English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 240 (24 milliseconds)
English Persian
phone تلفن کردن
phoned تلفن کردن
phones تلفن کردن
phoning تلفن کردن
telephone تلفن کردن
telephoned تلفن کردن
telephones تلفن کردن
telephoning تلفن کردن
call up <idiom> تلفن کردن
Search result with all words
phone شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoned شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
drop نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropping نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
long distance ازراه دور تلفن کردن
long-distance ازراه دور تلفن کردن
dial تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
audio ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
ring off قطع کردن تلفن
ring off قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
ring up به کسی تلفن کردن
to ring up تلفن کردن به
to call 911 [American English] تلفن اضطراری کردن [به پلیس یا آتش نشانی]
to tap [phone line] مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
to tap somebody's telephone [line] به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
to make a typing error [mistake] اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
to make a typo [American E] اشتباه تایپ کردن [صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن]
Other Matches
ani سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howlers صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howler صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
private automatic branch exchange یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephony مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
telephone booths کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
phone تلفن تلفن زدن
phoning تلفن تلفن زدن
phoned تلفن تلفن زدن
phones تلفن تلفن زدن
calling dial صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
telephone operation طرز کار تلفن کار تلفن
telephones تلفن
operator تلفن چی
telephone code کد تلفن
telephone line خط تلفن
telephoning تلفن
telephone jack جک تلفن
telephoned تلفن
operators تلفن چی
phoned تلفن
phones تلفن
telephone operator تلفن چی
service man تلفن چی
telephone circuit خط تلفن
telephone تلفن
phone تلفن
phoning تلفن
telephone conduit کانال تلفن
automatic telephone system تلفن خودکار
earphones گوشی تلفن
extension تلفن فرعی
telephone cable کابل تلفن
telephone books دفتر تلفن
extensions تلفن فرعی
earphone گوشی تلفن
telephone station جایگاه تلفن
telephone booths کیوسک تلفن
telephone booths اتاقک تلفن
telephone receiver گوشی تلفن
telephone booth اتاقک تلفن
telephone channel کانال تلفن
personal شماره تلفن ها
dataphone تلفن دادهای
automatic telephone تلفن خودکار
telephore e. مرکز تلفن
telephone equipment تجهیزات تلفن
telephone booth کیوسک تلفن
ring تلفن حلقه
telephone network شبکه تلفن
repeating coil مبدل تلفن
telephone loope حلقه تلفن
telephone switching technique فن سوئیچینگ تلفن
hottest خط تلفن مستقیم
telephoned تلفن زدن
telephone system سیستم تلفن
telephone تلفن زدن
hot خط تلفن مستقیم
hotter خط تلفن مستقیم
extension telephone تلفن فرعی
telephone density تراکم تلفن
table telephone تلفن رومیزی
switchboard مرکز تلفن
telephone current جریان تلفن
telephones تلفن زدن
telephone d. دفتر تلفن
hot lines تلفن قرمز
hot line تلفن قرمز
telephnone book دفتر تلفن
telephone number شماره تلفن
telephone cord بند تلفن
ring up <idiom> تلفن زدن
telephone numbers شماره تلفن
telephone exchange مرکز تلفن
toll exchange مرکز تلفن
telephone exchanges مرکز تلفن
telephoning تلفن زدن
central تلفن چی مرکزی
switchboards مرکز تلفن
telephone cabin کیوسک تلفن
telephone equipment دستگاه تلفن
telephone operation عملکرد تلفن
dataphone تلفن داده
telephone fuse فیوز تلفن
telephone set دستگاه تلفن
address book دفترچه تلفن
telephone jack مادگی تلفن
party lines خط خصوصی تلفن
call boxes تلفن صحرایی
telephone service سرویس تلفن
telephony علم تلفن
telephone ringer زنگ تلفن
speaking circuit مدار تلفن
call boxes کیوسک تلفن
call boxes اتاقک تلفن
call box تلفن صحرایی
telephone transformer مبدل تلفن
party line خط خصوصی تلفن
telephone relay رله تلفن
residance telephone تلفن منزل
hand set گوشی تلفن
telephone condenser خازن تلفن
receiver گوشی تلفن
handset تلفن در یک قطعه
receivers گوشی تلفن
radio-telephones تلفن بی سیم
radio-telephone تلفن بی سیم
radio telephone تلفن بی سیم
headset گوشی سر تلفن
headsets گوشی سر تلفن
telephoner تلفن کننده
handsets تلفن در یک قطعه
call box کیوسک تلفن
boat telephone تلفن ساحلی
call box کابین تلفن
telephone box کیوسک تلفن
radio telephony تلفن بیسیم
telephone directories کتاب تلفن
telephone book دفتر تلفن
telephone station تلفن خانه
telephone charge هزینه تلفن
telephone directory کتاب تلفن
auto شماره تلفن
telephone earphone گوشی تلفن
call boxes کابین تلفن
telephone book راهنمای تلفن
telephone circuit مدار تلفن
autos شماره تلفن
radiophone تلفن بیسیم
telephone boxes کیوسک تلفن
telephone plug دوشاخه تلفن
log شماره تلفن
ring تلفن زدن
logs شماره تلفن
radiotelephone تلفن بی سیم
photophone تلفن نوری
sound powered telephone تلفن صوتی
central office مرکز تلفن
telephone books راهنمای تلفن
call box اتاقک تلفن
exchange office مرکز تلفن خودکار
The phone is ringing . تلفن زنگ می زند
dial شماره گیری با تلفن
phone books کتاب راهنمای تلفن
phoned پاسخ به تماس در تلفن
dials شماره گیری با تلفن
dialled شماره گیری با تلفن
telephone central office مرکز تلفن خودکار
dialed شماره گیری با تلفن
telephone test connection اتصال ازمایش تلفن
there was no ring کسی تلفن نکرد
busied خط تلفن اشغال است
telephone installation سیم کشی تلفن
phones پاسخ به تماس در تلفن
phoning پاسخ به تماس در تلفن
wireway سیم تلگراف و تلفن
cross talk تداخل صداها در تلفن
switching kit جعبه کلید تلفن
extension telephone تلفن شنت شده
switching central مرکز تلفن خودکار
harmonic selective ringing تلفن اختصاصی همساز
telephone directory کتابچه راهنمای تلفن
telephone exchanges مرکز تلفن خودکار
telephone directories کتابچه راهنمای تلفن
central exchange مرکز تلفن خودکار
down time زمان تلفن شده
busies خط تلفن اشغال است
simplexed circuit مدار تلفن ساده
idle ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idlest ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
telephone engineering تکنیک یا مهندسی تلفن
radio telephone transmitter فرستنده تلفن بیسیم
magneto telephone set دستگاه تلفن اندوکتوری
jack box جعبه تقسیم تلفن
busiest خط تلفن اشغال است
high frequency telephony فن تلفن فرکانس بالا
busying خط تلفن اشغال است
busier خط تلفن اشغال است
trunks تلگراف یا تلفن بدنه
busy خط تلفن اشغال است
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
automatic telephone system سیستم تلفن خودکار
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
telephone extension set دستگاه تلفن فرعی
idles ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
manual telephone system تلفن غیر خودکار
phone book کتاب راهنمای تلفن
cordless phone تلفن بی سیم [مخابرات]
cordless telephone تلفن بی سیم [مخابرات]
semi automatic telephone system تلفن نیم خودکار
assault wire سیم تلفن هجومی
idled ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
phone پاسخ به تماس در تلفن
telephone repeater تقویت کننده تلفن
cordless [cordless telephone] تلفن بی سیم [مخابرات]
trunk تلگراف یا تلفن بدنه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com