردن
finishes
کامل کردن
complemented
کامل کردن
matures
کامل کردن
round
کامل کردن
totalize
کامل کردن
mature
کامل کردن
roundest
کامل کردن
complements
کامل کردن
complement
کامل کردن
complementing
کامل کردن
rest up
استراحت کامل کردن
overhaul
اوراق کردن کامل
overhauls
اوراق کردن کامل
to rest up
استراحت کامل کردن
overhauled
اوراق کردن کامل
use up
<idiom>
استفاده کامل کردن
overhauling
اوراق کردن کامل
check up
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
salvage
پیاده کردن کامل قطعات
completing
کامل کردن انجام دادن
salvaging
پیاده کردن کامل قطعات
completed
کامل کردن انجام دادن
overmaster
مهارت کامل پیدا کردن در
completes
کامل کردن انجام دادن
bleach
سفید کردن شستن کامل
bleaches
سفید کردن شستن کامل
complete
کامل کردن انجام دادن
to post up
مطلع کردن کامل دادن به
salvages
پیاده کردن کامل قطعات
salvaged
پیاده کردن کامل قطعات
bleached
سفید کردن شستن کامل
pay off
با دادن مزد کامل اخراج کردن
to be all eyes
موافبت کامل کردن سرتاپاچشم شدن
hitch
کامل کردن پاس به دریافت کننده
hitched
کامل کردن پاس به دریافت کننده
to play one's card well
از فرصت خود استفاده کامل کردن
optimization
کار کردن چیزی با کارایی کامل
to browse
ویرایش کامل کردن
[علوم کامپیوتر]
hitching
کامل کردن پاس به دریافت کننده
souse
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
hitches
کامل کردن پاس به دریافت کننده
overhauls
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
To perfect oneself in a foreign language .
معلومات خودرا در یک زبان خارجی کامل کردن
overhauled
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhauling
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
overhaul
پیاده کردن کامل قطعات برای تعمیر
model
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
to make the most of
به بهترین طرزی بکار بردن استفاده کامل کردن از
models
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
cancelling
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
modelled
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
modeled
آنچه مثال کامل برای کپی کردن است
cancel
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancels
متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
integrate
کامل کردن درست کردن
integrates
کامل کردن درست کردن
integrating
کامل کردن درست کردن
tits
تلافی
reprisal
تلافی
tit
تلافی
compensation
تلافی
incidence
تلافی
marque
تلافی
compensations
تلافی
retaliation
تلافی
greet
تلافی
amends
تلافی
wanion
تلافی
greeted
تلافی
greets
تلافی
vindictive
تلافی
reprisals
تلافی
retribution
تلافی
imago
حشره کامل و بالغ اخرین مرحله دگردیسی حشره که بصورت کامل و بالغ در میاید
high leg attack and shoulder control
زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
double leg pick up
زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
thorough
بطور کامل کامل
recompense
جبران تلافی
recompenses
جبران تلافی
reward
مزد تلافی
recompensed
جبران تلافی
repaying
تلافی پس دادن به
vindictive
تلافی کننده
retaliative
تلافی کننده
compensator
تلافی کننده
to make reprisal
تلافی در اوردن
wrathful
تلافی دراوردن
repays
تلافی پس دادن به
repay
تلافی پس دادن به
retortion
تلافی بعین
retortion
تلافی عینی
retaliator
متضمن تلافی
rewardable
مزد تلافی
recompensing
جبران تلافی
rewarded
مزد تلافی
in return
در تلافی
[کاری]
restitution
جبران تلافی
rewards
مزد تلافی
by way of reciprocation
در تلافی
[کاری]
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
retorts
جواب متقابل تلافی
to take vengeance on a person
تلافی برکسی دراوردن
retort
جواب متقابل تلافی
serve one out
تلافی بسر کسی دراوردن
to serve one out
تلافی بسر کسی دراوردن
i paid him out well
خوب تلافی بسرش دراوردم
unrequited
بدون تلافی یا عمل متقابل
i repaid his kindress in kind
مهربانی او را عینا` تلافی کردم
Touché!
خوب تلافی کردی!
[در بحثی]
i will return his kindness
مهربانی او را تلافی خواهم کرد
to give one his revenge
فرصت جبران یا تلافی بحریف دادن
to take vengeance on any one
تلافی بر سر کس در اوردن از کسی انتقام گرفتن
congruous
درخور درست تلافی کننده یاجفت شونده
to get one's own back
تلافی برسر کسی دراوردن باکسی برابر شدن
She's done so much for us, we need to repay her somehow.
او
[زن]
این همه به ما کمک کرد. یکجوری باید تلافی بکنیم.
factorize
تقسیم یک عدد به دو عدد کامل که در اثر ضرب کردن همان عدد اصلی نتیجه شود
lap
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
lapped
یک دور کامل زمین اسبدوانی تمام کردن یک دور اسبدوانی رسیدن به اسب جلویی تمام کردن یک دور
exacts
کامل
exact
کامل
unmitigated
کامل
exacted
کامل
plenaries
کامل
main
کامل
totals
کامل
unabridged
کامل
full-fledged
کامل
in a entireness of state
کامل
of ripe years
کامل
plenary
کامل
full fledged
کامل
wall-to-wall
کامل
totaled
کامل
totaling
کامل
entire
کامل
completing
کامل
large
کامل
larger
کامل
completes
کامل
semibreves
نت کامل
semibreve
نت کامل
total
کامل
unqualified
کامل
perfect
کامل
stark
کامل
starker
کامل
starkest
کامل
starkly
کامل
absolute
کامل
absolutes
کامل
searching
کامل
saturation
کامل
largest
کامل
fullest
کامل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com