Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
trading stamp
تمبریکه برای تشویق در مقابل خرید کالا بخریدار میدهند
Other Matches
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
on approval
خرید کالا به شرط
demand
تقاضای خرید کالا
demands
تقاضای خرید کالا
demanded
تقاضای خرید کالا
duopsony
انحصار خرید کالا بطور دونفری
chandler
کسی که به خرید و فروش کالا مشغول است
haematogen
دارویی که برای چاره کم خونی میدهند
vouchee
کسیکه برای او گواهی وشهادت میدهند
wedding cake
کلوچهای که در عروسی به مهمانان میدهند و برای دوستانی ....میفرستند
long pull
اضافه پیمانهای که درنوشابه خانه ها برای جلب مشتریان میدهند
mezereum
پوست ماذریون که در داروسازی برای اوردن خوی و پیشاب میدهند
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
airing cupboard
قفسه یا کمدی که لباسهای شسته شده را برای خشک شدن در آن قرار میدهند
golden handshake
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshakes
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
bullets
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullet
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
yoicks
علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
EDAC
سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
shut out
<idiom>
مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
sheet
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheets
طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
to have a look round
[around]
the shops
[British E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
to have a look round
[around]
the stores
[American E]
برای خرید در فروشگاه ها گردش کردن
They were falling over one another to get petrol(gasoline).
برای خرید بنزین سرودست می شکستند
noises
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
there is a rush for the papers
مردم را برای خرید روزنامه هجوم میکنند
short covering
خرید سهم برای تامین فروشهای سلف
cash on the barrelhead
<idiom>
پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
final goods
کالا برای مصرف نهائی
partial substitution
جانشینی کامل برای دو کالا
take over bid
پیشنهاد خرید سهام یک شرکت برای اعمال کنترل
jettisoning
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
jettisoned
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
jettisons
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
pallet
سکوی چوبی یا پلاستیکی برای حمل کالا
stocked
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
price line pricing
قیمت گذاری ثابت برای یک گروه کالا
jettison
به دریا ریختن کالا برای نجات کشتی
stock
عرضه کردن کالا برای فروش سرسلسله
shadowmask
صفحهای با سوراخهایی در مقابل صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای سه رنگ
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
income velocity
دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
recevied for shipment bill of exchange
بارنامهای که مبین وصول کالا برای حمل است
price support
تثبیت قیمت توسط دولت برای حمایت کالا
escape character
ترتیب ارسال کد که به گیرنده اعلام میکند که حروف مقابل کمکی برای اعمال کنترلی هستند
He bought them expensive presents, out of guilt.
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
close price
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
purchase request
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
flag day
هر روزی که مردم برای امور خیریه پول خیرات می کنند ودر مقابل پرچم های کوچک دریافت می دارند
particular lien
حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
glare
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
cob web theorem
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
supporting goods
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
transire
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
department stores
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department store
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
inelastic demand
تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
barter with someone
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
shelf life
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter
[to trade by barter]
دادوستد کالا با کالا کردن
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
neoclassical theory of value
تئوری ارزش نئوکلاسیک .براساس این نظریه ارزش یک کالا براثر تداخل عرضه وتقاضا برای کالای مورد نظربدست می اید
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
purchase price variance
سپرده اختلاف قیمت خرید سپرده تضمینی خرید
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
order
خرید سفارش خرید
anti balance tab
بالچهای که روی سطوح کنترل که در جهت انحراف سطح اصلی منحرف شده وگشتاور لازم برای انحراف سطح را افزایش میدهد وحرکت انرا در مقابل جریان هوا مشکل میسازد
poisson distribution
این توزیع در حقیقت یک توزیع احتمال برای متغیرهای تصادفی ناپیوسته است که دران میزان احتمال بسیارکوچک و در مقابل تعدادمشاهدات بسیار زیاد است
When will be supper?
کی شام میدهند؟
unashamed
افرادیکهکارهایعجیبانجام میدهند
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
slutsky theorem
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
guard cell
گیاهی را تشکیل میدهند
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
handbill
اعلانی که بدست مردم میدهند
boarding house
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
boarding houses
جایی که در آن اطاق و غذا میدهند
pigwash
گنداب اشپزخانه که بخوکان میدهند
pig's wash
گنداب اشپزخانه که به خوکان میدهند
foy
سوری که بخاطر مسافرت میدهند
they give it a good scrub
خوب انرا مالش میدهند
handbills
اعلانی که بدست مردم میدهند
spadework
کاری که با بیل انجام میدهند
credit system of supply
سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
console table
میزی که پایههای کج داردوبه دیوارتکیه میدهند
loving cup
پیاله بزرگی که در مهمانی ها بدست میدهند
sea pass
پروانه عبور که به کشتی بی طرف میدهند
goffer
اهنی که باان توری راچین میدهند
these cloud promise rain
این ابرها خبر از بارندگی میدهند
tine
دندانه ماشینهائی که کارهای خاکی انجام میدهند
fascicule
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicle
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fasciculus
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
communicant
اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
impo
کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
communicants
اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
abets
تشویق
cheer
تشویق
abetted
تشویق
persuasions
تشویق
encouragement
تشویق
persuasion
تشویق
eulogy
تشویق
eulogies
تشویق
abetting
تشویق
cheers
تشویق
abet
تشویق
exhortation
تشویق
cheered
تشویق
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
corody
لباس وغذا وغیره که موسسات خیریه به محتاجان میدهند
aquaria
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquarium
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
aquariums
شیشه بزرگی که در ان ماهی و جانوران دریایی رانمایش میدهند
encouage
تشویق کردن
eulogizing
تشویق کردن
countenance
[encourage]
تشویق کردن
elate
تشویق کردن
hearten
تشویق کردن
cheer
تشویق کردن
reanimate
تشویق کردن
encourager
تشویق کننده
embolden
تشویق کردن
abets
تشویق تقویت
cheers
تشویق کردن
abetted
تشویق تقویت
encouragingly
ازراه تشویق
cheered
تشویق کردن
lead on
<idiom>
تشویق موزیانه
abetting
تشویق تقویت
take heart
<idiom>
تشویق شدن
to the cheers of
[the crowd]
با تشویق
[جمعیت]
encourage
تشویق کردن
persuadable
قابل تشویق
countenance
تشویق کردن
countenanced
تشویق کردن
encouraged
تشویق کردن
countenances
تشویق کردن
countenancing
تشویق کردن
encourage
تشویق کردن
applause
تشویق و تمجید
encourages
تشویق کردن
to put a premium on
تشویق کردن
lead on
تشویق کردن
eulogizes
تشویق کردن
eulogized
تشویق کردن
inspirit
تشویق کردن
eulogize
تشویق کردن
eulogising
تشویق کردن
eulogises
تشویق کردن
inspiriting
تشویق کننده
eulogised
تشویق کردن
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
coffee-table books
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
bread-boards
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
coffee-table book
کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
bread-board
تختهای که روی آن خمیر را ورز میدهند و نان را با چاقو میبرند
resolution
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
resolutions
بیشترین تعداد خط وط که یه تصویر را روی صفحه LRT تشکیل میدهند
exhorted
تشویق و ترغیب کردن
cheerleader
سر دستهی تشویق کنندگان
cheerleaders
سر دستهی تشویق کنندگان
exhort
تشویق و ترغیب کردن
protreptic
تشویق کننده نصیحت
exhorting
تشویق و ترغیب کردن
exhorts
تشویق و ترغیب کردن
shot in the arm
<idiom>
تشویق یا برانگیختن چیزی
acclamation
آفرین
[تشویق]
[تحسین]
unit awards
تشویق نامه یکانی
music stands
میزی که نت های موسیقی را روی آن گذاشته و جلو نوازنده قرار میدهند
pantechnicons
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
pantechnicon
نام بازاری در لندن که همه جورکالاهای صنعتی دران نمایش میدهند
letter card
کاغذ پستی تا شده که لبههای چسب دارانرابهم چسبانده به پست میدهند
grillage
شبکهای از تیرهای سنگین که در جاهای سست بجای پی ساختمان قرار میدهند
export incentive
تشویق دولت در جهت صادرات
overpraise
بیش از حد تشویق و تحسین کردن
you tell'em
<idiom>
تشویق شخص دربیان گفتهها
ostensorium
فرف سیمین ی زرینی که هنگام عشاربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
oversells
بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
gracing
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
bounties
تشویق صنایع و بازرگانی به وسیله دولت
patronizingly
ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
graces
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
citation
تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
citations
تقدیررسمی از ابراز لیاقت تشویق نامه
overselling
بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
oversell
بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
oversold
بیش از حد کسی را به کاری تشویق کردن
grace
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
graced
فیض الهی بخشیدن تشویق کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com