English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
English Persian
discount with تنزیل کردن برات
Other Matches
discount house موسسه ایکه برات و اسناد را تنزیل مینماید
retour sans protet اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
bottoms با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
downgrade جمع و جور کردن تنزیل رتبه
discounted با دادن تنزیل قبل از سررسیدنقد کردن
discount با دادن تنزیل قبل از سررسیدنقد کردن
discounting با دادن تنزیل قبل از سررسیدنقد کردن
bottom با پایین ترین نرخ تنزیل کردن
discounts با دادن تنزیل قبل از سررسیدنقد کردن
downgrades جمع و جور کردن تنزیل رتبه
downgrading جمع و جور کردن تنزیل رتبه
downgraded جمع و جور کردن تنزیل رتبه
drawer محال علیه برات برات کش
drawers محال علیه برات برات کش
make a draft for برات کردن
discounts برات را نزول کردن
discounted برات را نزول کردن
discounting برات را نزول کردن
discount برات را نزول کردن
overdraw بیش از اعتبار حواله کردن برات خالی از وجه دادن
discounts تنزیل
discounting تنزیل
interest تنزیل
discounted تنزیل
interests تنزیل
discount تنزیل
bank discount تنزیل بانکی
degrades تنزیل رتبه
rate of discount نرخ تنزیل
usurious تنزیل خوار
bill broker واسطه تنزیل
degrade تنزیل رتبه
factoring agent عامل تنزیل
fluctuation ترقی و تنزیل
discount house موسسه تنزیل
discount broker دلال تنزیل
discounted value ارزش تنزیل شده
private rate of discount نرخ تنزیل خصوصی
discount without recourse تنزیل بدون حق رجوع
bank rate of discount نرخ رسمی تنزیل
discount rate policy سیاست نرخ تنزیل
to put out money to interest پول تنزیل دادن
rediscount rate نرخ تنزیل مجدد
the interst accumulated تنزیل ان روی هم رفت
social discount rate نرخ تنزیل اجتماعی
discounted cash flow مبلغ تنزیل شده پرداختها وهزینههای اتی
factoring agent فرد یا شرکتی که اسناد تجاری را تنزیل مینماید
bank rate مظنه رسمی تنزیل که توسط بانک مرکزی تعیین میشود
bill exchange برات
bill of e. برات
cheques برات
honours برات
honoring برات
honouring برات
honored برات
honors برات
bill برات
drawers برات کش
bills برات
honour برات
honoured برات
bill of exgchange برات
drafted برات
draft برات
cheque برات
bill of exchange برات
drawer برات کش
drafts برات
re exchange برات رجوعی
foreign bill برات خارجی
retired draft لاشه برات
bank draft برات بانکی
bankbill برات بانک
usance bill برات به وعده
foreign bill برات ارزی
kites برات دوستانه
re draft برات رجوعی
drawers برات دهنده
drafted برات سفته
agiotage دلالی برات
kite برات دوستانه
draft برات سفته
draft حواله برات
draft برات کشی
trade acceptance برات قبولی
on sight bill of exchange برات عندالمطالبه
drafts برات کشی
clean bill برات ساده
drafts برات سفته
enfacement رونویسی برات
drafted برات کشی
drafts حواله برات
drafted حواله برات
kite برات صوری
exequatur برات قونسول
kites برات صوری
bank bill برات بانک
dishoner نکول برات
holders دارنده برات
cambist دلال برات
drawer کشنده برات یا چک
drawer برات گیر
dishonoured نکول برات
indorsee برات گیر
dishonour نکول برات
dishonors نکول برات
drawer برات دهنده
due bill برات پرداختنی
papering سفته برات
draws برات کشیدن
drawers کشنده برات یا چک
sight draft برات به رویت
dishonours نکول برات
sight draft برات دیداری
draft at sight برات دیداری
dishonouring نکول برات
re draft برات رجوعی
holder دارنده برات
bill pay able at sight برات رویت
papered سفته برات
currency of a bill مدت برات
bill pay able at sight برات دیداری
paper سفته برات
accommodation bill برات دوستانه
draft at sight برات به رویت
papers سفته برات
premiums صرف برات
short bill برات کم مدت
bill broker دلال برات
bill exchange برات بازرگانی
drawer of a bill of exchange برات دهنده
draw برات کشیدن
drawers برات گیر
accommodation acceptance برات دوستانه
drawn on برات کشیدن
premium صرف برات
bill of exchange برات ارزی
drawee برات گیر
sight bill برات دیداری
honor پذیرفتن برات
bill of exchange برات مبادلهای
dishonored نکول برات
dishonoring نکول برات
time draft برات مدت دار
days sight draft برات دیداری 06 روزه
bill payable برات قابل پرداخت
drawers برات دهنده محیل
on sight bill of exchange برات برویت یا دیداری
usance برات وعده دار
bill time draft برات وسفته موجل
drawer برات دهنده محیل
sight draft برات یا حواله دیداری
first of exchange نسخه اصلی برات
overdue draft برات سررسید گذشته
blank endorsement برات سفید مهر
draft at tenor برات مدت دار
when will that bill fall due ? سررسید پرداخت ان برات کی است
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
when does the bill fall due ? سررسید برات چه موقعی است
draw on عهده کسی برات کشیدن
short bills سفته یا برات کوتاه مدت
payment against a draft پیش پرداخت در مقابل برات
bills payable برات های پرداخت کردنی
I felt it it in my bones. I had a hunch. بدلم برات شده بود
the bill is undue وعده برات نرسیده است
date on which a bill falls due موعد پرداخت برات یا سفته
enface در روی برات نوشتن یامهرزدن
billhead کاغذی که شبیه برات چاپی است
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
foreign bill برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
return account صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
the bill is overdraw سر رسید برات منقضی شده است
Now I am going to tell you something. حالا میخوام برات یه چیزی تعریف کنم.
the bill has come to maturity موعد پرداخت برات منقضی شده است
road test ازمایش امادگی وسائط نقلیه برات مسافرت
bill time draft برات و سفته قابل پرداخت درتاریخ معین در اینده
date of grace مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
usurer سود خوار- تنزیل خوار
usury تنزیل خواری حرام خواری
endorsee کسی که برات یا هر سنددیگری از قبیل چک و سفته در وجه او فهر نویسی و به او تسلیم میشود
qualified indorsement فهرنویسی برات یا سفته با ذکرمطلبی که مسئوولیت فهرنویس را نسبت به ان چه قانون مقرر داشته است محدودتر یا وسیعتر کند
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
presentment ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
per procurationem به نمایندگی قبولی برات به نمایندگی دیگری نوشتن
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com